تعریف بازاریابی جدید

تعریف های گوناگونی برای بازاریابی  بیان شده است، مانند گروهی از فعالیت های تجاری وابسته، پدیده ای بازرگانی، فرایندی اقتصادی، فرایند مبادله یا انتقال مالکیت محصولات، فرایند تعدیل عرضه و تقاضا و بسیاری تعاریف دیگر، هرکدام از این تعاریف بیان کنندۀ گوشه ای از فعالیت های بازاریابی است. ولی تعریف کامل و منطبق بر گرایش بازاریابی جدید نیست. امروزه صاحبنظران، بازاریابی را فرایند ارضای نیازها و خواسته های بشر تعریف می کنند.

بازاریابی اصطلاحی مورد استفاده برای توصیف فعالیت هایی است که در طی مبادلات داوطلبانه، ارزش ایجاد می کند (Kotler et al, 2003). بسیاري از مردم در تعریف بازاریابي آن را پیشبرد فروش و تبلیغات تلقی می کنند. آنها استدلال می کنند که شرکت ها همواره به دنبال فروش چیزی به مشتریان هستند. آنها هنگامی که می شنوند فروش تنها بخش کوچکی از وظایف بازاریابی را تشکیل می دهد، تعجب می کنند. اما، درواقع، حتی اگر هدف نهایی فروش باشد، وظاﺋﻒ دیگری وجود دارند که موجب تحقیق و توسعه فروش می شوند. این وظاﺋﻒ دیگر را می توان به صورت تشخیص نیازهای مشتریان، تولید کالاهای مرغوب و قیمت گذاری عنوان نمود. پیتر دراکر[1] پدر مدیریت نوین در مورد بازاریابی می گوید که هدف بازاریابی افزایش فروش با تکیه بر آگاهی و شناخت مشتری است که، کالا یا خدمت اراﺋﻪ شده با نیازهای مشتری همخوانی داشته باشد ( کاتلر و آرمسترانگ، 1379 ص34). البته این بدان معنا نیست که فروش و تلاش های پیشبردی فاقد اهمیت و اعتبار است، بلکه مقصود این است که این دو بخش، وظاﺋﻒ بازاریابی را تشکیل می دهند. برای روشن شدن تعریف بازاریابی لازم است که مفاهیم اساسی آن مانند نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار مشخص گردد. درواقع، یک زنجیرۀ مفهومي ما را از نیاز به بازار و از آنجا به بازاریابی پیوند می دهد (Kotler & Armstrong, 1990).

  1. 1. Peter Drucker
  2. نیاز ها و خواسته ها[1]: منشاء و رکن اساسی نظام بازاریابی نیاز ها و خواسته های انسان است. محصول زاییده نیاز ها و خواسته های بشر است. نیاز یک حالت محرومیت احساس شده در فرد است در حالی که خواسته ها طریقی هستند که انسان ها نیاز های خود را برآورده می کنند.

    کالا[2]: هر چیزی که خدمتی ارایه می دهد یا نیازی را برآورده سازد، می توان کالا قلمداد کرد که شامل؛ افراد، مکان ها، سازمان ها و عقاید است.

    مبادله: مبادله فرایندی است که طی آن دو یا بیش از دو سازمان یا فرد چیز حائز ارزش را بدهد یا دریافت کند که خود یک بخش درونی بازاریابی است. در واقع، رابطه مبادله را به صورت نقل و انتقال چیزی ارزشمند بین خریدار و فروشنده تعریف می کنند.

    معامله[3]: هر جند که هسته مرکزی بازاریابی، مبادله است، ولی معامله واحد اندازه گیری بازاریابی به شمار می رود و یک معامله شامل داد و ستد فایده بین طرفین است. معامله به صورت تهاتری یا پایاپای، کالا در برابر کالای دیگر، کالا در مقابل خدمت، خدمت در مقابل خدمت صورت می پذیرد.

    بازار[4]: بازار، عبارت است از ″محلی برای مبادلات بالقوه″. اندازه بازار به تعداد افرادی بستگی دارد که : 1) به محصول مورد نظر علاقه مندند 2) حاضرند منابع لازم را برای به دست آوردن محصول مبادله کنند. گاهی مفهوم بازار، مبادله های است که الزاماً با پول سرکار ندارند. برای مثال انتخابات سیاسی. به عبارت دیگر بازار از نظر علمی محل تجمع عده ای از متقاضیان و عرضه کنندگان است که دارای نیازهای مشترک بوده و از وسیله مبادله یا پول مشترکی در داد و ستد های خود استفاده می کنند (گیلانی نیا، 1389 ص 26).

     

    1. 2. Needs and desires
    2. 3. Commodity

    1 . Transaction

    2 . market