آرشیو پایان نامه – شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی (MBCT)

«شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی»[۱]، به وسیلۀ تیزدیل ابداع شده است و برگرفته از مدل «زیر سیستم های شناختی در تبادلات»[۲] بارنارد و تیزدیل[۳] در سال ۱۹۹۱ می باشد (مانیکاواسکار[۴] و همکاران، ۲۰۱۱). این درمان در اصل برای افسردگی ابداع شد، اما برای جلوگیری از عود مصرف مواد مخدر هم استفاده می شود. دباغی و همکاران (۱۳۸۶) نشان دادند که شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی می تواند در کاهش میزان عود، افزایش اطاعت درمانی، و میزان ابقاء در درمان مؤثر باشد. تحقیقات دیگر از تأثیرات «شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی» بر افرادی که سه یا بیشتر از سه دوره افسردگی داشته اند ۵۰% کاهش عود را نشان داده است (مانیکاواسگار و همکاران، ۲۰۱۱).

 

۲-۲-۸-۲  رفتاردرمانی جدلی(DBT)  

کاربرد درمان بر پایۀ ذهن آگاهی در «رفتاردرمانی جدلی»[۵] هم راه پیدا کرده است، (دیمف[۶] و همکاران، ۲۰۰۰) بیان می دارند که امروزه این درمان همراه با کاربرد روش درمانی ذهن آگاهی که برای اختلال شخصیت مرزی[۷] به کار می رود، در سوء مصرف مواد هم مورد استفاده قرار می گیرد. «رفتار درمانی جدلی»، اختلال هیجانی را هستۀ اصلی تکانشگری های خطرناک از قبیل سوء مصرف مواد در اختلال شخصیت مرزی می داند و مکانیزم اصلی تغییر در این درمان هدف قرار دادن رشد تنظیم هیجانی است (آکسلراد و همکاران، ۲۰۱۱). اسکور[۸] (۲۰۰۳، به نقل از چمبرز و همکاران، ۲۰۰۹) بیان می دارد که  هیجان تنظیم شده منتج از درمان «رفتاردرمانی جدلی» فرد را در پنجره ای از تحمل[۹] یعنی بین برانگیختگی پایین/ بالا[۱۰] نگه می دارد، جایی که عملکرد اجتماعی مناسب و درگیری با هدف امکان پذیر می شود. بنا به گفتۀ برزلین و همکاران (۲۰۰۲)، «رفتاردرمانی جدلی» بر اصل تئوری زیستی- اجتماعی[۱۱] استوار است و بیان می کند که رفتار ناکارآمد پس آیند اختلال در تنظیم هیجانی است، افراد دچار اختلال شخصیت مرزی باید استراتژیهای انطباقی بیشتری را بیاموزند تا قادر به تنظیم عکس العمل های خود و همچنین تنظیم شدت و طول پاسخ های هیجانی خود شوند.

 

۲-۲-۸-۳ درمان قبول و تعهد (ACT) پایان نامه

عنصر ذهن آگاهی هستۀ اصلی درمانی در «درمان قبول و تعهد»[۱۲] می باشد، (آپل و کیم-آپل، ۲۰۰۹) بیان می دارند که این درمان شاخه ای از درمان شناختی رفتاری است که استراتژی های ذهن آگاهی و قبول را همراه با استراتژی های تغییر رفتار به کار می برد تا انطباق روانی را در بیماران افزایش دهد. در سه درمان شرح داده شده، دیدگاه مشترک این است که آگاهی و قبول عاطفۀ منفی (عنصر اساسی در ذهن اگاهی) می تواند یک استراتژی مفید برای کاهش آسیب پذیری هایی مانند اختلال شخصیت مرزی و افسردگی و سوء مصرف مواد شود (برزلین و همکاران، ۲۰۰۲).

 

۲-۲-۹ درمان های دیگر بر پایۀ ذهن آگاهی (در درمان اعتیاد)

۲-۲-۹-۱ مدل پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP)

یکی از جدیدترین درمان هایی که هم عنصر ذهن آگاهی را دارا است و هم به خصوص برای جلوگیری از عود مصرف مواد ابداع شده است «پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی»[۱۳] می باشد. (هیز و همکاران، ۲۰۰۶) بیان می دارند که ویتکی ویتز، مارلات، و واکر در سال ۲۰۰۵ این مداخلۀ جدید شناختی رفتاری را برای اختلالات سوء مصرف مواد پیشنهاد کرده اند، این درمان رفتاری جدیدی است که فنون پیشگیری از بازگشت شناختی رفتاری سنتی را با مراقبۀ ذهن آگاهی برای درمان اختلالات سوء مصرف مواد ترکیب می کند. در واقع این درمان، عناصر مهمی را از درمان های مختلف که در خود عنصر ذهن آگاهی را دارا هستند گرفته و آنها را با هم ترکیب کرده است.

بوئن و همکاران (۲۰۰۹) بیان می دارند که درمان «پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی» عناصر اساسی جلوگیری از عود مصرف مواد را با تمارینی که از «درمان شناختی بر پایۀ ذهن آگاهی» و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» گرفته شده است در هم ادغام می کند، افراد علائم اولیه خطر برای عود مصرف مواد را تشخیص می دهند و آگاهی خود را از عوامل داخلی (مانند هیجانی و شناختی) و خارجی (مانند موقعیتی) که قبلاً با سوء مصرف مواد در ارتباط بوده است، افزایش می دهند، در نتیجه مهارت های انطباقی موثر و خود کارآمدی کسب می شود. ویتکی ویتز و بوئن (۲۰۱۰) هم بیان می دارند که «پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی» برنامۀ جلوگیری از عود مصرف شناختی رفتاری مارلات  را با تمرین های ذهن آگاهی (با کاربرد ساختاری مشابه MBCT) ترکیب می کند.

این درمان طوری طراحی شده است که مستقیماً خلق منفی، ولع مصرف، و نقش آنها در فرایند عود را هدف قرار دهد. اگرچه مدت زمان زیادی از ابداع این روش درمانی نمی گذرد اما در عمل سودمندی و کارآمدی خود را به اثبات رسانده است. بوئن و همکاران (۲۰۰۹) بیان می دارند که نتایج تحقیقشان  مدارکی دال بر عملی بودن و کارآمدی این روش درمانی ارائه می دهد و حمایت تجربی را برای این درمان به عنوان جایگزین درمان استاندارد بر پایه ۱۲ گام[۱۴] و یا دیگر برنامه های مرتبط که در درمان اعتیاد استفاده می شوند، فراهم می آورد.

 

۲-۲-۹-۲ خود- طرحواره درمانی معنوی (۳-S)

درمان «سه اس»[۱۵] برگرفته از بودا و روان شناسان شناختی منتها با تأکید خاص بر تئوری که هر فرد، طرحی خاص برای خود دارد، می باشد. بودا طی کردن ۸ جادۀ معنوی را برای دستیابی به شادمانی ضروری می داند؛ این اصول پایه و اساس خود- طرحواره درمانی معنوی می باشد که با به کارگیری تکنیک های شناختی رفتاری زمینۀ تغییر در افراد مهیا می شود (آوانتز و مارگولین[۱۶]، ۲۰۰۴). مارکوت[۱۷] (۲۰۰۳) بیان می دارد که درمان «سه- اس» بر اساس خود- طرحواره درمانی شناختی[۱۸] است و هدفش کمک به بیماران برای خلق، ارزیابی، و دسترسی به خود- طرحواره معنوی شناختی[۱۹] می باشد که با مصرف مواد و رفتارهای جنسی خطرزایی که خطر ابتلاء به ایدز را بالا می برد در تضاد است. مارکوت همچنین دریافت که این درمان منجر به تسهیل شیفت شناختی از فعال شدن عادات مرتبط به اعتیاد، به خود- طرحواره معنوی شناختی و رفتارها و عقاید کاهندۀ آسیب و پاک باقی ماندن از مواد می شود. در واقع علاقۀ فزاینده به ادغام عقاید مذهبی و معنوی افراد در درمان های جلوگیری از اعتیاد و ابتلاء به ایدز باعث توسعۀ درمان «سه- اس» شد (آوانتز و مارگولین، ۲۰۰۴).

 

تاریخچۀ موضوع

در زیر تاریخچۀ مختصری از متغیرهای مورد مطالعه در پژوهش آورده می شوند.

 

 

 

[۱]- Mindfulness-Based Cognitive Therapy (MBCT)

[۲]- Interacting Cognitive Subsystems (ICS)

[۳]- Barnard and Teasdale

[۴]-Manicavasgar

[۵]- Dialectical Behavior Therapy (DBT)

[۶]-Dimeff

[۷]- Borderline Personality Disorders (BPD)

[۸]-Schore

[۹]- window of Tolerance

[۱۰]- Hypo/Hyper Arousal

[۱۱]- Biosocial

[۱۲]- Acceptance and commitment Therapy (ACT)

[۱۳]- Mindfulness-Based Relapse Prevention (MBRP)

[۱۴]- ۱۲ Step-Based Program

[۱۵]- Spiritual Self-Schema Therapy (3-S)

[۱۶]-Avants and Margolin

[۱۷]-Marcotte

[۱۸]- Self-Schema Cognitive Theory

[۱۹]- Cognitive Spiritual Self-Schema

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *