روانشناسی با موضوع خودکارآمدی ،انگیزش واسناد[۱]

یادرصورت بر خورد با مشکلات به سرعت صحنه راخالی می کنه (بندورا،۱۹۹۳،۱۹۹۷،زیمرمن ،۱۹۹۵، به نقل از و ول فولک[۲]،۲۰۰۱).خیلی از نظریه هایی که در مورد انگیزه آدم وجوددارند،درک دانش آموزان از باور مفید بودن خود راازعوامل موثر بررفتارانگیزش وانجام تکلیف می دونن.

دانش آموز

بنابرین وقتی که دانش آموزان خود رو در کارای تحصیلی با کفایت وخود مختار می شناسن، خودرابهتردر پیدا میکنن وخودرابااهداف وتکالیف درسی در گیر می کنن. ودر نتیجه در امرآموزش موفق می شن. هم اینکه در این صورت اونا در مورد یادگیری خود از رضایت لازم بهره مند می شن. در واقع وقتی که دانش آموزان خود رو موثر بدونن، وتکالیف درسی رادر بخش کنترل خود قراردهند ، انگیزه داخلی شون واسه تکالیف تحصیلی افزایش پیدا می کنه (اسپالدینگ، ترجمه نائینیان وبیابانگرد،۱۳۸۴).

پاجاریس(۲۰۰۰)اظهارداشت که باورهای خودکارآمدی ، انگیزه رو تقویت می کنن. اون تحقیقات مربوط به خودکارآمدی رو مورد بررسی قرارداد. پاجاریس باتایید نظر بندورا (۱۹۹۷) ، اشاره  می کنه که خود مفید بودن در این مورد نیس که فردتا چقدر تواناست بلکه در این مورده که فرد فکر میکنه چقدر تواناست.

تاثیر خود مفید بودن برانگیزش وبرانگیختن تلاش وپشتکار شخص واسه تحقق اهداف وانجام تکالیف ،مخصوصا وقتی بیشتراست که رقابت یا تهدید شکست احتمالی وجودداشته باشه .

تحقیقات نشون داده که خودکارآمدی هم بستگی بالایی با انگیزه جهت مهارت آموزی داره(گریفین[۳] ۲۰۰۶)

خودکارآمدی واسنادبر همدیگه تاثیر می ذارن اگر موفقیت به علل داخلی یا قابل  کنترل نسبت داده می شه، خودکارآمدی رو تقویت می کنه. امادر صورتی که موفقیت به شانس یا دخالت بقیه نسبت داده می شه، ممکنه خودکارآمدی راتقویت نکنه. خودکارآمدی هم براسناد تاثیر میذاره. آدمایی که در مورد یه تکلیف خاص حس نیرومندی از خودکارآمدی دارن(من در ریاضی قوی هستم)گرایش دارن به اینکه شکست خود رو نا کافی بودن تلاش نسبت بدن من باید تکلیفم رو دوباره چک کنم. اما آدمایی که خود مفید بودن پایین دارن، شکست رو به از دست دادن تواناییا نسبت میدن«من خنگ هستم » پس داشتن حس خودکارآمدی قوی در مورد تکلیف خاص ،موجب گرایش فرد به سمت اسنادهای قابل کنترل می شه واسنادای قابل کنترل هم خودکارآمدی رو زیاد می کنن.پس میشه نتیجه گرفت اگر یکی از  دانش آموزان دیدگاهی جبری داشته باشه(توانایی رو نمیشه عوض کرد ) وخودکارآمدی هم پایین باشه.

 

انگیزه خود رو در برخورد با شکست هانسبت میده (که اون اونا رو به از دست دادن توانایی نسبت میده)، به طور کامل از دست میده ( وول فولک[۴] ،۲۰۰۱) دلایلی هست که نشون میده احساس خودکارآمدی، حتی اگر این احساس غیر واقع ، بنیانه باشه ، انگیزه رو تقویت می کنه . کودکان و والدینی که در  مورد آینده خوشبین هستن می گن که می تونن موثر باشن وانتظارات بالایی دارن ، از سلامت جسمی وروانی بالاتری بهره مند هستن وانگیزش پیشرفت بالاتری دارن تحقیقات در مورد خودکارآمدی وپیشرفت نشون میده که کارکرد در مدرسه وقتی بهبود پیدا می کندکه :

۱)دانش آموزان اهداف کوتاه ومدت دار تری رو انتخاب کنن تا قضاوت در مورد پیشرفت آسون تر باشه.

۲)روش های هدف دار خاص مانند خلاصه کردن به دانش آموزان آموزش داده شه تا اونا رادر متمرکز کردن توجه کمک دهد.

۳)براساس کارکرد نه براساس مشارکت به دانش آموزان جایزه داده شه چون پاداشی که واسه کارکرد داده می شه، برافزایش توانایی دلالت داره(بیهلر وسنو من[۵] ، ۱۹۹۳)

۲-۱-۱-۸ جنسیت وخود مفید بودن

قدرتأثیر گذاری باورهای کار اومدی در وسعت زندگی مونث و مذکر در تحقیقات زیادی بررسی شده .فرق­های جنسیت در مفید بودن شخصی نقش مهمی رو در انتخاب شغلی ما اجرا می کنه. پژوهشا نشون دادن که مردان هم واسه حرفه های به اصطلاح زنونه وهم مردونه،کار اومدی شخصی بالایی رو در خود می بینن. در حالیکه زنان واسه حرفه های به اصطلاح مردونه مفید بودن شخصی کمی در خود می بینن هم اینکه نقش جنسیت در کار اومدی ریاضی ، نوشتن وکامپیوتر موردبررسی قرارگرفته س و پژوهشا نشون دادن که اندازه مفید بودن ریاضی وکامپیوتردر پسران نوجوون بیشتر از دختران نوجوانه (شانک پاجارز۲۰۰۲)

پینتریچ و همکاران(۱۹۹۴) در پژوهشای خود هیچ فرق معناداری رو درمیزان خودکارآمدی دختران وپسران گزارش نکردن.(شانک وپاجارز، ۲۰۰۲)

میلتادو(۱۹۹۹) در بررسی ساختارانگیزی ازجمله خودکارآمدی ، جهت گیری هدف دار و خود تنظیمی فرق معنی­داری بین دختران وپسران در متغیرخودکارآمدی مشاهده نکرد(شانک وپاجارز، ۲۰۰۲ )

دلایلی واسه تفاوتای جنسیت در راههایی که باورهای مفید بودن شخصی برسلامت هیجانی تاثیر می ذارن وجوددارد،با اینکه اندازه خودکارآمدی در دوجنس با هم فرق معناداری نداره. بااین حال احساس مفید بودن شخصی پایین خدمت زیادی به افسردگی دختران در مقایسه با پسران می کنه.

افسردگی

هم اینکه به درد نخوری تحصیلی دردختران در مقایسه باپسران بیشترمنجربه افسردگی می شه. تفاوتای جنسیت هم اینکه در مفید بودن درک شده واسه نظم جویی – عاطفی ظاهر می شه. احساس مفید بودن پایین در مدیریت هیجانای منفی ، در مونثا درمقایسه با مذکرها ، بیشترمنجربه افسردگی می شه(اهرنبرگ وهمکاران ۱۹۹۱، باسی وبندورا۱۹۹۹، به نقل از علی نیاکروئی، ۱۳۸۲).

در تحقیق موریس(۲۰۰۲)گزارش شده که اندازه خودکارآمدی پسران بیشتراز مفید بودن دخترانه

[۱] . Attribution

[۲] . Fulck

[۳] . Geriffin

[۴] . Eool Fulck

[۵] . Bihler & Snowan