فایل های دانشگاهی

تعیین الگوی کشت بهینه، مقایسه الگوی موجود با الگوی بهینه ۸۰ ص- قسمت 17

با توجه به الگوی برنامه ریزی آرمانی در ساختار اقتصادی که اهداف اقتصادی نسبت به اهداف زیست محیطی در الویت قرار دارد، سطح زیر کشت به 39/102 هکتار می رسد اما در ساختار زیست محیطی که اهداف زیست محیطی در اولویت قرار می گیرد کل سطح زیر کشت به 82/72 هکتار می رسد مشاهده می گردد سطح زیر کشت در دو ساختار تفاوت عمده ای دارد در هر 2 ساختار برنامه ریزی آرمانی سطح زیر کشت گندم، جو و یونجه یکسانند اما در ساختار اقتصادی کاشت چغندرقند 76/27 هکتار است که نسبت به الگوای دیگر رقم بزرگی است همچنین در ساختار اقتصادی کاشت سیب زمینی، گوجه فرنگی، چغندرقند، سویا و لوبیا قرمز توجیه اقتصادی ندارد از سوی دیگر در ساختار زیست محیطی سیب زمینی، چغندرقند و سویا از الگوی پیشنهادی حذف می شوند.
عکس مرتبط با اقتصاد
مشاهده می شود تولید چغندرقند در هیچ یک از الگوها توجیه اقتصادی ندارد.
نتایج حاصل از این تحقیق در مورد مقایسه درآمد ناخالص در الگوهای مختلف نشان می دهد که در ساختار اقتصادی مربوط به الگوی برنامه ریزی خطی با بیشترین درآمد ناخالص مواجه هستیم که البته در مدل برنامه ریزی خطی با در نظر گرفتن سطح زیر کشت پیشنهادی به درآمد بالایی می رسیم. در ساختار زیست محیطی، درآمد ناخالص کمترین مقدار را داراست نیروی کار مورد استفاده در برنامه ریزی آرمانی یکسان و در برنامه ریزی خطی به 2000 نفر روزکار در طول یکسان زراعی می رسد همچنین مقدار آب و کود شیمیایی مصرفی نیز در الگوی خطی نسبت به الگوی آرمانی و شرایط فعلی، مقدار بیشتری است و مشاهده می شود میزان استفاده از آن ها در ساختار زیست محیطی مربوط به برنامه ریزی آرمانی که در آن کاهش به کارگیری این 2 نهاده در اولویت اهداف مدیر واحد قرار گرفته است نسبت به 3 وضعیت دیگر کمتر است.
بنابراین استفاده از این مدل برنامه ریزی نشان می دهد تصمیم گیری برای کشاورزان در شرایط نامناسب زیست محیطی تسهیل می گردد – شرایط الگوی کشت به طور نسبی بهبود می یابد و از منابع و نهاده ها به نحو مطلوب تری بهره برداری می گردد.
نودهی و همکاران (1382) در مطالعه شان با بهره گرفتن از مدل های برنامه ریزی خطی فازی و برنامه ریزی چند هدفه فازی به تعیین الگوی بهینه کشت شهرستان کاشمر پرداخته اند. در این تحقیق برنامه بهینه واحد زراعی نمونه با بهره گرفتن از 2 روش برنامه ریزی خطی فازی و مدل برنامه ریزی چند هدفه تعیین شده است آمار و اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق از طریق تکمیل پرسشنامه الگوی بهینه کشت از واحد زراعی نمونه در شهرستان کاشمر بدست آمده است لازم به ذکر است آمار ثبت شده مربوط به سال زراعی 81-80 می باشد.
محصولات مورد بررسی شامل پنبه، جو آبی، گندم آبی، علوفه، طالبی، جو دیم، گندم دیم می باشد.
در حالت فازی سطح زیر کشت تمامی محصولات به جزء طالبی و پنبه مطابق سطح زیر کشت موجود واحد زراعی است در حالت فازی سطح زیر کشت طالبی برابر صفر و این محصول از مدل حذف شده است که این مطلب به دلیل محدودیت نیروی کار، آب و بالا بودن هزینه آبیاری می باشد.
قیمت سایه ای یا هزینه فرصت محصولاتی که در الگوی کشت قرار دارند برابر صفر است اما محصول طالبی هزینه فرصتی برابر 87/9 دارد که این رقم بیان می کند به ازای وارد شدن طالبی به مدل برنامه ریزی خطی فازی به ازای هر هکتار از محصول طالبی که وارد مدل می شود 87/9 واحد به بازده برنامه ای کل واحد زراعی افزوده می شود در حالی که در حال حاضر با حذف این محصول این مقدار از بازده برنامه ای را از دست می دهیم.
در بخش دوم تحقیق الگوی بهینه کشت توسط مدل برنامه ریزی فازی با چند هدف، 2 هدف مد نظر گرفته شده است که عبارتند از:

