پایان نامه های ارشد سری هفتم

پیش بینی مشکلات رفتاری ـ عاطفی در کودکان کم توان ذهنی …

  • اختلالهای اندام جست[۴۴](تیک): این اختلالها شامل حرکتها یا صداسازیهای قالبی است که غیرارادی، سریع و بازگشتی است که ممکن است به شکل چشمک زدن، حرکت صورت، فین فین کردن، و خرخر کردن باشد.
  • سایر اختلالهای شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی: منظور اختلالهایی هستند که به راحتی در طبقههای دیگر کتاب راهنمای تشخیصی و آماری–چاپ چهارم جای نمیگیرند (گنجی، ۱۳۹۲).
  • ۲-۱-۳- ویژگیهای دانشآموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی
    کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری یا هیجانی، در درجه اول توسط رفتارهایی که به طور قابل توجهی فراتر از هنجارهای فرهنگی و گروه سنی در دو بعد اتفاق میافتد، شناخته میشوند.
    ۱- بروننمود (پرخاشگری) و ۲- دروننمود (اضطراب و انزوای اجتماعی). در هر دو صورت الگوی رفتار غیرطبیعی اثرات سوء بر دستاورد تحصیلی و روابط اجتماعی کودک دارد.
    ۲-۱-۳-۱- رفتارهای برون نمود
    رایجترین الگوی رفتار کودکان با اختلالات رفتاری-عاطفی رفتار ضداجتماعی یا بروننمود است. در کلاس درس کودکان مبتلا به رفتارهای بروننمود به طور مکرر رفتارهای زیر را انجام می‌دهند (واکر[۴۵]، ۱۹۹۷). ۱- خارج شدن از صندلی خود ۲- دادزدن، صحبت کردن و فحش دادن ۳- ایجاد مزاحمت برای همکلاسیها، ضربه زدن، بیتوجهی به معلم، شکایت کردن، دروغگویی، از بین بردن اموال و غیره. همه بچهها گاهی اوقات گریه میکنند، کار دیگران را مختل میکنند و قادر به پیروی از درخواست والدین و معلمان نیستند؛ اما کودکان مبتلا به اختلالات هیجانی-رفتاری رفتارهای مذکور را به طور مکرر انجام میدهند. پرخاشگری به صورت سوءاستفادههای کلامی به سمت بزرگسالان و کودکان دیگر، حملات فیزیکی به سمت دیگران و تخریب اتفاق میافتد. این کودکان به نظر میرسد که مدام با اطرافیانشان درگیر هستند. بنابراین در پیداکردن دوست و حفظ روابط دوستی ناتوان هستند. بسیاری بر این باورند که اکثر کودکانی که الگوهای رفتاری منحرف نشان میدهند، با گذشت زمان عملکردشان مانند بزرگسالان طبیعی خواهد بود. اگرچه این نتیجه خوشبینانه برای برخی کودکان که رفتارهای انزواطلبانه، ترس و اختلال گفتار نشان میدهند، درست است (راتر[۴۶]، ۱۹۷۶)، تحقیقات نشان میدهد برای کودکانی که دارای الگوهای رفتاری پرخاشگری، رفتار ضداجتماعی و رفتارهای بزهکارانه هستند درست نمیباشد (مونتاگو[۴۷]، ۲۰۱۱). رفتار اولیه در رشد کودک بهترین پیش‌بینی کننده بزهکاری در نوجوانی است. کودکانی که با سابقه رفتار پرخاشگرانه وارد نوجوانی میشوند، مبتلا به سوءمصرف مواد، ترک تحصیل و مرگ در جوانی خواهند شد (واکر و همکاران[۴۸]، ۲۰۰۵).
