مقالات و پایان نامه های سری سیزدهم

علمی : طراحی مدل تشخیص فرصت های کارآفرینانه در دانشگاه مطالعه موردی دانشگاه شاهد- قسمت ۱۴

اطلاعات مربوط به محیط بیرونی یک سازمان همانند ماده خام برنامهریزی استراتژیک است.بخش اعظم دادههای عینی در مورد محیط عموما برای همه سازمانها در واکنش نشان دادن به محیطی یکسان است، که میزان توجه یا عدم توجه مدیریت به اتفاقات رخ داده در محیط مهم خواهد بود. به عبارت دیگر، مدیران باید به چه نوع و حجم از اطلاعات در مورد محیط بیرونی توجه کرده و از آنها استفاده نمایند دارای اهمیت بسزایی برای سازمان است.
دسته بندی های مختلفی از عوامل محیطی شده است گری عوامل محیطی را شامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین الملل و قوانین می داند. دیوید این عوامل را شامل نیروهای اقتصادی، نیروهای اجتماعی،فرهنگی، بوم شناسی و محیطی، نیروهای سیاسی، دولتی و قانونی، نیروهای فناوری، نیروهای رقابتی میداند. این عوامل کلان بر روی عوامل محیط صنعت که ما در آن قرار داریم تاثیر میگذارند و فرصتها و تهدیدات زیادی را برای سازمان ها به وجود میآورند.
فرصتهای آینده
در قسمت فرصت به اندازهی کافی به فرصت پرداخته شد و در این بخش بر آینده بیشتر تاکید میکنیم.
گری مارکس در کتاب رهبری آینده محور( آمادهسازی دانشگاهها، دانشآموزان و جوامع برای حقایق آینده) نگاه دقیقی به استراتژیهای سازماندهی موسسات آموزشی و قابلیتهای آنها و همچنین افراد دخیل در آینده سازی میکند.
پیام مارکس را میتوان در یک جمله به اختصار گفت: رهبری موثر آن است که، رهبری آن مداوم، استراتژیک و آیندهمحور باشد. علاوه بر این، این گونه رهبریها تنها زمانی قابل اجرا هستند که یک تیم هماهنگ و قابل اعتماد آنرا تشکیل داده باشد، آنهایی که محیط را به دقت بررسی و تحلیل میکنند. تنها زمانی حرکت مداوم یک رهبر به سمت آگاهی بیشتر است که راه را برای تغییر و به روزرسانی موسسات باز میکند و همچنین شفافیت در کار نیز از الزامات این فرایند میباشد.
مارکس روندهای را معرفی میکند که بر آینده ی اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیک،عوامل جمعیت شناختی و حتی آیندهی محیطی تاثیرگذار هستند.
رهبری آینده محور به اهمیت به کارگیری همهی اعضاء در شناسایی و بررسی محیط(SWOT و PEST ) اذعان میکند، که هرکسی که در امر آموزش مشغول است خودش یک رهبر است، به این دلیل که اهمیت و تاثیر زیادی در جامعه دارد.
در کل مارکس به اهمیت آیندهنگری و ایستادگی اشاره میکند که یک هم ترازی بین ایستادگی و تغییر وجود دارد. او بیان میکند که قوانین در بعضی از جنبههای زندگی ثابت و پایدار است. بنابراین احساس آینده را میتوان به واسطهی آموزش هدفمند شناخت.
مارکس به اهمیت تاریخ در نگاه به آینده، اهمیت اطلاعات و ایدههای که از اسکن محیط به دست آمدهاند و کندوکاو آنها در آرزوهای اشخاص اشاره میکند.
او همچنین اذعان میکند که موسسات باید به مصاف محدودیتهای امروز بروند تا راه را برای آینده هموار کنند.
خلق آینده یک فرایند مداوم است که انسانها را برای هدف مشترکی گرد هم میآورد. این گردهمایی برای شناسایی ویژگیهای سیستم آموزشی و دانشگاهی، کسب و کار، جامعه و حتی یک کشور است که در افراد حس وابستگی و تعلق به این محیطها ایجاد کند.
در این فرایند سوالهای اولیه این است که خصوصیات این موسسهی آموزشی یا هر موسسهی یا نهاد دیگر چیست؟ که میتواند دانشجویان و دانشآموزان را برای زندگی در دنیای اطلاعات آماده سازد؟ دومین سوال این است که این موسسه به چه خصوصیاتی در میان مردم معروف است؟ و چگونه میخواهیم مردم از ما یاد کنند؟
به طور خلاصه این ویژگیها شامل موارد زیر میشوند:
تمایل به ریسکهای بلندمدت
همگام بودن با سرعت پیشرفت و تغییرات جهانی
رهبری مداوم، استراتژیک و آینده محور
مشارکت همهی اعضاء
شفاف سازی
از سویی دیگر سازمانهای امروزی برای موفقیت باید چندگام جلوتر از خود را ببینند تا به هدف برسند. برای شلیک به یک آهوی در حال حرکت باید به چند گام جلوتر از آهو شلیک کرد تا گلوله به آن اصابت کند( مهدی الوانی، مدیریت عمومی)
مارکس به این مساله اشاره میکند که سکههای امروز اطلاعات و ارتباطات هستند بنابراین باید از امروز برای آینده آماده شده و به جامعهی واقعی و مشکلات آن وارد شویم.
سازمانهای امروزی نیز فرصت های را که در آینده از مقابلشان رد میشوند را باید زودتر ببینند تا بتوانند به آنها عکس العمل مناسب نشان دهند، این عکس العمل مستلزم آمادگی است که از قبل کسب شده است بنابراین دیدن فرصتهای آینده در زمان کنونی میتواند این آمادگی را در سازمان به وجود آورد که در زمان رسیدن به آن فرصتها به درستی از آنها استفاده کند.
۲-۷-۱ مدل تشخیص فرصتهای کارآفرینانه دانشگاهی
با مطالعه ی مدل های تشخیص و ایجاد فرصت های کارآفرینانه به این نتیجه رسیدیم که دوران کشف ناگهانی فرصت ها رو به اتمام است و با توجه به شرایط متلاطم کسب و کار باید از مدل های فرایندی تشخیص فرصت استفاده نمود.
سینگ از مشهورترین صاحبنظران فرایندی تشخیص فرصت میباشد، که به تشخیص فرصت های کارآفرینانه، در چارچوب یک فرایند معتقد است. ایشان تشخیص فرصت را یک فرایند میداند که فرصتها از دل این فرایند بیرون میآیند.
این مدل از مدل سینگ۲۰۰۰ و فایول۲۰۰۷ گرفته شده است. در مدلهای سینگ و فایول به جای دانشگاه، کارآفرین قرار دارد که با بررسی ویژگیهای کارآفرین و سایر عوامل به فرصتهای کسب و کار میرسند اما در این مدل به جای فرد، سازمان در نظر گرفته شده است.
در این مدل ویژگیهای دانشگاه از مدل گوررو ۲۰۱۰ گرفته شده که به بررسی دانشگاه کارآفرین میپردازد. دانشگاه با توجه به بسیار کوچک بودنش در مقابل محیط کلان تاثیر کمی بر محیط میگذارد. در مقابل، محیط بر روی دانشگاه تاثیر زیادی دارد و بسیاری از باید و نبایدها را برای دانشگاه تعیین میکند.
دانشگاه با توجه به منابعی که در اختیار دارد و تاثیری که از میحط میگیرد فرصتهای را در حال حاضر و آینده دارد، اگر دانشگاه ویژگیهای سازمانهای آینده محور را داشته باشد(تمایل به ریسکهای بلندمدت، همگام بودن با سرعت پیشرفت و تغییرات جهانی، رهبری مداوم، استراتژیک و آینده محور، مشارکت همهی اعضاء، شفاف سازی) انتخاب فرصتهای کنونی را با توجه به فرصتهای آینده انجام میدهد. به طور مثال با توجه به تغییرات جمعیتی دانشجویی در ده سال آینده، بر فرصتهای کنونی تاکید میکند که در رقابت فرصتهای ده سال آینده خبره شده باشد، یا زیرساختهای آنرا به وجود آورده باشد که این مستلزم ریسکپذیری و سایر شاخصهای سازمانهای آینده محور میباشد.
دانشگاه
-عوامل رسمی
سازمان کارآفرینانه وساختار حاکمیت
معیارهای حمایتی
آموزش کارآفرینی دانشگاهی
-عوامل غیر رسمی
نگرش دانشگاهیان
شیوه ی تدریس کارآفرینی
مدل های نقش و سیستم های پاداش
-منابع و قابلیت ها
منابع
قابلیت ها

حتما بخوانید :   بنچ مارکینگ فرایند کلیدی شرکتهای داروسازی- قسمت ۲۸

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

You may also like...