تشویق کودکان با ۳ راه حل نتیجه بخش 

 

فرزندمان تکالیفش رو انجام می ده و ما هم تشویقش می کنیم بی اینکه درباره درست یا غلط بودن روش تشویق کردن مون فکر کنیم. مگه تشویق کردن هم می تونه ضرری داشته باشه؟ بیشتر ما تشویقای پرکاربرد زبانی رو آسون و کم هزینه میدونیم اما از اثرات سوءِ اون آگاهی نداریم. تشویق کردن بچه ها به اونا انگیزه می ده تکالیف شون رو بکننن. اونا وظیفه شون رو بهتر انجام میدن تا از طرف ما تشویق شن. اما وقتی تشویق شدن واسه کودک عادی شه، به مرور کارکردش رو هم از دست می ده. مثلا اگه در تشویق هامون به کرات کودکی رو باهوش بنامیم، کودک به مرور به خودش می قبولاند که باهوشه، پس دیگر تلاشی در کار نیس. اون به جای اینکه سعی کنه تا آگاهانه بکنه، فقط سعی می کنه باهوش به نظر بیاد. واقعا باهوش به نظر اومدن، پیشرفت کودکان رو حتی در ایجاد تغییرات آسون ای مثل داوطلب شدن در کلاس درس، متوقف می کنه. پس تکرار اینکه باهوش هستن، ممکنه نتیجه عکس به بار بیاره. پس چه جوری باید فرزندمان رو تشویق کنیم تا یه سری از اصول و عقاید مؤثر رو ملکه ی ذهنش کنه؟

محققی به نام کارل دوِک (Carol Dweck) در تحقیقاتش دریافت که روش تشویق کودکان، بر ساختار فکری و نگاه اونا نسبت به سخت کوشی، رقابتای پیش رو و موفقیت تأثیرگذاره. دوِک دو نوع ساختار فکری رو در کودکان شناسایی کرد: ساختار فکری ثابت و ساختار فکری فعال.

کودکان با ساختار فکری ثابت بر این باورند که فاکتورهایی مثل هوش، شخصیت و خلاقیت همه ذاتی و تغییرناپذیرند. یعنی اونا فکر می کنن مطالعه بیشتر و سعی اونا در تغییر نتیجه بی تأثیره. اونا تعریف درستی از هویت شون ندارن، چون فکر می کنن استعدادهایشان قابل پرورش نیس. پس از روبرو شدن با رقابتایی که توانایی هاشون آزمایش می زنه، می گریزند. از سویی دیگر کودکان با ساختار فکری فعال باور دارن که مغز ماهیچه ایه که توانایی رشد داره و استعدادها نعمتایی هستن که از راه سخت کوشی پیشرفت پیدا می کنن. اونا بر این باورند که تموم تواناییای مادرزادی، مواد خامی هستن که با سعی و همت تغییر می کنن؛ پس از رقابتای پیش رو استقبال می کنن، چراکه موفقیت خود رو در اون می بینن.

دوِک با انجام آزمایشی فرق بین ساختارهای فکری رو در کودکان چهارساله نشون داد. از کودکان خواسته شد تا پازلی رو منظم کنن. اونا مختار بودن پازل آسونی رو که قبلا موفق به کامل کردنش شده بودن انتخاب کنن یا اینکه پازل پیچیده تری رو امتحان کنن. کودکان با ساختار فکری ثابت، پازلی رو که قبلا انجام داده بودن و تواناییای فعلی شون رو تأیید می کرد، انتخاب کردن در حالی که کودکان با ساختار فکری فعال براین باور بودن که باید انتخابایی متفاوت از تجربیات قبلی شون داشته باشن. اما چرا کودکان با ساختار فکری فعال مایل هستن با پرداختن به پازلی رقابت برانگیز تواناییای شون رو پیشرفت بدن؟ این دسته از کودکان موفقیت رو به «باهوش تر شدن» نسبت به قبل در رابطه میدونن. اگه دوست دارین کودک تون ساختار فکری فعال داشته باشه، موارد زیر رو عملی کنین.

۱. روش انجام کار رو تشویق کنین

به جای تشویق کودک، روش انجام کارش رو تشویق کنین. مثلا به جای اینکه بگید «تو خلاقی» با روشنی بگید « راه حل خوبی واسه انجام اون پیدا کردی و با افتخار می تونم بهت بگم که در راه رسیدن به هدفت هستی.»

۲.واقع گرا باشین و وقتی کارا خوب انجام نمی شه، تشویق نکنین

ولف اون مایر (Wulf-Uwe Meyer)، محقق برجسته ی روان شناسی در تحقیقی اندازه گیری شده که جامعه ی آماری اون کودکان ۷ ساله بودن به نتایج زیادی رسید. کودکان ۷ ساله بیشتر به تشویق ظاهری واکنش نشون میدن و از شنیدن یا دیدن اون به وجد بین، اما کودکان بزرگ تر مثل بزرگ سالان نسبت به تشویق بدگمان هستن. کودکان ۱۲ ساله کلمات تشویق برانگیزی رو که از دور و بریا شون می شنون، بررسی می کنن تا ببینند تشویقا و تشویقا صادقانهه یا ساختگی. با وجود این، اونا خوب میدونن که وظیفه شون رو خوب انجام دادن یا نه. تحقیقات مایر نشون داد که کودکان باور دارن تشویقای معلم ، نشونه خوب انجام دادن کارشون نیس، بلکه نشونه اینه که معلم اونا رو بی استعداد می دونه. اونا شاخصی واسه خودشون تعریف کردن مبنی بر اینکه بچهایی که بیشتر مورد تشویق قرار می گیرن، تواناییای محدودتری دارن. حتی جالب تر اینکه مایر نشون داد نوجوونا به نقدایی که از معلم شون دریافت می کنن بیشتر از تشویقای اون اهمیت میدن، چون باور دارن که نقد معلم نشون دهنده ی خوب انجام دادن کاره.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ترفندهایی واسه آتیش بس هنگام دعوای زن و شوهری 

بهتره با کودک مون صادق باشیم. یکی از اشتباهامون به عنوان معلم، پدر یا مادر اینه که فکر می کنیم کودکان به اندازه ای کافی دقیق نیستن و نمی تونن قصدای مخفی در تشویقا رو شناسایی کنن. ممکنه فکر کنیم تشویق کودکی که کارکرد ضعیفی داره کمک زیادی به اون می کنه، اما تحقیقات نشون داده که اثر عکس داره. کودکان تشویقای ساختگی رو نشونه شکست خود میدونن. واسه پیشرفت و موفقیت کودک تون رو راست تشویقش کنین.

۳. کودک رو یه سره مورد تشویق قرار ندین

تحقیقات نشون داده تشویق یه سره، انگیزه رو در کودکان از بین می بره. مثلا در تحقیقی که به وسیله ماری باد رو (Mary Budd Rowe) انجام شد، علم آموزانی که بی حساب و کتاب مورد تشویق معلم هاشون قرار گرفته بودن، به سؤالات کلاسی با لحنی نشون دهنده دودلی جواب می گفتن و در صورتی که معلم جواب شون رو نمی قبول کرد، زود تسلیم می شدن و می گفتن جواب سؤال رو نمی دونن.

در تحقیق دیگری که به وسیله محقق جوانی به نام جون گروسِک (Joan Grusec) انجام گرفت، بچه های ۸، ۹ ساله ای که به خاطر دست و دل باز بودن شون به کرات تشویق شده بودن، هرروز نسبت به قبل کمتر رفتارهای سخاوتمندانه بروز می دادن. وقتی کودکان به کرات با عبارتایی مثلِ «به خاطر کمکی که به دوستت کردی به تو افتخار می کنم» تشویق می شن، به مرور واسه کمک به دوست شون بی علاقه می شن. از نتایج قابل توجه تحقیق گروسِک اینه که تشویقای بی روش اثر مخربی بر کودکان داره. اونا سخت سعی می کنن تا رضایت والدین رو به دست بیارن و به محض حذف وعده و وعیدای والدین و معلما، ممکنه علاقه به انجام تکالیف شون رو از دست بدن. لیلیان کاتز (Lilian Katz)، مشاور تحصیلی کودکان می گه وقتی تشویقای والدین و معلما متوقف می شه، کودکان دیگر میلی به سعی ندارن. پس روش نادرست تشویق باعث می شه تنها باعث کودک واسه فعالیت هاش مثل رنگ کردن، مسواک زدن، کفش پوشیدن و … همین «آفرین » گفتنای والدین باشه. .اما اگه بخوایم تشویقای ساختگی رو متوقف کنیم، جانشین اون چه هستش؟ به جای تشویق کردن صرف، در حالی که ناظر فعالیتای کودک هستین، سعی کنین به اون پیشنهاداتی درباره بهبود عملکردش بدین. از عبارتایی که بی ارزشیابی کارکرد کودک هستن کمک بگیرین مثل «خودت کفش ات رو پوشیدی؟» اینجور اظهارنظرهایی سعی کودک رو واسه موفقیت در کاراش به رسمیت می شناسد. اگه کودک شما نقاشی ای کشیدهه، چیزی که رو می ببینن قضاوت نکنین، بلکه به شکل عبارتای توصیفی بازگو کنین مثلا «این ابرها چقدر بزرگ ان!» یا «پسر! امروز یه عالمه ابر کشیدی!»

همه ما دوست داریم کودکان مون رو تشویق کنیم و همیشه اونا رو باانگیزه ببینیم. دوست داریم موفقیتا و پیروزیای اونا رو به زبون بیاریم و به اونا ببالیم. اعتراف می کنم خیلی وقتا آفرینای ساختگی تحویل فرزندم دادم، اما تصمیم گرفتم عادت ام رو تغییر بدهم. شاید بپرسید چه نقشه ای دارم. دفعه ی بعد که دیدم دخترم واسه جلب توجهِ من ترفندهایش رو عملی می کنه، نفس عمیقی می کشم و در حالی که ناظر فعالیت اون هستم تلاشش رو واسه بستن بندهای چسبی کفشش تشویق می کنم و لبخندی واقعی تحویلش میدم تا عشقم رو به خودش احساس کنه.

برگرفته از:huffingtonpost.com

 


دیدگاهتان را بنویسید