    ۲-۱-۳-۲- رفتارهای دروننمود
    بعضی از کودکان با اختلالات رفتاری و عاطفی هر رفتاری هر رفتاری به جز پرخاشگری را از خود بروز میدهند و مشکل اصلی آنها تعامل اجتماعی کم با دیگران است که به آنها گفته می‌شود رفتارهای دروننمود دارند. اگرچه این کودکان به طور مداوم و مکرر ناپخته و منزوی عمل میکنند و رفتارهای ضداجتماعی نشان نمیدهند، ولی رفتارشان یک مانع جدی برای رشدشان ایجاد میکند. این کودکان به ندرت با همسن و سالانشان بازی میکنند. آنها فاقد مهارتهای اجتماعی مورد نیاز برای پیداکردن دوست و سرگرمی هستند و اغلب در رویا و توهمات به سر میبرند، ترسهای شدید و بدون دلیل دارند، اغلب از بیمار بودن شکایت می‌کنند و در حملات عمیق افسردگی به سر میبرند (کینگ و همکاران[۴۹]، ۲۰۰۵). بدیهی است که چنین رفتارهایی شانس یک کودک را برای شرکت در یادگیری و فعالیتهای مدرسه، اوقات فراغت و تفریح محدود میکند. از آنجا که کودکان با ویژگیهای رفتار دروننمود از جمله برخی از انواع اختلالات خلقی و اضطرابی را نشان میدهند، ممکن است نسبت به رفتار ضداجتماعی، کمتر مختلکننده کلاس درس باشد، بنابراین آنها کمتر شناسایی میشوند. خوشبختانه کودکان ناپخته و گوشهگیر با درجه خفیف تا متوسط، از داشتن متخصصان و معلمان شایسته برای رشد و توسعه خود بهرهمند هستند. مهارتهای اجتماعی و خودتصمیمگیری که کودک نیاز به یادگیری دارد، باید به دقت مورد هدف قرار گیرد و به طور منظم فرصتهایی برای تقویت این رفتارها که اغلب موفقیتآمیز هستد، سازماندهی شود (موریس و مارچ[۵۰]، ۲۰۰۴).
    با این حال این یک اشتباه بزرگ است، اعتقاد به اینکه کودکان مبتلا به اختلالات خلقی که در ابتدا با رفتارهای دروننمود مشخص میشوند، فقط مشکلات ملایم و موقت دارند. اضطراب شدید و اختلالات خلق و خوی که برخی از کودکان تجربه میکنند، نه تنها باعث اختلال فراگیر در عملکرد تحصیلیشان میشود، بلکه موجودیتشان نیز تهدید میشود. در واقع بدون شناسایی و درمان موثر، اختلالات عاطفی شدید برخی از کودکان میتواند میتواند منجر به آسیبرسانی به خود یا حتی مرگ در اثر گرسنگی و سوءمصرف مواد شود (اسپیریتو و اورهولسر[۵۱]، ۲۰۰۳).
    ۲-۱-۳-۳- پیشرفت تحصیلی
    اغلب دانشآموزان با اختلالات رفتاری-عاطفی یک یا چندسال زیر سطح کلاسی عمل میکنند. مطالعات پیشرفت تحصیلی این دانشآموزان، نتایج نگرانکننده زیر را گزارش کردهاند (بنر و همکاران[۵۲]، ۲۰۱۰):

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

    • دو سوم آنها آزمونهای ورود به سطوح کلاسی بالاتر را با موفقیت بگذرانند. آنها با احتمال بیشتری نسبت به دانشآموزان بدون اختلالات رفتاری نمرههای پایین کلاس را دریافت می‌کنند. پیشرفت کم باعث میشود در کلاس به عنوان دانشآموزان بزرگتر، به دیده تحقیر به آنها نگریسته شود. آنها بالاترین میزا غیبت، نسبت به گروههای دیگر دانشآموزان را دارند. شصت درصد آنها در مقطع دبیرستان ترک تحصیل میکنند.

    همبستگی قوی بین مشکلات رفتاری و پیشرفت تحصیلی کم وجو دارد. رفتار مخل و مبارزهجو آموزش را مختل میکند و شرکت در فعالیتهای کلاسی و تکمیل تکالیف را محدود میکند. نتیجه این عدم درگیری و شرکت در فعالیتهای درسی، شکست در یادگیری است. مشکل وقتی بیشتر میشود که دانشآموزان با اختلالات رفتاری-عاطفی آموزشهای بی اثر از معلمانی که از نقص مهارتهای تحصیلی دانشآموز آگاه نیستند، را دریافت میکنند، بنابراین دانشآموز ناکام میشود که این منجر به بدرفتاری در قالب اجتناب و گریز میشود و به نوخود باعث افت و عقبماندگی تحصیلی در دانشآموزان میشود (پین و همکاران[۵۳]، ۲۰۰۷). علاوه بر مشکلات یادگیری که به علت فزونی و کمبود رفتار ایجاد میشود، تعداد زیادی از این دانش‌آموزان نیز ناتوانی یادگیری و تاخیرات زبانی که باعث مشکلاتی در کسب مهارتهای عملی میشود، دارند (نلسون و همکاران[۵۴]، ۲۰۰۵).
    ۲-۱-۳-۴- هوش
    این عقیده که کودکان و نوجوانان دارای اختلالات رفتاری-عاطفی تیزهوش هستند، غلط است. تحقیقات به وضوح نشان دادهاند که به طور متوسط حدود نود درصد این دانشآموزان در دامنه پایین توزیع هوش قرار دارند و تقریباً تعداد کمی در بالای توزیع طبیعی هوش قرار دارند. اکثر این دانشآموزان در مقایسه با توزیع طبیعی هوش، در دامنه دیرآموزان و عقبماندگان ذهنی خفیف قرار دارند (کافمن، ۲۰۰۱). همچنین متوسط توجه فعالانه دانشآموزان عادی به معلم و کار محول شده به او حدود ۸۵ درصد از زمان میباشد. اما دانشآموزان با اختلالات رفتاری-عاطفی حدود شصت درصد یا کمتر از شصت درصد زمان روی انجام تکالیف میمانند. این تفاوت در رفتار توجه به تکالیف تاثیر آشکاری بر یادگیری داشته باشد. گاهی اوقات رفتار مخرب و بیتوجهی به تکالیف به طور مکرر توسط توجه خود معلم ایجاد میشود که میتواند اثر ناخواسته بر تقویت رفتار ناخوشایند دانشآموز داشته باشد. آموزش دانشآموزان برای کسب توجه معلم، هنگامی که کاری را به اتمام رساندهاند، یک استراتژی برای شکستن این الگو می‌باشد (رود و همکاران[۵۵]، ۱۹۹۸).
    ۲-۱-۳-۵- بزهکاری نوجوان
    بیش از یک-سوم دانشآموزان با اختلالات رفتاری-عاطفی در طول دوران مدرسه دستگیر می‌شوند. میزان بازداشت در طول سالهای دبیرستان به شدت افزایش مییابد. این الگو منعکس میکند ۱- آسیبهای بیشتر نوجوانان از طرف جامعه به دلیل رفتار نامناسبشان و ۲- این واقعیت که کودکان کمتر به دلیل ارتکاب اعمال نامناسب یکسانی که منجر به بازداشت نوجوانان میشود، دستگیر میشوند؛ بنابراین مدارکی برای نشان دادن جرائم وجود ندارد؛ با این حال کودکان برای جرائم شدید بازداشت میشوند. همچنین در حدود نیمی از نوجوانان بزهکار تکرار کننده جرائم میباشند (دفتر دادگستری نوجوان و پیشگیری از بزهکاری[۵۶]، ۲۰۰۹).
    ۲-۱-۴- ابعاد مشکلات رفتاری در پژوهش حاضر
    ۲-۱-۴-۱- اختلال اضطرابی
    همه افراد در مواقعی احساس اضطراب میکنند. شرایط استرسزا مانند ملاقات شخص مهمی در وقت کم یا تعهدات مهم اجتماعی اغلب برای ما اضطرابآور است. تجربه اضطراب خفیف ممکن است به افراد کمک کند تا در مواجه با شرایط تهدید کننده تمرکز کنند و هوشیار شوند. اما افرادی که ترس شدید دارند و نگرانی آنه فروکش نمیکند، از اختلال اضطرابی رنج میبرند. فراوانی و شدت اضطراب میتواند عملکرد روزانه را مختل کند. خوشبختانه، اکثریت افراد مبتلا به اختلال اضطرابی با رواندرمانی موثر بهبود پیدا میکنند (انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۱۰). اختلالات اضطرابی رایجترین اختلالات عاطفی هستند و بیش از ۲۵ میلیون آمریکایی به آن مبتلا هستند و شروع آن قبل از ده سالگی است. علائم اختلال شامل: ا- احساس وحشت و ترس فراوان ۲- افکار وسواسی غیر قابل کنترل ۳- افکار ناخوانده و دردناک ۴- کابوسهای تکرارشونده ۵- علائم فیزیکی مانند احساس ناراحتی معده، تنش عضلانی، تپش قلب، وحشت‌زدگی و غیره. اختلالات اضطرابی درمان نشده میتواند افراد را برای پرهیز از موقعیتی که علائم آنها را تشدید میکند، تحت فشار قرار دهد. افراد مبتلا به اختلال اضطرابی به احتمال زیاد از افسردگی رنج میبرند و برای رهایی از نشانهها، دارو و مواد مخدر دیگر استفاده میکنند (وایت و کریول[۵۷]، ۲۰۱۴).
    ۲-۱-۴-۲- اختلال ارتباط اجتماعی
    اختلال ارتباط اجتماعی[۵۸]، اختلال کارکردی است و بر اساس مشکل در استفاده از ارتباط کلامی و غیر کلامی در بافتهای طبیعی که بر توسعه روابط اجتماعی و درک مباحثات اثر میگذارد و اینکه بر اساس تواناییهای کم در حوزههای ساختار کلمه و قواعد یا به طور کلی توانایی شناختی قابل توضیح نیست، تشخیص داده میشود. تواناییهای ارتباط اجتماعی پایین منجر به محدودیتهای عملکرد در ارتباط موثر، مشارکت اجتماعی، پیشرفت تحصیلی یا عملکرد شغلی به تنهایی یا ترکیبی از این عوامل میشود (فرانک[۵۹]، ۲۰۱۳).
    ۲-۱-۴-۳- رفتار ضداجتماعی
    رفتار ضداجتماعی[۶۰] در درجه اول اینگونه تعرف شده است: ناتوانی در احترام گذاشتن به حقوق دیگران که منجر به نقض هنجارهای اجتماعی میشود و توسط انواع گوناگون اعمالی که می‌تواند کاملا جزیی تا شدید از قبیل تجاوز، سرقت، دزدی، تقلب، پرخاشگری جسمی و روانی، پرسهزنی و قلدری باشد، مشخص میشود. همچنین میتواند یک مفهوم ساخته اجتماع، که در سراسر فرهنگها متفاوت است، باشد (گایک و همکاران[۶۱]، ۲۰۱۰). اگر چه برخی از اعمال ضد اجتماعی بی اهمیت و طبیعی یا رفتار مورد انتظار نوجوان باشد، اما یک نگرانی رو به رشدی در مورد رفتار ضداجتماعی نوجوانان در جامعه امروز وجود دارد. نوجوانانی که رفتارهای اجتماعی بی رحمانه بروز میدهند به احتمال بیشتری مشکلاتی نسبت به همسالان بدون رفتار ضداجتماعی مشکلاتی از قبیل اشتغال، روابط میان فردی و سوءمصرف مواد را، تجربه میکنند. رفتار ضداجتماعی در نوجوانی همچنین پیشبینی کننده جرم و جنایت در بزرگسالی که خود با مشکلات سلامت روان مرتبط است، میباشد. نوجوانان با رفتار ضداجتماعی معمولا از جامعه طرد میشوند که منجر به بی تعهدی در آنها، استمرار مشکلات رفتاری و افزایش بار مالی جامعه میشود (کلمن و همکاران[۶۲]، ۲۰۰۹).
    ۲-۱-۴-۴- درخودماندگی
    درخودماندگی[۶۳] با آسیبهای شدید در ارتباطات و تعاملات متقابل اجتماعی، رفتار و تخیل، همچنین علایق محدود و رفتارهای کلیشهای و تکراری، مشخص میشود. رفتارهای درخودماندگی در افراد با کمتوانی ذهنی شامل اجتناب از تماس چشمی، پاسخهای حسی غیرمعمول، تاخیر در زبان، گفتار بیقاعده و رفتارهای کلیشهای و تکراری میباشد. مطالعات نشان دادهاند افراد مبتلا به کمتوانی ذهنی دارای رفتارهای درخودماندگی، نسبت به افراد کم‌توان ذهنی با رفتارهای درخودماندگی کمتر، اغلب نتایج رشدی ضعیفتر، توانایی شناختی و رفتار سازشی پایینتر و مشکلات رفتاری بیشتر دارند (هاتون و همکاران[۶۴]، ۲۰۰۶).
    ۲-۱-۵- رویکردهای مشکلات رفتاری– عاطفی
    رویکردهای مختلف مشکلات رفتاری-عاطفی را به شیوههای گوناگون تبیین میکنند که در ادامه به برخی از مهمترین رویکردها اشاره میکنیم:
    ۲-۱-۵-۱- رویکرد زیستی
    رویکرد زیستی میگوید که مشکلات رفتاری در اثر شرایط نابهنجار زیستی یا ارثی در بدن یا آسیب دستگاه عصبی مرکزی به وجود میآیند. فرض کلی بر آن است که اختلالهای رفتاری بر اثر بیماریها یا نابهنجاریهای فیزیولوژیک، بیوشیمیایی یا ژنتیک به وجود میآیند.
    ۲-۱-۵-۲- رویکرد پدیدارشناختی
    در این رویکرد رفتارهای نابهنجار از احساسات، تفکرها و رویکردهای گذشته که به ادراک خویش فرد یا خودپندارهی او گره خورده به وجود میآیند. ادراک یا احساس غلط علت رفتارهای غیرسازشی فرد به شمار میآیند. در این رویکرد درمان حول محور کمک به فرد برای ایجاد ادراکها و رفتارهایی است که با ارزشهای خودگزیدهی فرد مطابقت دارد (بوئر و شی[۶۵]، ۱۹۹۹؛ ویکسنلسون و ایزرایل[۶۶]، ۲۰۰۰).
    ۲-۱-۵-۳- رویکرد سیستمی

    حتما بخوانید :   سایت مقالات فارسی - بررسی بازاریابی هوشمند در توسعه گردشگری ایران با رویکرد آژانس های درجه ۱ تهران- ...

    You may also like...