عناصر تأثیرگذار بر کیفیت سود (ظریف فرد ، 1378 ، 24)

2-1-6-1)روشهای حسابداری

2-1-6-2) برآوردهای  حسابداری

2-1-6-3) سیستم کنترلهای داخلی و مدیریت

2-1-6-4) نوع صنعت

2-1-6-5) ویژگیهای مالی

2-1-6-6) عوامل سیاسی

2-1-6-1) روشهای حسابداری

طبق منابع متعدد(ریچاردسون 2002 و تاچر1974) ، کیفیت سود متأثر از روشهای حسابداری است که نتایج عملیات شرکت را به طور روشن و صریح نشان می دهد .  روشهای محافظه کارانه حسابداری با کیفیت سود مرتبط بوده و بر آن می افزاید . این بدین معنی است که سودی که بر اساس روشهای حسابداری محافظه کارانه محاسبه شده باشد در مقایسه با سودی که بر اساس روشهای حسابداری غیر محافظه کارانه بدست آمده باشد ، از کیفیت سود بالاتری برخوردار است . تحلیل گران مالی نیز با این دیدگاه موافقند به ساختار سود خالصی که طبق روشهای محافظه کارانه بدست آمده باشد ، به عنوان راهنمایی برای پیش بینی درآمدهای آتی اتکا می کنند . علی رغم مبحث فوق ، نیاز به ذکر است که استفاده از روشهای محافظه کارانه افراطی نیز سبب خواهد شد که سود گزارش شده گمراه کننده و قابلیت استفاده برای پیش بینی درآمدهای آتی را نداشته باشد .

بسیاری از استفاده کنندگان صورتهای مالی معتقدند که روشهای حسابداری مورد استفاده باید به نحوی محافظه کارانه اعمال شوند که روندی به سوی جریان نقدی داشته باشد .

به طور خلاصه در رابطه با روشهای حسابداری محافظه کارانه یا غیرمحافظه کارانه ، می توان چنان ادعا کرد که سودی که واقعیت اقتصادی را منعکس می نماید از کیفیت سود بالاتری برخوردار است . واقعیت اقتصادی بدین معناست که فراز و نشیب های موقعیت تجاری شرکت بدون هموارسازی مصنوعی مورد شناسایی قرار گیرد .

اقتصاد هر صنعت دارای یک سری ویژگیهای ذاتی نظیر فصلی بودن فعالیت ، ماهیت تقاضا برای محصول و … می باشد . به منظور ارزیابی کیفیت سود هر شرکت بایستی  روشهای حسابداری شرکت در مقایسه با واقعیت اقتصادی هر صنعت مدنظر قرار گیرد . علاوه بر تأثیر روشهای حسابداری بر کیفیت سود ، تغییرات غیر قابل توجیه در روشهای حسابداری ممکن است موجب افزایش سود با کیفیت پایین شود . تغییرات غیر قابل توجیه بدین معناست که این تغییر بر اساس واقعیتهای اقتصادی قابل قبول نبوده وسازگاری ندارد . این تغییرات غیر قابل توجیه ممکن است در بکارگیری اصول حسابداری ، برآوردها و مفروضات صورت گیرد .

دیگر عامل تأثیرگذار بر کیفیت سود ، عدم ثبات رویه در کاربرد روشهای  حسابداری است که سبب تأثیر منفی بر کیفیت سود می گردد . تغییر در روشهای حسابداری اغلب موجب افزایش در سود گزارش شده گردیده و در نتیجه رشد واهی سود را نشان خواهد داد . علاوه بر این اگر یک شرکت تغییرات وسیعی در روشهای حسابداری داشته باشد ، برای تحلیل گران مالی مشکل تر خواهد بود که سود سال جاری برای پیش بینی سودهای آتی استفاده کنند .

از دیگر عوامل تأثیر گذار بر کیفیت سود ، توان مدیریت در دستکاری و هموارسازی سود می باشد . باید توجه داشت که اگر چه دستکاری و هموارسازی سود با موضوع کیفیت سود مرتبط هستند اما اینها مقوله یکسانی نیستند . در تعریف واژه “کیفیت سود” برای اینکه یک مفهوم سودمند باشد و با معنی ارائه شود ، باید دامنه آن را محدود نمود . نمی توان ادعا نمود که هر آنچه که در حسابداری مطلوب نیست ، در نظریه کیفیت سود آمده است . در مجموع می توان ادعا نمود که مدیریت سود در شرایطی که منجر به عدم واقعی نشان دادن سود گردد ، بر کیفیت سود تأثیر منفی خواهد گذاشت . در دیگر شرایط مدیریت سود که منجر به غیر واقعی نشان دادن سود نگردد ، الزاماً پدیده ای منفی تلقی نمی گردد .

اشاره به این نکته ضروری است که علی رغم تلاش در واقعی نشان دادن سود ، پاره ای از محدودیت ها که نشأت گرفته از عوامل سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی می باشند موجب گردیده اند که روشهای متفاوتی برای اندازه گیری رویدادهای اقتصادی تدوین گردد . (به عنوان مثال روشهای متفاوت اندازه گیری موجودی کالا و یا روشهای متفاوت اندازه گیری استهلاک) . تنوع در این روشها زمینه مناسبی برای مدیران بنگاه های اقتصادی فراهم ساخته که بتواند اهداف خاص خود را با انتخاب روشهای حسابداری تحقق باشند . تحقق اهداف خاص مدیران نوعاً با روشهای حسابداری میسر می شوند که استفاده از آنها سود واقعی را نشان نخواهد داد . به عنوان مثال اگر هدف مدیریت کمتر نشان دادن سود در یک دوره مالی باشد ، این امر با استفاده از روشهای حسابداری محافظه کارانه میسر خواهد بود . اما بالعکس ، اگر هدف مدیریت زیاد نشان دادن سود باشد ، این هدف از طریق استفاده از روشهای غیرمحافظه کارانه محقق خواهد شد . در واقع ، روشهای متفاوت حسابداری به عنوان ابزاری در دست مدیریت ، زمینه ساز مدیریت سود توسط آنها می باشد .

با توجه به مطالب فوق ، به منظور دستیابی به سود واقعی ، سود حسابداری می بایستی مورد تعدیل قرار گیرد . بدیهی است تعدیلات می بایستی بر مبنای اطلاعات مربوط به روشهای حسابداری انجام گیرند . سود تعدیل شده که در اینجا سود واقعی خواهد بود ، مناسبترین مبنا برای پیش بینی سودهای آتی و جریانات نقدی آتی خواهد بود .

2-1-6-2) برآوردهای حسابداری

نیاز به قضاوت در برآوردهای حسابداری که لازمه اندازه گیری سود می باشد ، موجب عدم اطمینان نسبت به رقم سود خالص می شود . این امر بر روی کیفیت سود ، انعکاس نامطلوبی دارد. بدیهی است که هر چه دامنه برآورد و قضاوتها گسترده تر باشند ، قابلیت اعتماد برآوردها کاهش می یابد . برای مثال شرکتی که فعالیت های بلند مدت دارد (گزارش نظیر یک شرکت کشتی سازی که از روش تکمیل کار برای قراردادهای خود استفاده می نماید) ، برای دستیابی به سود خالص خود از نااطمینانی بیشتری برخوردار است ، چرا که در این شرکت از تخمین ها و برآوردهای بیشتری استفاده می شود . مثال دیگری در مورد برآورد و قضاوت ذهنی ، عمر مفید اقتصادی و ارزش اسقاط دارایی بلند مدت استهلاک پذیر می باشد .

در راستای تعیین میزان اعتبار برآوردهای حسابداری ، یکی از روشهای متداول ، مقایسه برآوردها با نتایج واقعی است که این مقایسه توسط تحلیل گران مالی انجام می گیرد . مغایرت بااهمیت بین برآوردها و ارقام واقعی دلالت بر ریسک بالا در برآوردها دارد که این خود با کیفیت سود مرتبط بوده و آن را به مخاطره می اندازد .

چیزی که ممکن است این گونه برداشت شود که تمام برآوردهای شرکت  نادرست و غیر قابل اطمینان است و نتیجتاً سود گزارش شده با سود واقعی رابطه معناداری دارد .

2-1-6-3) سیستم کنترل داخلی و صداقت مدیریت

ضعف سیستم کنترل داخلی که ممکن است موجب خطاهایی در فرآیند حسابداری شود ، سبب کاهش قابلیت اعتماد سود می شود . صداقت و درستی مدیریت موجب بهبود کیفیت سود گزارش شده می شود . نادرستی و عدم صداقت مدیریت زمینه استفاده از روشهای حسابداری سؤال برانگیز را فراهم می نماید .

2-1-6-4) نوع صنعت

در این بخش در مورد آن ویژگیهای ذاتی صنعت و شرکت که با کیفیت سود مرتبط می باشند ، بحث می شود . نمونه­ای از این موارد ، ثبات و پایداری سود ، حفظ و نگهداشت سرمایه و کیفیت مدیریت می باشد .

ثبات و تکرارپذیری دو فاکتور مهم و مؤثر بر کیفیت سود می باشند که امکان پیش بینی سودهای آتی و تعیین قیمت سهام را فراهم می آورند . سودهای باثبات در مقابل سودهای نامنظم دارای کیفیت بیشتری می باشند . تحلیل گران ، برای پیش بینی سودهای آتی به درآمدها و فعالیتهای تکرارپذیر اتکا می نمایند . دلایل متعددی برای عدم ثبات و ناپایداری سود وجود دارد . نظیر وجود درجه اهرم عملیاتی شرکت و میزان موفقیت آمیز بودن شرکت و صنعت در چرخه تجاری . نگهداشت سرمایه این اطمینان را می دهد که ماشین آلات و تجهیزات در سالهای آتی از کارایی و بهره وری لازم برخوردار خواهند بود . یک مدیریت خوب این اطمینان را خواهد داد که فعالیت های مؤثر و سودآور در چرخه فعالیت های تجاری تداوم خواهد داشت .

با درنظر گرفتن مطالب فوق الذکر می توان اذعان نمود که در مجموع سود عملیاتی مبنای منسبتری جهت ارزیابی کیفیت سود می باشد . تحلیل گران معتقدند که سود عملیاتی در مقایسه با سود غیر عملیاتی دارای کیفیت بالاتری است چرا که سود حاصل از فروش فعالیتهای مؤسسه که نتیجه فعالیتهای عادی و معمولی است ، از پایداری بیشتری برخوردار است .