نظریات مرتبط با سلامت روانی

به نظر فروید ویژگیای خاصی واسه سلامت روانشناختی ضرورت داره. اولین ویژگی هشاری (خود آگاهی) است. بعضی وقتا هر چیزی که  که ممکنه در ناهشیاری (ناخودآگاهی) موجب مشکل شه باید خودآگاه شه. وا پس زنیای ناخودآگاه و غیر لازم باید از این رو به اونو بشن و انرژی صرف شده برا نگهداری اونا در  ناخودآگاه باید به « من» باز گردانیده شه. تجارب کودکی ناخودآگاه باید گشوده شن و از این روش به فردکمک شه تا روش ارضای کودکانه  رو رها کنه. درآخر، خود آگاهی حقیقی ممکن نیس مگراینکه کنترل غیرواقعی و غیر لازم یازاید « من برتر» درهم شکسته شه. چون گنجایش ناخودآگاه من برتر بازتابی از این تحریما، ممنوع بودن و ایده الای والدین فرده و این مسایل در آدم یه جور احترام غیرمنطقی و انعطاف پذیر جانشین وجدان سخت گیر و اخلاقی می شه. این بدین معنی نیس که  اگه کنترلهای ناخود آگاه من برتر ضعیف کردن شن و خواسته های واپس رانده خودآگاه شن می تونیم زندگی لذت بیاری رو شروع کنیم. خود آگاهی لذت طلبی نیس، خودآگاهی عنصر اصلی سلامت روانشناختیه و در شخص بالغ نتیجه واپس زنی تمایلات ذاتی جانشین محکومیت اونا می شه. به نظر فروید خود آگاهی واسه سلامت روانشناختی کفایت کننده نیس. در نتیجه فرد غریبگی منطقی از علاقمندیا و اشتیاقات عمومی رو ملاک پایانی سلامت روانشناختی می دونه(کورسینی[۱]، ۱۹۷۳).

 

 

 

۲- نظریه آدلر:

طبق نظریه آدلر فرد برخودار از سلامت روانشناختی، توان و جربزه یا جربزه عمل کردن رو واسه رسیدن به اهدافش داره. اینجور فردی جذاب و سرحاله و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با بقیه داره. فرد سالم به نظر آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی داره و کارکرد اون بر اساس کلک و بهونه نیس. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوش بینه و ضمن قبول کردن اشکالات خود در حد توان مبادرت به رفع اونا می کنن(کورسینی، ۱۹۷۳). فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی داره و جایگاه خودشو در خونواده و گروه های اجتماعی به درستی می شناسه. فرد سالم در زندگی هدف دار و غایت مداره و اعمال اون بر اساس تعقیب این اهدافه. عالی ترین هدف شخصیت سالم به نظر آدلر تحقق «خودمون» است.  فرد سالم مرتباً به بررسی وجود اهداف و ادراکات خود می پردازه و اشتباهاتش رو برطرف می کنه. اینجور فردی خالق احساسات خودشه نه قربونی اونا. آفرینش گری وابتکار فیزیکی  از دیگر ویژگیهای سلامت روانشناختیه. فرد سالم از اشتباهات اساسی دوری می کنه و اشتباهات اساسی شامل گسترش افراطی، اهداف نادرست و نشدنی، درک نادرست و توقع بیخود از زندگی، کاهش یا رد با ارزشی خود، ارزشهای و باورهای غلطه. فرد سالم دارای علاقه اجتماعی و میل به مشارکت اجتماعیه. اینجور فردی تلاش در کم کردن عقده پستی خود داره و به دنبال غلبه و تسلط بیشتر بر بی جراتیه و در آخر اینجور فردی موفق می شه که انگیزه ها بد خود رو  از این رو به اون رو سازه(کورسینی، ۱۹۷۳).

۳- نظریه سالیوان[۲]:

ویژگیای سلامت روانشناختی از دیدگاه ایشون عبارتند از:

۱-شخصیت برخورد از سلامت روانشناختی«انعطاف پذیری» است و با در نظر گرفتن موقعیتهای بین فردی نوین، در روابط اش با بقیه به طور متناسب تغییر پذیره.

۲-فردسالم قادر به تفاوت گذاری بین افزایش و کاهش«تنش» است و رفتار اون در جهت کاهش تنش معطوف می شه.

۳-به گفته سالیون شخصیت سالم باید بنا به گفته چارلز اسپیرمن در حال«آموزش و یاد گرفتن روابط و ارتباطات»هستش

۴- زندگی شخص بهره مند از سلامت روان، دارایی جهت یافتگیه. یعنی امیالش رو طوری کامل می سازه که منتهی به رضایتمندی شه یا اضطراب اون رو تقریباً کم کنه یا نابود کنه. ما واسه این شخصیت سالم کسیه که دستگاه روانی اون دست کم تنش رو داشته باشه و اینجور  فردی معمولاً روابط  اجتماعی انعطاف پذیر،  واقعی و  اعتماد آمیز داره(سالیوان، ۱۹۵۳).

اضطراب

۴- نظریه کارل راجرز[۳]:

به نظر راجرز آفرینندگی مهمترین میل ذاتی  آدم سالمه همه اینجور روش هایی خاصی که موجب تکامل و سلامت فرد می شه و به اندازه قسمتی بستگی داره که کودک در شیرخوارگی دریافت کرده. ارضای توجه مثبت غیر مشروط و دریافت غیر مشروط محبت تایید بقیه واسه رشد و تکامل سلامت روانی افراد مهمه. شخصیتای سالم بدون نقاب، ماسک هستن و با خودشون رو راست هستن. اینجور آدمایی آمادگی تجربه رو دارن.

محبت

به نظر راجرز اساسی ترین ویژگی سالم زندگی هستی داراس یعنی آماده س که در هر تجربه ساختاری رو در یابد و براساس مقتضیات تجربه لحظه بعد خیلی راحت از این رو به اونو بشه. آدم سالم به ارگانیزم خودش اعتماد می کنه. هر چی سلامت روان آدم بیشتر باشه آزادی عمل و انتخاب بیشتری رو احساس و تجربه می کنه، آدم سالم محدودیت فکری و عمل خودمون رو آزادانه انتخاب می کنه. آدم سالم آفرینش گری داره چون آدم خلاق با محدودیتای اجتماعی و فرهنگی هماهنگی و سازش منقعلانه نداره، دفاعی نیس و به تعریف وستایش بقیه هم دلخوش نمی کنه.

۵- نظریه آلبرت الیس[۴]:

الیس در پیدایش مریضی عاطفی یا سلامت روانشناختی هر سه عامل فیزیولوژیکی، جسمی و روانشناختی رو روش زوم می کنه. الیس از دید گرایشهای انسانی تا حدودی زیاد با مازلو شباهت داره. به نظر سلامت روانی آدم از تمایلات ذاتی و بد هر انسانی واسه نیاز بیش از اندازه به برتری از بقیه و همه فن حریف شدن، توسل به عقاید احمقانه و با بدبینی، پرداختن به تفکرات آرزومندانه و توقع خوش رفتاری و خوبی همیشگی ازدیگران، محکومیت خودمون و تمایلات عمیق به  زود رنجی و پریشونی ناشی می شه. اگه آدم به این تمایلات طبیعی و در عین حال ناسالم خودش نرسه، بقیه و دنیای خارج رو مورد سرزنش و سرزنش قرار میده. الیس عقیده داره که افکار منطقی وعقلی و عواقب و نتیجه های منطقی می رسه و در  نتیجه به سلامت روانی فرد ختم می شه. به طور خلاصه ویژگیهای سلامت روانشناختی ازدیدگاه الیس عبارتند از:
احمق

۱-عاشقی کردن به بقیه و جویای محبت اونا شدن، اما فرد سالم در جستن محبت بقیه زیاده روی نمی کنه.

۲-انجام دادن کار به خاطر نفس کار نه به خاطر بقیه لذت بردن از فعالیت خود نه از یافته های اون، فرد سالم با این عمل به طرف کمال حرکت می کنه.

۳-طبیعی بودن، شکست خورده شدن و در صورت نبود توانایی مقابله با شکست آدم سالم اون رو قبول می کنه. آدم سالم موقع شکست موقعیت رو تخریب نمی کنه بلکه تلاش داره اون رو به صورت عینی درک کنه.

۴-نسبت ندادن شکسته ها به عوامل خارجی چون موارد خارجی به خودی خود موجب مشکل و ناسلامتی نمی شن مگه این که فرد تلقین به نفس کنه.

۵-نبود ترس شدید از خطرای بالقوه آدم سالم تلاش می کنن تا حد امکان احتمال خطر رو کم می کنه ولی از اون زیادتر از اندازه بینماک و هراسناک نمی شه.

 

۶-تلاش واسه کسب استقلال و مسئولیت و نبود روگردانی ازکمکهای بقیه در صورت ضرورت.

۷-انجام وظیفه محوله از خصوصیات آدم سالمه. فرد سالم زندگی رو همراه با مسئولیت و حل مشکلات اون لذت می دونه.

مشکلات

۸-فرد سالم بیشتر از اون که به گذشته فکر کنه به حال و وضعیت موجود یعنی« اینجا واکنون» توجه داره.

۹-کمک کردن به بقیه و نگران در مورد مشکلات بقیه، در صورت نبود توفیق کمک به بقیه وضعیت اونا و مشکل اونا رو می  پذیرد.

۱۰-فرد سالم به هر مشکل راه حلهای مختلفی رو درنظر داره و تلاش داره که بهترین راه حل در حد توانش انتخاب کنه. به نظر فرد سالم راه حلهای موجود نسبی هستن و طبق موقعیت تغییر پذیر هستن.

۱۱-فرد سالم و نگرشا  و رفتارش« اجبار و زور» نداره و می تونه خودشو از قید و بندها رها کنه و در جهت سلامتی نفس حرکت کنه(محرابی، ۱۳۸۷).

۱٫Corsini

.Sulivan 2

Rogers 1.

۱٫Ellis