فایل های دانشگاهی

مدح پیامبر ص در شعر شعرای عصر عباسی- قسمت ۲۱

فَمِنها انشِقاقُ البَدرِ ثُمَّ نزولُهُ راهُ الذّی التوفیقُ وافَقَ رصدَهُ[۲۵۴]

 

– از جمله (معجزات او) شکافتن و دو نیم کردن ماه و سپس نزول آن می باشد و دید آن را کسی که در کمین دیدن آن نشسته بود.
۴-۱-۶-۲- معراج یا سیر شبانه رسول خدا (ص)
سفر آسمانی پیامبر اسلام که از آن تعبیر به معراج یا سیر فضایی می کنند یکی از معجزات پیامبر (ص) به شمار می آید که در قرآن بدان اشاره کرده است و می گوید: «سُبحانَ الذی اَسرَی بِعَبدِه لیلاً من المسجد الحرامِ الی المسجِدِ الاقصَی الّذی بَارکنا حَولَهُ لِنُریَهُ من آیاتنا انّهُ هُوَ السمیعُ البصیرُ».[۲۵۵] (منزه از هر عیبی است خدایی که شبانه بنده خود را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد آن مسجدی که ما آن را برکت دادیم، چنین کردیم تا آیات صنع خود را به او نشان دهیم همانا او خدایی شنوا و داناست).
در این سفر پیامبر (ص) از مکه معظمه به بیت المقدس و از آنجا به آسمان ها و سدره المنتهی و عرش و حجب و سرادقات، تا آنکه به مقام خلوت خاص حضرت دوست رسید که علم و دانش آن از تمام مخلوقات پوشیده و از فرشتگان و پیامبران پنهان است.[۲۵۶]
مطابق نقل حسن بصری رسول خدا فرمود: در حجر اسماعیل خفته بودم که جبرئیل آمد و با سر انگشت پا مرا بیدار کرد و من برخاستم کسی را ندیدم و این کار تا سه بار تکرار شد و در بار سوم که برخاستم شانه ی من را گرفت پس با او برخاسته به در مسجد آمدیم در آنجا مرکب سفید رنگی دیدم که در دو طرف ران او دو بال قرار داشت و چون من نزدیک آن مرکب شدم و رفتم که سوار شوم چموشی کرد جبرئیل دست روی گردنش گذارده گفت: آیا شرم نمی کنی به خدا تاکنون شخصی که مانند محمد به درگاه خدا مقرب باشد بر تو سوار نشده در این حال بود که براق شرم کرد و خجالت کشید و آرام شده من بر او سوار شدم. و چون به مسجد الاقصی رسیدم در مقام پیامبران ابراهیم و موسی و عیسی و جمله ی پیامبران از من استقبال کردند و به من اقتدا کرده و با ایشان نماز خواندم. چون از نماز فارغ شدم دو کاسه آوردند یکی شیر بود و در دیگری شراب من کاسه ی شیر را برداشتم و از آن نوشیدم. جبرئیل به من گفت: «ای محمد فطرت اصلی خود را انتخاب کردی و راه راست را بر امت خود نشان دادی»
روایت دیگر در مورد معراج، روایت عایشه است که گفت: «جسم پیامبر (ص) در شب معراج از جای خود حرکت نکرد اما روح او را به معراج بردند».
روایت دیگر در معراج، روایت ام هانی دختر ابوطالب است. ام هانی گفت: «پیامبر شب معراج در خانه ی من بود و با هم نماز خواندیم وقتی برای نماز صبح بلند شدم به من فرمودند: ای ام هانی من فاصله ی نماز شب تا صبح به بیت المقدس رفتم و در مسجد الاقصی نماز خواندم و اینک به مکه برگشته ام تا نماز صبح را با شما بخوانم».
درباره ی زمان معراج اختلاف است که شش ماه قبل از هجرت در شب هفدهم ماه رمضان یا بیست و یکم آن یا دو سال بعد از بعثت پیامبر (ص) در هفدهم ربیع الاول بوده است و هم چنین در مورد مکان عروج نیز طبق گفته ی ام هانی خانه ی او بوده یا شعب ابی طالب و یا مسجد الحرام اختلاف است.[۲۵۷]
«صرصری» در این سه بیت زیر به ماجرای معراج اشاره کرده و می گوید:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وَ مِنَ المُعجِزِ المُبِینِ حَنِینُ الجِذ عِ لَمّا عَداهُ مِنهُ الثَّناءُ
وَ سُجُودُ البَعِیرِ یَشکُو إِلَیهِ وَ رُکُوبُ البُراقِ و الإِسراءُ
وَ دُرُورُ الشّاهِ الَّتِی لَم یُصِبها الفَحـ ـلُ حَتَّی استَجاشَ مِنها الإِناءُ[۲۵۸]

 

«عبدالرحمن بن یختلفین»[۲۵۹] در شعرش اشاره به آیه ی ۱ سوره اسرا می کند و می گوید:

 

 

 

 

 

 

 

فَسُبحانَ مَن أسری الیه بعبدهِ و بورکَ فی السّارِی و بورک فی المَسرَی[۲۶۰]

 

– پاک و منزه است کسی که بنده اش را شبانه حرکت داد و خوشا به حال تو در این سیر شبانه و خوشا به حال تو در محل حرکت
«عبدالرحیم البرعی الیمنی» می گوید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کَفَتهُ کَرامَهُ المعراجِ فَضلاً بِها فی القُربِ ساءُ الأنبیاءَ
سَرَی مِن مَکَّهٍ ببراقٍ عِزًّ لأقصی مَسجدٍ و عَلا السَّماءَ
مُفَتِّحَهٌ لَهُ ابوابُ منها یُجاوزُها إِلی العرشِ إرتقاءَ
فَسُرَّ بِهِ المَلائِکَهُ ابتِهاجاً و صَلَّی خَلفَهُ الرُّسُلُ اقتِداءَ[۲۶۱]

 

– کرامت معراج فضلی را برایش آورد که همان برایش کفایت کرد که به واسطه ی آن (معراج) و نزدیکی به خداوند سرور و مهتر انبیاء گردید.
– شبانه به واسطه براق از مکه به مسجد الاقصی رفت و به اوج آسمانها سفر کرد.
– و درهای آسمان برایش باز شد و به او اجازه داده شد که به عرش آسمانها صعود کند.
– فرشته و ملائکه به واسطه ی دیدار با او شادمان شدند و پیامبران دیگر در مسجد به او اقتدا کرده و پشت سرش نماز خواندند.
۴-۱-۶-۳- هجرت به یثرب و اقامت در غار ثور
یکی از دلایل هجرت پیامبر (ص) به یثرب این بود که پس از مرگ ابوطالب، کار بر محمد تنگ گردید و قریش بر شدت درگیری با وی افزود و همچنین پیامبر (ص) در میان مردم هنگامی که دعوتش را عرضه می نمود گرایش نمی دید حتی برخی از آنان به زشتی او را از خود می راندند.

You may also like...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *