روانشناسی خودکارآمدی وپیشرفت تحصیلی

از طرف دیگرباتوجه به اینکه احساس خودکارآمدی نقش آسون کننده  بر فرایندهای درگیری شناختی  با تکلیف داره . بالا رفتن خودکارآمدی باعث افزایش درگیری شناختی واستفاده از راهبردهای شناختی وفرا شناختی می شه، در نتیجه پیشرفت تحصیلی رو به همراه داره(پنتریچ ودیگروت[۱]،۱۹۹۰).

پاجاریس وشانک(۲۰۰۱) گفته بودن که وقتی  در مورد رابطه بین خودکارآمدی وپیشرفت تحصیلی صحبت می کنیم ، مثل وقتیه که می خوایم رابطه دلیل ومعلولی مرغ وتخم مرغ رو مشخص کنیم. خودکارآمدی هم می تونه برعملکرد تاثیرگذاشته وهم از اون تاثیر قبول کنه. بدین صورت که خودکارآمدی بالا باعث پیشرفت بهتر شده وپیشرفت بالا هم باعث تشکیل خود مفید بودن بالا می شه. پس دیدگاه ما در مطالعه ونوع بررسی نقش مهمی رو اجرا می کنه. محققان با دیدگاه خود افزایی[۲] ، خودکارآمدی رو دلیل پیشرفت اولیه پیشرفت می دونن . در حالی که محققان با جهت رشد مهارت باورهای خود[۳] رو نتیجه و نه دلیل پیشرفت به حساب میارن .روشنه که دیدگاه هرکدوم در نوع پیشنهاد های اون هم اثر میذاره . اگه باورهای خود دانش آموزان به عنوان تعیین کننده پیشرفت در نظر گرفته شه ، تلاش معلمان وراهبردهای تحصیلی باید در تشویق باورهای خود دانش آموزان جهت بگیره که خودکارآمدی وپیشرفت دانش آموزان رو بالا ببره واگرباورهای خود به عنوان نتیجه فرض شه ، تلاشای آموزشی باید در جهت بالا بردن مهارتای دانش آموزان صرف شه (پاجاریس وشانک، ۲۰۰۲).

دانش آموز

 

مولتون وهمکارانش[۴] (۱۹۹۱) درزمان مطالعه ای که به روش فرا تحلیل[۵] انجام شد ،۳۸مطالعه ای که رابطه بین خودکارآمدی وعملکرد رو آزمایش کرده  بودن، دوباره مورد بررسی قرار دادن. بررسی این تحقیقات (که در نمونه ها طرحای واندازهای ملاک جور واجور ودر زمینه های جورواجور بودن)نشون دادن که خودکارآمدی به اندازه ۳۸%=ru   با کارکرد رابطه داره. علاوه براین خودکارآمدی ۱۴%از واریانس کارکرد رو تبیین می کنه(مولتون وهمکاران ، ۱۹۹۱، به نقل از صمدی، ۱۳۸۶)

علاوه برتاثیر مستقیم خودکارآمدی برعملکرد ، واسطه شدن در نقش دیگه متغیرها نیزاز جمله کارکردهای دیگه خودکارآمدیه . خودکارآمدی نقش واسطه ای در کارکرد وانتخاب تحصیلی داره. بدین معنا که بسیاری ازاثرات خودکارآمدی به دلیل اثراتیه که دیگه متغیرها به طور غیر مستقیم برخودکارآمدی دارن(بندورا ، ۱۹۷۷ ).

۲-۱-۱-۱۰ تأثیرزمینهای فرهنگی واجتماعی روی باورها خودکارآمدی

بندورا(۱۹۸۶)دید که تعدادی از شرایط هست که تحت اونا باورهای خودکارآمدی نمی تونن نقش موثر ،پیش بینی کننده یامیانجی رو در کارکرد انسانی بکنن . مثلا در سیستمایی با ساختار متعصبانه دانش آموزان ممکنه دریابند که مقدار تلاش مهارت آمیزی واسه یافته های طراحی شده رو جفت و جور نیاورده ان. در اینجور مواردی دانش آموزان ممکنه مهارت لازم وخودکارآمدی بالا رابرای پیشرفت داراباشند. ولی دست به کار نشن. به خاطر این که بدون مشوقای لازمن. هم اینکه اگر مدارس بدون معلمان موثروتجهیزات لازم ومنابع لازم واسه رسیدن دانش آموزان به کارکرد مناسب تحصیلی باشن، خودکارآمدی روی عملکردتاثیر نمی ذاره. بندورا معتقداست که وقتی فشارای اجتماعی ومنابع نا مناسب در کارکرد تحصیلی دخالت کنن، خودکارآمدی ممکن ازعملکرد واقعی تجاوز کنه. زیرامشکل، ندونستن چیزی که باید بکنن نیس، بلکه مشکل اینجاس که اونا توانایی انجام چیزی که رو می دونن، ندارن(پاچارز،۱۹۹۷ ).

به نظر می­رسد بعضی مفاهیم اساسی احتیاجی به تجدید نظردارند. تفاوتای مفهومی بین خودکارآمدی وخود پنداری همیشه روشن نیس .مهم بودن این موضوع ازاین جهته که ویژگیای تعریفی هریک ازاین سازه ها فهمیده شه،خود کار اومدی وخود پنداری دیدگاه های تقریباً مختلفی به خود رو نشون میدن.خود کار اومدی عبارته  از قضاوت نسبت به توانایی واسه کارکرد تو یه تکلیف یا مشغول شدن تو یه فعالیته.در صورتی  که خود پنداری یعنی توصیف شخصی از خود درک شده به همراه قضاوت خود ارزشی وخصوصاً بستگی به این داره که چیجوری یه فرهنگ یا ساختار اجتماعی به اسنادایی که افراد احساسات خود ارزشی کردن ،ارزش میده(پاجارز، ۱۹۹۶)

۲-۱-۱-۱۱ نقش باورهای خود مفید بودن در انگیزه رفتار و انتخاب اهداف آگاهانه

باورهای خودکارآمدی شخصی در نظم دهی انگیزه فرد نقش مهمی اجرا می کنن (بندورا، ۱۹۹۱والترز[۶]، ۱۹۹۸). تحقیقات زیاد نشون داده که باورها بطورکلی باورهای خود کار اومدی بطور اخص در نظم دهی انگیزه وهدایت عمل ورفتار آدم عملکرد کلیدی وباارزشیه(مثلا پاچاریزی، ۱۹۹۴،پینریچ،مارکس، بویل،۱۹۹۳، به نقل از حسین آبادی، ۱۳۸۰ ). بندورا (۱۹۹۱و۱۹۹۳).میان سه نوع تحریک کننده  شناختی[۷] وباورهای مفید بودن، ضمن فرق قائل شدن رابطه برقرار کرده. اسنادهای علی در نظریه اسناد،انتظارات پیامددر نظریه ارزش وتعیین هدفهای آگاهانه در نظریه هدف.اوبرانگیزانندهای شخصی شناختی رو به شکل شکل زیر بازنمایی کرده(بندورا ،۱۹۹۱ ).

 

شکل ۲-۲ :رابطه بین برانگیزانندهای شناختی وعملکرد (بندورا،۱۹۹۱،ترجمه سیف،۱۳۸۴)

 

آدمایی که خودشون رادرسطح بالای موثر میدونن ،شکست هاشون رو به تلاش کم نسبت میدن وبرعکس اونایی که به توانایی خودشک دارن، کوششای خودرا کاهش داده وبه سرعت راه حلای سطوح پایین تر رو انتخاب می کنن (بندورا،۱۹۸۹،۱۹۹۳، به نقل ازعبدی نیا،۱۳۷۷)در نظریه انتظار –ارزش انگیزه به وسیله ای  آنی انتظار که رفتارپیامد خاصی رو بوجود میاره واین پیامددارای ارزشه نظم دهی می شه (ویگفیلد، ۱۹۹۴،۱۹۹۷، ویگفیلد و اکلز،۱۹۹۲) . همون طور افراد درباره یافته های احتمالی کارکرد شون فکر می کنن ، به باوراشون درباره اون چیزی که اونا می تونن بکنن ، هم فکرمی کنه(بندورا،۱۹۹۱ ). اهداف آگاهانه هم با باورهای خودکارآمدی افراد رابطه دوطرفه دارن . رفتار به وسیله اهداف از پیش تعیین شده برانگیخته وهدایت می­شه. دلایلی وجوددارد که نشون میده اهداف رقابت برانگیز خود مفید بودن فرد رو افزایش می­ بدن (مثلا پنتریچ ­و همکاران ،۱۹۹۳، دوئک ولگیت، ۱۹۸۸ والترز، ۱۹۸۹،  به نقل از حسین آبادی، ۱۳۸۰).

راه حل

افرادبرای اینکه از روی کارکرد خود درباره مفید بودن خود قضاوت کنن، تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار می گیرن. سختی کار ،اندازه تلاش ، شرایط مطلوب ونا مطلوب ، اندازه کمک خارجی که گرفتن ، حالات عاطفی وبدنی اونا در بین انجام کار وچگونگی موفقیتا وشکستا ، قضاوت درباره مفید بودن رو تحت تاثیر قرار میدن . باورهای افراددرموردلیاقت هاشون برمیزان فشارروانی[۸]، افسردگی[۹] واضطراب[۱۰] که در موقعیتای تهدیدآمیز تجربه می کنن اثرگذاراست .

اضطراب

کسائی که اعتقاددارندکه می تونن این فشارهای بالقوه رو تحتِ کنترل خود درآورند الگوهای فکری نگران کننده رو به ذهن راه نمی دن ودر نتیجه مضطرب نمی شن. برعکس کسائی که به مفید بودن خود واسه کنترل بالقوه تهدیدهامعتقد نباشن، تهدیدها منجربه فشارروانی واضطراب می شه
( بندورا،۱۹۸۹و۱۹۹۳به نقل از حمیدی پور،۱۳۷۷) .

اهداف انتخاب شده ممکنه تغییر کنن. این تغییر به کاربرد اون اهداف ومیزان موفقیت فرد در رسیدن به آنهابستگی داره . بعضی از اهداف اصلی به مدت طولانی تری ثابت می مونه ووقتی افرادبه هدف خود می رسن، این امکان وجودداردکه هدف تازه ای برگزینندبه میزانی که آمادگی فرد واسه تجدید نظردر خود واهدافش بیشتر باشه، تلاش بیشتری می کنه( بندورا،۱۹۸۹و۱۹۹۳، به نقل از حمیدی پور،۱۳۷۷).

آدما تلاش می کنن اهدافی رو انتخاب کنن که می دونن، توانایی انجام آنهارادارندواز انتخاب اهداف بالاتر از حد توانایی خود دوری می ورزند(بندورا،۱۹۹۳).

[۱] . Degroot

[۲] . Self – Enhancement Orientation

[۳] . Skill Development Orientation

[۴] . Multon

[۵] . Meta-Analysis

[۶] . Wolters

[۷] . Congnitive Motivation

[۸] . Strwss

[۹] . Depresssion

[۱۰] . Anxity