هموارسازی سود

تعاریف متعددی از هموارسازی سود صورت گرفته است. فرهنگ حسابداری کلهر، هموارسازی سود را به این صورت تعریف می کند: «هر شیوه­ای که به منظور حذف بی نظمی داده ها طراحی شده است، همانند نوسان های غیرعادی در یک منحنی که ممکن است در نتیجه شرایط غیر مستمر عملیاتی باشد را هموارسازی سود می نامند».

از نظر بیدلمن[1] « هموارسازی سود به رفتار آگاهانه ای اطلاعق می شود که به منظور کاهش نوسان های دوره ای سود، شکل می گیرد». بسیاری از پژوهشگران هپ ورث[2] را نخستین معرف رفتار هموارسازی سود می دانند. از نظر هپ ورث، هموارسازی سود عملی سفسطه آمیز و رندانه است که در محدوده اصول و استانداردهای حسابداری صورت می گیرد(رهنمای رودپشتی و صالحی، 1390).

انواع هموارسازی سود:

با توجه به تعاریف همارسازی سود، انواع هموارسازی سود به شرح زیر می باشد:

1- سودهایی که به طور طبیعی هموار است

این نوع از سودهای هموار به جریان های سودی اطلاق می شود که از فرآیندهای عملیاتی ذاتاً هموار به دست می آید. بعضی از صنایع هستند که حجم تولید و فروش و قیمت ها در این صنایع به طور ذاتی یک روند هموار دارد. مانند صنایع آب و برق که معمولاً قیمت ثابتی دارند و با نرخ ثابتی رشد می کنند.

  • سودهایی که به طور طبیعی هموار نیستند و عمداً هموار شده اند

این نوع سودها در نتیجه اقدامات و تصمیم های مدیریت هموار شده اند و به دو صورت زیر می باشند

الف) هموارسازی واقعی: این نوع از هموارسازی سود توسط مدیریت صورت می گیرد و مدیریت برخی رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می کند و روی آن تاثیر می گذارد. این رویدادها تحت کنترل مدیری مثل فروش های زودرس یا برعکس آن به تاخیر انداختن فروش، بر جریان وجه نقد تاثیر می گذارد و از آنجایی که کنترل رویدادهای اقتصادی (مبادلات)، مستقیما بر سودهای آتی موثر است این نوع هموارسازی را واقعی می نامند.

ب) هموارسازی مصنوعی: این نوع هموار سازی ناشی از رویدادهای اقتصادی نمی باشد بلکه از اقدام­هایی است که اصطلاحاً ” دستکاری های حسابداری[3] نامیده می شود و تاثیری بر جریان نقدی ندارد. به بیان دیگر، هموارسازی تصنعی سود صرفاً موجب جابجایی هزینه ها و درآمدهای بین دوره­ای مالی می شود.

 

1- Beidleman

2- HepWorth

3-Accounting Manipulations