  1. حداکثر نمودن بازده برنامه ای کل
  2. حداکثر نمودن میزان تولید

هر یک از مدل های فوق توسط بسته نرم افزاری LinGo برآورد شده و سطح زیر کشت بهینه محاسبه شده است نتایج به دست آمده نشان می دهد محدودیت منابع آبی و نیروی کار موجب کاهش محسوس سطح زیر کشت طالبی و پنبه در این منطقه شده است علاوه بر این برنامه ریزی چند هدفه فازی در مقایسه با برنامه ریزی خطی فازی ابزار ساده و مناسبی جهت تعیین برنامه بهینه کشت محسوب می شود.
اکبری و زاهدی کیوان (1386) در این تحقیق سعی کرده اند که به کمک تکنیک برنامه ریزی چند هدفه فازی مناسب ترین الگوی بهینه کشت محصولات زراعی با در نظر گرفتن شرایط ریسک و عدم قطعیت و با توجه به اهداف مورد نظر کشاورزان و تصمیم گیرندگان را تعیین کنند. محیط تحقیق مزرعه ای به وسعت 120 هکتار واقع در استان همدان می باشد آمار و اطلاعات مورد استفاده در این پژوهش مربوط به سال های زراعی 1378 تا 1384 می باشد که از دفتر حسابداری مزرعه تهیه شده است.
حسابداری
این تحقیق در پی دستیابی به الگوی بهینه کشت محصولات زراعی و تخصیص منابع کمیاب از جمله آب، زمین، سرمایه و غیره در یک مزرعه می باشد به نحوی که کشاورزان این مزرعه بتوانند با توجه به قیود و محدودیت های پیش روی به اهداف خویش در مدیریت مزرعه دست یابند.
برای کشاورزان مزرعه مورد مطالعه کشت و تولید 5 محصول گندم آبی، گندم دیم، سیب زمینی، ذرت و چغندرقند از اهمیت و ارجحیت بیشتری نسبت به سایر محصولات زراعی قابل کشت می باشد.
نرم افزار مورد استفاده برای حل مدل های برنامه ریزی چند هدفه فازی در این پژوهش Win-QM است در این پژوهش ابتدا حدود بالا و پایین آرمان های منابع تولید، سود و هزینه تعیین شده و سپس با توجه به نظر کشاورزان مزرعه مورد مطالعه، آرمان مقدار تولید پنج محصول گندم (آبی و دیم)، سیب

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

زمینی، ذرت و چغندرقند تعیین می گردد.
با توجه به مصاحبه های صورت گرفته با کشاورزان مزرعه مورد مطالعه و کارشناسان جهاد کشاورزی منطقه آرمان ایجاد شده در دوازده سناریو گوناگون تهیه و تدوین شد این سناریوها را به طور کلی می توان به 3 دسته تقسیم نمود.
در حالت اول آرمان اصلی (آرمان منابع تولید، آرمان سود، آرمان هزینه، آرمان میزان تولید) که ابتدا به تنهایی در تابع هدف مسئله وارد می گردد.
در حالت دوم چهار آرمان اصلی با یکدیگر ترکیب می شود در این مرحله فرض می شود که اهمیت و ارجحیت آرمان ها نسبت به یکدیگر یکسان است.
در حالت سوم آرمان ها بر اساس اولویت و درجۀ اهمیت با یکدیگر ترکیب می گردند.
نتایج این 12 سناریو حاکی از آن است که در هیچ یک از سناریوها جو آبی و آفتابگردان وارد الگوی بهینه کشت نشده و سیب زمینی در تمامی سناریوها در الگوی بهینه کشت حضور دارد.
باقریان و همکاران (1386) هدف از انجام این مطالعه را دستیابی به الگوی بهینه کشت و تخصیص منابع کمیاب از جمله آب و تعیین تقاضای نورماتیو (هنجارین) آب در مزارع شهرستان کازرون دانستند.
جهت تعیین الگوی بهینه کشت از روش برنامه ریزی خطی که در رابطه با تخصیص بهینه منابع کمیاب بین فعالیت های مختلف رقیب به کار گرفته می شود استفاده گردید.
همچنین برای استخراج و تجزیه و نتایج از نرم افزار LINDO استفاده شده که از این طریق الگوی کشت در 2 حالت کنونی (کالیبره) و بهینه با توجه به محدودیت های منطقه تعیین شده است برای نشان دادن رابطه قیمت – مقدار ، نمودار تقاضای آب به صورت پلکانی استخراج گردیده است. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه واحدهای زراعی فعال در شهرستان کازرون می باشد روش نمونه گیری، روش دو مرحله ای بوده که پس از تکمیل پرسش نامه ها و استخراج اطلاعات، کشاورزان دارای زمین های کمتر از 5 هکتار زمین انتخاب و داده های مربوط به این زارعین مورد بررسی قرار گرفت در مجموع 149 پرسشنامه تکمیل و اطلاعات آنها مورد استفاده قرار گرفت.
محصولات مورد بررسی شامل گندم، جو، برنج، ذرت، یونجه، جالیز، سیب زمینی، خیار، گوجه فرنگی، لوبیا، نخود و سبزیجات برگی می باشد.
محدودیت ها عبارتند از زمین در فصول مختلف، آب در فصول مختلف، ساعات دسترسی به ماشین آلات، کود شیمیایی، نیروی کار، نیازهای خانوار کشاورز، محدودیت های فروش محصولات مختلف، حداکثر سطح زیر کشت محصولات مختلف و تناوب های زراعی می باشد.
برای تعیین الگو ابتدا بهره بردار نماینده انتخاب و پس از تعیین بهره بردار نماینده از بسته نرم افزاری LINDO استفاده گردید پس از تعیین الگو در 2 حالت کالیبره (suboptimum) و بهینه (optimum) با تغییر قیمت هر متر مکعب آب در تابع هدف، مقدار تقاضای آب در قیمت های مختلف در فصول مختلف برآورد گردید سپس به منظور نشان دادن رابطه مقدار- قیمت آب، منحنی های تقاضای آب با بهره گرفتن از برنامه Excel ارائه شده است.
نتایج نشان داد که کشاورزان از منابع موجود به نحو بهینه استفاده نمی کنند به گونه ای که اختلاف سود در اجرای 2 حالت کنونی و بهینه 5/11 درصد می باشد چنانچه محدودیت های منطقه از جمله آب کاهش یابد، امکان افزایش سطح زیر کشت و سودآوری وجود خواهد داشت.
در رابطه با وضعیت عرضه و تقاضا نتایج بیانگر آن است که اگر تولید محصولات بیشتر از نیاز منطقه باشد با توجه به تقاضای محدود منطقه، این محصولات دچار افت قیمت شده و تولید آن ها دارای توجیحه و صرفه اقتصادی نخواهد بود بنابراین پیشنهاد شده است که در رابطه با بازاریابی و فروش محصولات مسأله ایجاد یک بازار متمرکز جهت سهولت در فروش محصولات بدون حضور واسطه ها مورد بررسی واقع شود.
زارع و همکاران (1386) با بهره گرفتن از مدل برنامه ریزی ریاضی و شبیه سازی رفتار زارعین در مناطق مورد مطالعه، امکان جابجایی بین سطح زیر کشت محصولات از طریق تغییر در عوامل موثر بر الگوی کشت را بررسی نمودند.
محصولات مورد مطالعه شامل ذرت علوفه ای، کلزا، خربزه، جو، یونجه و گوجه فرنگی و شهرستان های مورد مطالعه شامل فریمان، تربت جام و تایباد می باشد.
اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه بدست آمده و با بهره گرفتن از نرم افزار Win QSB و روش برنامه ریزی خطی امکان سنجی تغییر الگوی کشت و نتایج حاصل به همراه تحلیل حساسیت عوامل موثر مربوطه مورد بررسی قرار می گیرد.
در این مطالعه سعی گردیده است با حفظ پایداری تولید گندم (حفظ سطوح کشت) با جایگزینی یا کم نمودن سطوح سایر زراعتها در شهرستان های مورد مطالعه از یک سو باعث ایجاد ثبات در وضعیت درآمدی کشاورزان شد و از سوی دیگر با کاشت گیاهان علوفه ای و روغنی در راستای اهداف حرکت کرد.
از اهداف مطالعه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تخصیص بهینه آب بین محصولات زراعی در جهت توسعه کشت محصولات علوفه ای
  2. افزایش درآمد کشاورزان
  3. تأمین علوفه مورد نیاز بخش دامداری
  4. افزایش راندمان اقتصادی مصرف آب
  5. افزایش تولید روغن در کشور که در راستای اهداف می باشد
  6. توازن بین عرضه و تقاضای محصولات صیفی به منظور حفظ قیمت عادلانه محصولات با توجه به محدودیت و کمبود آب، از نظر نهاده های کمیاب، این نهاد به عنوان محور محدودیت ها و جایگزینی محصولات مورد توجه قرار گرفته است.

با توجه به تغییر قیمت از زمان شروع تا زمان برداشت قیمت لحاظ شده در این مطالعه به صورت وزنی می باشد همچنین قیمت آب در این مطالعه بر اساس هزینه های احداث چاه صورت گرفته است.
نتایج مطالعه ن
شان داد که جهت افزایش سطح زیر کشت محصولات علوفه ای و دانه های روغنی، بایستی سیاستگذاری ها به گونه ای باشد که منجر به بهبود موقعیت نسبی این محصولات گردد نوع و میزان هر سیاست گذاری را نیز می توان از طریق شبیه سازی و تهیه مدل مناسب تعیین کرد.
امیر تیموری و چیذری (1386) در مطالعه خود تعیین الگوی بهینه مجتمع شیر و گوشت – فرزیس در شهرستان شیراز و مقایسه آن با الگوی خطی واحد با بهره گرفتن از مدل های برنامه ریزی خطی و روش مدل سازی ایجاد گزینه (MGA) را مورد توجه قرار دادند برای برآورد مدل نیز از بسته نرم افزاری Lindo استفاده شده است. فعالیت های این واحد را می توان به 2 قسمت زراعی و دامی تقسیم کرد. در بخش زراعت محصولات گندم آبی، ذرت، کلزا و یونجه کشت می شود. در بخش دامداری گاو شیری، گوساله های نر، ماده و تلیسه نگهداری می شود. آمار و اطلاعات مورد نیاز این مطالعه با کمک پرسشنامه و مصاحبه حضوری با مدیر واحد برای سال زراعی 83-1382 به دست آمده است.
اهداف این مطالعه عبارتند از:

  1. تعیین الگوهای بهینه و به نسبت بهینه مجتمع تلفیقی زراعت – گاوداری فرزیست استان فارس
  2. مقایسه بازده برنامه ای حاصل از برنامه فعلی و برنامه بهینه

نتایج حاصل از مدل برنامه ریزی خطی نشان داد که سطح زیر کشت گندم و کلزا در الگوی کشت فعلی و بهینه برابر بوده و سطح زیر کشت ذرت در برنامه بهینه 6/16% افزایش یافته و در برنامه بهینه یونجه از الگوی کشت حذف شده است به طوری که در الگوی بهینه، بازده برنامه ای نسبت به الگوی فعلی 7/4% افزایش یافته است. بر مبنای 2 الگوی به نسبت بهینه بدست آمده از روش MGA، می توان گفت در گزینه یک (MGA1) با ثابت ماندن سطح زیر کشت گندم، کاهش سطح زیر کشت ذرت و کلزا و کاهش تعداد رئوس گاوها، محصول یونجه به میزان 14 هکتار وارد برنامه شده است.
این در حالی است که در گزینه دو (MGA 2) تعداد رئوس گاوها افزایش، سطح زیر کشت گندم و ذرت کاهش یافته و سطح زیر کشت یونجه و کلزا ثابت مانده است.
بررسی قیمت سایه ای منابع نیز نشان داد که زمین، عامل اصلی محدود کننده افزایش تولید و در نتیجه درآمد است.
لذا توصیه می شود مدیر واحد با به کار گیری الگوی بهینه، نسبت به بهره برداری بهینه از منابع و افزایش درآمد واحد اقدام نماید.
خادمی پور و ترکمانی (1382) با هدف بررسی اثر افزایش مکانیزاسیون و راندمان تحت شرایط ریسک بر الگوی بهینه کشت بهره برداران با بهره گرفتن از مدل برنامه ریزی چند معیاری توأم با ریسک (GP-TMOTAD) و مقایسه نتایج حاصل از آن با الگوهای بهینه مدل های برنامه ریزی موتاد (MOTAD) و تارگت – موتاد (T MOTAD) و برنامه ریزی خطی ساده (LP) می باشد.
آمار و اطلاعات مورد نیاز مطالعه نیز به 2 صورت داده های مقطعی و سری زمانی می باشد بدین صورت که داده های مقطعی مورد نیاز با بهره گرفتن از روش نمونه گیری خوشه ای 2 مرحله ای و مصاحبه با تعداد 50 بهره بردار در بخش ارزوئیه شهرستان بافت در استان کرمان، برای محصولات گندم، جو، ذرت و پنبه برای سال زراعی 80-1379 به دست آمده است سپس یک مزرعه 5 هکتاری در روستای قادرآباد به عنوان مزرعه نماینده انتخاب گردید و داده های سری زمانی مورد نیاز نیز از طریق آمارنامه های هزینه تولید محصولات کشاورزی استان طی سال های زراعی 78-1372 بدست آمده سپس با بهره گرفتن از برنامه نرم افزاری Qsb win (Qsb تحت ویندوز) مدل ها برآورد گردیده است.
در این مطالعه متغیرهای تصمیم عبارتند از رشته فعالیت های گندم، جو، ذرت و پنبه و محدودیت ها نیز شامل محدودیت آب، زمین، نیروی کار، سرمایه، ماشین آلات و همچنین محدودیت های مربوط به سال های مورد مطالعه می باشد.
نتایج کلی این مطالعه نشان دهنده این مطلب است که کشاورزان این منطقه عموماً ریسک گریزند و الگوهای کشت با ریسک بالا را تنها در صورتی انتخاب می نمایند که درآمد انتظاری بالا داشته باشند همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که در اکثر مدل های برنامه ریزی محصول ذرت نسبت به دیگر محصولات با سطح زیر کشت بیشتری وارد الگوی بهینه کشاورزان می شود این بدین دلیل است که محصولات ذرت نسبت به سایر محصولات از قبیل گندم و پنبه علاوه بر سودآوری بیشتر از کشت کاملاً مکانیزه تری برخوردار است.
محصول پنبه نیز سودآوری درخوری دارد اما به دلیل نیاز پنبه به منابع بیشتر از قبیل نیروی کار، سرمایه و تعداد دفعات آبیاری، کشاورزان ذرت را به پنبه ترجیح می دهند همچنین ذرت و گندم نیز اگر از لحاظ میزان استفاده از ماشین آلات، نیروی کار و تعداد دفعات آبیاری نزدیک به هم هستند اما سودآوری ذرت در مقایسه با گندم باز هم بیشتر است.
نتایج حاصل از برآورد مدل های برنامه ریزی چند معیاره نیز نشان داد که با افزایش میزان ساعات استفاده از ماشین آلات محصولاتی که دارای کشت مکانیزه تر هستند وارد الگو می شوند و همچنین بازده طرح و ریسک طرح نیز افزایش می یابد، اما در مورد حداقل کردن تعداد دفعات آبیاری، نتایج بیانگر این مطلب هست که کشاورزان این منطقه در این مورد به درآمد ناخالص طرح توجه می کنند و محصولاتی را وارد الگوی خود می کنند که از سودآوری بیشتری برخوردارند بنابراین برای این کشاورزان بازده ناخالص طرح نسبت به دیگر اهداف در مرتبه بالاتری قرار دارد در نهایت مقایسه الگو کشت مزرعه نماینده با الگوی بهینه کشت مدل های مختلف برنامه ریزی نشان داد به الگوی بهینه کشت ارائه شده توسط مدل تلفیقی (GP-TMOTAD) به الگوی کشت مزرعه نماینده نزدیکتر می باشد.
در نهایت مقایسه الگوهای بهینه کشت حاصل از مدل ها
ی مختلف با الگوی کشت مزرعه نماینده نشان داد که الگوی بهینه کشت حاصل از مدل تلفیقی برنامه ریزی آرمانی و تارگت موتاد نسبت به دیگر مدل ها به واقعیت نزدیکتر بوده و واقع بینانه تر می باشد.
فصل چهارم
روش تحقیق
آمار و اطلاعات مورد نیاز این مطالعه از طریق پرسشنامه از سازمان جهاد کشاورزی شهرستان مشهد تهیه گردیده است. دورة مطالعه 6 سال از سال 1380 تا 1385 و منطقه مورد بررسی شهرستان مشهد می باشد. محصولات شامل گندم آبی، جوآبی، چغندر قند، پیاز آبی و گوجه فرنگی آبی است نرم افزار مورد استفاده QSBمی باشد. روش تحقیق، حداکثر کردن سود در شرایط مخاطره است (به این معنا که سود ناخالص فعالیتهای زراعی منهای هزینه ریسک، با محدودیت های ناشی از عوامل تولید و ریسک، حداکثر می شود) برای این کار پژوهشگران مدلهای متعددی ارائه کرده اند که از جمله آنها مدل موتاد می باشد که توسط هیزل در سال 1971 مطرح گردید و توسعه یافت.

You may also like...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *