فایل های دانشگاهی

تاثیر-سازمان-گردشگری-استان-گیلان-بر-پویایی-اشتغال- قسمت ۶- قسمت 2

  • تخریب و تحقیر فرهنگ میزبان؛

 

  • بی ثباتی اجتماعی؛
  •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

  • کپی برداری از الگوی مصرف توریستها و کاهش انسجام و اخلاقیات اجتماعی؛

 

  • کاهش روابط و انسجام خانوادگی؛

 

  • گسترش بیماری­های اجتماعی چون گدایی، قمار، قاچاق، فحشا، تجاری شدن فرهنگی یا کالایی شدن فرهنگ، تجاری شدن روابط میزبان و میهمان (توریست)؛

 

  • کاهش کیفیت زندگی مردم (رهنمایی، فرهودی، قدمی،۱۳۸۹).

 

۳-۲-۸- اثرات و پیامد های زیست محیطی
یکی از حوزه هایی که به طور عمده مورد علاقه جغرافی­دان­ها است، آثار گردشگری بر محیط زیست است. دلیل این امر در ماهیت جغرافیا نهفته است که دارای رویکرد قوی در زمینه روابط انسان و محیط می­باشد. در واقع آثار گردشگری و تفریح بر محیط زیست و تحلیل منابع، حوزه­ای است که در آن جغرافی­دان­های انسانی و طبیعی در مطالعه مسائل مربوط به گردشگری، دارای وجه اشتراک­اند. با این حال دیگر، اهمیت صرف محیط زیست طبیعی برای فعالیت گردشگری و تفریح است.
عکس مرتبط با محیط زیست
انگیزه اصلی گردشگران در نواحی روستایی، جذابیت محیط روستایی است. موفقیت گردشگران روستایی بستگی به یک محیط جذاب دارد، بنابراین گردشگری روستایی می ­تواند منافعی به شرح زیر برای نواحی روستایی داشته باشد:
 تصویر درباره گردشگری

 

 

    • ضمن تأمین منابع مالی، محرکی برای حفاظت، نگهداری و بهبود محیط طبیعی روستایی نیز محسوب می شود؛

 

    • حفاظت و بهبود محیط­های تاریخی، از جمله خانه­های تاریخی، باغ­ها و چمنزار­ها؛

 

    • حفاظت از چشم انداز­های طبیعی و حیات­وحش؛

 

    • افزایش درک روستائیان نسبت به اهمیت و حفاظت از چشم اندازها وحیات وحش و میراث طبیعی؛

 

    • مشارکت بیشتر افراد جامعه در برنامه ­های حفاظت و نگهداری در نتیجهء تماس از راه بازدید گردشگران؛

 

    • بهبود رفتار و احترام نسبت به محیط زیست طبیعی؛ (همان منبع ص ۹۸)

 

    • افزایش گرایش­های زیبا شناختی و بهره­مندی معنوی از شگفتی­های طبیعی؛

 

    • اختصاص بخشی از گردشگری به محافظت از جذابیت­های طبیعی؛

 

  • بهبود مدیریت ضایعات (زاهدی، ۱۳۸۵، ص ۴۹ در یسرا رستمی، ۱۳۸۸، ص۴۳).

 

ایجاد آلودگی صوتی و بصری، آلودگی آب­و­هوا، مشکلات دفع زباله، بروز خسارت به آثار باستانی و تاریخی، مشکلات استفاده از زمین و تخریب سواحل در زمره آثار منفی زیست محیطی گردشگری در نواحی روستایی است (رضوانی، ۱۳۸۷، ص ۹۸ ).

شکل ۲-۳: تاثیر گردشگری بر محیط
منبع: لی، جان، گردشگری و توسعه در جهان سوم، ترجمه دکتر عبدالرضا رکن‌الدین افتخاری و امین‌الله صالحی، تهران، انتشارات چاپ و نشر بازرگانی، ۱۳۷۸، ص، ۲٫
۲-۹- نگرش وگرایش جامعه میزبان به توسعه گردشگری
رویکرد گردشگری پایدار به عنوان شکلی از گردشگری جایگزین، در پی بهبود کیفیت زندگی ساکنین محلی، ارتقاء تجربیات گردشگران و حفظ محیط زیست مقصد می­باشد. از آنجا که توسعه گردشگری به صورت چشمگیری به حسن نیت جامعه میزبان بستگی دارد و حمایت آن در توسعه و عملکرد موفقیت آمیز گردشگری، امری ضروری محسوب می­ شود. در این رویکرد، موفقیت هر پروژه گردشگری مستلزم شناخت و درک کیفیت حمایت جامعه میزبان می­باشد. اساس گردشگری یک فعالیت منبع پایه است و به جاذبه­ها و خدمات وابسته است، اما در عین حال توسعه موفقیت­آمیز آن مستلزم میهمان­نوازی و استقبال از طرف جامعه میزبان نیز می­باشد. به طوری که بد­رفتاری، بی­علاقگی و سوء­ظن جامعه محلی، نهایتا به گردشگران منتقل خواهد شد و احتمالا عدم تمایل گردشگران به بازدید مجدد از مقصد­های مذکور، را در پی خواهد داشت. بدین­سان درک واکنش جامعه محلی و عواملی که بر روی این طرز تفکر تاثیر می­گذارند، به منظور دستیابی به حمایت مطلوب جامعه روستایی از توسعه گردشگری امری ضروری بشمار می ­آید (علیقلی زاده فیروزجایی، قدمی، رمضان زاده لبسویی ۱۳۸۹، صص ۴۸ – ۳۵).
عواملی که بر نظرات جامعه میزبان راجع به گردشگری اثر می­گذارد غالباً به عنوان اثرات اجتماعی، اقتصادی و محیطی توصیف شده ­اند که اثرات مثبت به عنوان منافع و اثرات منفی به عنوان هزینه در نظر گرفته می­شوند. تحقیقات باتلر[۲۰] و دیگران حاکی از آن است که سطح توسعه گردشگری بر نگرش و گرایش جامعه میزبان، از اثرات مؤثر گردشگری است. به طور کلی نظریه پردازان و محققان عنوان کرده ­اند که رابطه معکوسی بین سطح توسعه گردشگری و معیارهای عینی و ذهنی اثرات اقتصادی، اجتماعی و محیطی در جامعه میزبان وجود دارد (علیقلی زاده فیروز جایی ناصر،۱۳۸۶، ص ).
عکس مرتبط با اقتصاد
برای نمونه نمتی[۲۱] در سال ۱۹۹۰ بیان کرده است که گرایش ساکنین مراحل استقبال، توسعه، رنجش، مقابله و تخریب را طی می­ کند. داکسی[۲۲] در مدل شاخص رنجش معتقد است که همانگونه که تعداد گردشگران افرایش می­یابد، جمعیت میزبان مخالفت فزآینده­ای را نسبت به گردشگران نشان می­دهد و گرایش­های ساکنین ازطریق طیفی از مراحل موافقت یا استقبال به مرحله مخالفت می­رسند.
همچنین باتلر تأکید می­ کند که بافت فیزیکی و محیط اجتماعی ناحیه در آغاز چرخه حیات گردشگری بدون تغییر خواهد بود اما جریان توسعه گردشگری در نواحی مقصد، به نقطه­ای از آستانه ظرفیت تحمل می­رسد که در آن نشانه­ هایی از آثار منفی بروز می­ کند. مارتین[۲۳] و یوسال[۲۴] از این ایده حمایت می­ کنند، که رابطه معکوسی میان توسعه مراحل چرخه حیات گردشگری و تأثیرات گردشگری بر جامعه میزبان وجود دارد. بدین ترتیب که در مراحل آغازین گردشگری، اشتیاق فراوانی از سوی جامعه میزبان نسبت به گردشگران به خاطر مزایای اقتصادی وجود دارد اما کاملاً طبیعی است که با رخ دادن تغییرات نامطلوب در محیط زیست فیزیکی و نوع گردشگرانی که جذب می­شوند، این احساسات به تدریج منفی و منفی­تر می­ شود .
به طور کلی چندین روش به عنوان چارچوبی برای درک واکنش مردم نسبت به گردشگری وجود دارد که شامل تئوری مبادله اجتماعی، چرخه حیات گردشگری و روش تفکیکی یا بخشی می­باشد. در واقع این سه روش متضاد هم نبوده بلکه مکمل هم­اند. تئوری مبادله اجتماعی یک چارچوب زیربنایی برای همه روش­ها و رویکرد­ها محسوب می­ شود که بر اساس ارزیابی جامعه میزبان از هزینه و منافع مورد انتظار گردشگری می­باشد. در تئوری چرخه حیات، توسعه گردشگری بر اساس ارزیابی در طول زمان مورد توجه است. بدین ترتیب نحوه نگرش جامعه میزبان تحت تاثیر روند تغییرات و روند توسعه قرار می­گیرد. بر اساس این تئوری، نگرش مردم نسبت به گردشگری ممکن است تحت تاثیر روند تحول و توسعه گردشگری در مقصد قرار گیرد. زمانی که گردشگری در مقصد رو به رشد زیاد است، ظرفیت برد اجتماعی به حد نهایی خود می­رسد، در نتیجه، آن برای ساکنان غیر قابل تحمل شود. لنفورد و هاروارد رویکرد تفکیکی را مطرح می­ کنند در این رویکرد هزینه و منافع برای بخش­ها یا گروه­های مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد (علیقلی زاده فیروزجایی، قدمی، رمضان زاده لبسویی، ۱۳۸۹،صص ۴۸ – ۳۵). بنابراین بررسی و ارزیابی نگرش و گرایش جامعه میزبان نسبت به گردشگری امری پیچیده است
نگرش و گرایش جامعه میزبان به گردشگری به وسیله تعدادی از عوامل نظیر وابستگی اقتصادی فرد به گردشگری، اهمیت فعالیت گردشگری در سطح محلی، نوع و میزان تعامل ساکنین با گردشگران، فاصله از ناحیه گردشگری و سطح کلی توسعه گردشگری در یک اجتماع مؤثر واقع می شود (علیقلی زاده فیروز­جایی ناصر ،۱۳۸۶، ص).
به طور کلی اصول پیشنهادی اسکیدمور[۲۵] حاکی از آن است که ساکنینی که گردشگری را به طور بالقوه و واقعی ارزشمند در نظر می­­گیرند و در عین حال هزینه­ های گردشگری را بیش از منافع آن نمی­دانند، از توسعه گردشگری حمایت خواهند کرد. در این راستا تحقیقات پیزام، تیریل و اسپالینگ شواهدی را جهت تأیید این نظر به دست می دهد.
به طور کلی سه گروه تحت تأثیر فعالیت گردشگری در یک اجتماع قرار می­گیرند: ساکنان، فعالان بخش تجاری و خدماتی و مسئولان بخش عمومی. تفاوتهای قابل توجهی در نگرش­های سه گروه در رابطه با گردشگری وجود دارد که فعالان بخش تجاری نگرش مثبت­تری به گردشگری نسبت به ساکنان و مسئولان بخش عمومی دارند. (پیزام در مطالعه کیپ کود در ماساچوست آمریکا به این نتیجه رسید که ساکنینی که در بخش گردشگری اشتغال دارند گرایش مثبت­تری را در مقایسه با اشتغال خارج از بخش گردشگری دارند(.
ارزیابی روثمان[۲۶] از اثرات گردشگری فصلی از دو اجتماع ساحلی در دل آویر آمریکا حاکی از آن است که ساکنینی که به لحاظ اقتصادی وابسته به بخش گردشگری بودند بطور کلی از گردشگری رضایت خاطر داشته اند همچنین مک گیهی نیز در این ارتباط آورده است که صاحبان کسب و کار مرتبط با بخش گردشگری نسبت به سایر گروه­ها، گرایش مثبت تری به گردشگری دارند)یکی از عواملی که می تواند تصورات ساکنان یا جامعه میزبان را نسبت به گردشگری تحت تأثیر قرار دهد؛ نسبت گردشگران به ساکنان در ارتباط با ظرفیت تحمل حوزه است؛ به طوری که هر چقدر نسبت گردشگران به جامعه میزبان افزایش یابد تصورات و گرایش منفی شدن از طرف جامعه میزبان نسبت به گردشگران افزایش پیدا می کند و نیاز به تقویت محیط فیزیکی درک می­ شود. در این راستا پیزام در مطالعه ای از کیپ کود[۲۷] در ماساچوست آمریکا دریافت که تراکم بالای گردشگران، نگرش منفی جامعه میزبان را به گردشگری افزایش داد. همچنین لانگ و دافیلد معتقدند که در مناطق حاشیه ای با نسبت کم گردشگران به ساکنین جامعه بومی، اکثریت ساکنین جامعه مقصد گردشگری را امری مثبت تلقی می­ کنند.
از عوامل دیگر در توجیه نگرش و گرایش ساکنین از اثرات گردشگری و حمایت از این فعالیت می­توان فاصله ساکنین یا محل سکونت از جاذبه گردشگری را نام برد. برای نمونه مانس فیلد[۲۸] به این نتیجه رسید که مردمی که دورتر از نواحی گردشگری زندگی می­ کنند گرایش منفی­تری راجع به اثرات گردشگری دارند. مطالعات بلیسل و هوی نیز حاکی از آن است که همراه با افزایش فاصله از جاذبه گردشگری، نگرش به اثرات گردشگری منفی بوده و موافقت کمتری را نشان می دهد .
شلدون و وار در سال ۱۹۸۴ نگرش­های ساکنین را در ولز شمالی بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که که زندگی در نواحی متراکم گردشگری، منجر به گرایش مساعد و موافقت نسبت به گردشگری می شود در این زمینه روثمان به این نتیجه رسید که ساکنینی که تماس بیشتری را با گردشگران داشتند، از نگرش مثبت تری نسبت به گردشگری برخوردار بودند .
بررسی دیگر از ۲۸ اجتماع روستایی کلرادو توسط لانگ و همکاران حاکی از آن است که نگرش­های اجتماع میزبان از تأثیرات منفی گردشگری با افزایش سطوح وابستگی به گردشگری افزایش می­یابد. این مطالعه نشان می دهد، هنگامیکه تا ۳۰ درصد از کل خرده فروشی­ها در جامعه میزبان از گردشگری نشأت گیرد، حمایت از گردشگری افزایش می­یابد. اما فراتر از این میزان و آنچه که به آن سطح ظرفیت­تحمل اجتماع اطلاق می­ شود، حمایت از گردشگری توسط جمعیت میزبان به تدریج کاهش می­یابد همچنین افزایش جرم و جنایت و بالا بودن قیمت املاک در این ناحیه روستایی، از عمده ترین اثرات منفی اجتماعی است که در روستاهای با سطح بالاتر گردشگری مشاهده می­ شود.(Long et al, 1990; 6)
مطالعه دیگر توسط آلن و همکاران (۱۹۹۳) گرایش ساکنین روستایی را به توسعه گردشگری بررسی کرده نتیجه گرفته­اند که تصویر درست­تر از اثرات گردشگری با محاسبه کل فعالیت اقتصادی و سطح توسعه گردشگری بدست می­آید. ساکنین جوامع روستایی دارای فعالیت اقتصادی اندک و توسعه گردشگری پایین، امید یا انتظارات بالایی به توسعه گردشگری در آینده دارند. ساکنین اجتماعات روستایی دارای فعالیت اقتصادی زیاد و توسعه گردشگری بالا، به بعضی از مزایای توسعه گردشگری پی­برده­اند. بنابراین ساکنین این نوع اجتماعات گرایش مثبت­تری نسبت به توسعه گردشگری دارند. اگرچه اجتماعات دارای فعالیت اقتصادی بالا و توسعه گردشگری پایین، به لحاظ اقتصادی پایدار هستند و ساکنین آن نیازی به توسعه گردشگری نمی­بینند. همچنین اجتماعات دارای فعالیت اقتصادی پایین و توسعه گردشگری بالا، دلسرد می­شوند زیرا آنها به منافع اقتصادی ناشی از توسعه گردشگری دست نیافته­اند.
لانک فورد در سال ۱۹۹۴ حمایت و گرایش ساکنین، فعالان بخش گردشگری و مسئولان را نسبت به توسعه گردشگری در ناحیه روستایی ایالت واشینگنن و اورگن مورد بررسی قرار داد و به این یافته رسید که تفاوت معناداری بین گروه­های فوق الذکر در جامعه مقصد در خصوص میزان حمایت از توسعه گردشگری وجود دارد به طوری که فعالان بخش گردشگری بیشترین حمایت را از توسعه گردشگری نسبت به دو گروه دیگر داشتند و ساکنین این ناحیه تا حدودی در خصوص توسعه تسهیلات گردشگری اضافی و تشویق گردشگری در محدوده این اجتماع مردد بودند. همچنین ساکنین معتقد بودند که دولت محلی نمی تواند اثرات منفی گردشگری را کاهش دهد Lankford,1994; 42)).
مک گیهی و آندرک در سال ۲۰۰۴ در مقاله ای تحت عنوان عوامل پیش­بینی­کننده حمایت ساکنین روستایی از گردشگری در اجتماعات روستایی آریزونا در ایالات متحده آمریکا به این نتیجه رسیدند که میان وابستگی اجتماع روستایی به گردشگری و گرایش منفی جامعه میزبان به گردشگری رابطه وجود دارد به طوری که با وابستگی بیش از پیش اجتماعات به گردشگری، ساکنین به طور روز افزونی از آثار منفی آن در اجتماع آگاه خواهند شد و نگرشهای منفی به گردشگری برآثار مثبت آن سایه می­افکندMcGehee and Andereck; 2004, 131) ). در مورد گرایشهای ساکنین نسبت به توسعه گردشگری دو مدل وجود دارد که در زیر به تشریح آن پرداخته می­ شود:
۲-۱۰ – مدل داکسی
داکسی[۲۹] با ارائه شاخص رنجش معتقد است زمانی که تعداد گردشگران افزایش می­یابد ساکنان نسبت به گردشگر واکنش­های مخالفت­آمیزی نشان می­ دهند و جامعه مراحلی از شادی (رضایت) تا مخالفت را طی می­ کند (به نقل از(Rayn et al 1998 , 358. علاوه بر این نگرش ساکنین نسبت به گردشگر تحت تاثیر عواملی چون وضعیت اقتصادی حوزه(Johnson et al 1994, 629) )، یکپارچگی و انسجام اجتماعی جامعه(Mccool and Martin 1994 ,pp.29)، مجاورت و نزدیکی به حوزه توریستی(Morphy 8) ، ترس از بین رفتن هویت، وسعت حوزه، مدت زمان برقرای جریانات توریستی یا سطح بلوغ گردشگر در حوزه ( Liu et al 1987 ,36)، شدت تراکم توریست در حوزه (Pizam 1987 , 8)، مرحله توسعه گردشگر (Belise and hoy 1980 , 83)، شدت استفاده از منابع پایه و سطح علاقمندی میزبان (Gursoy et al 2002 ,pp.104) و سن، زبان، روابط شخصی ومحلی و طول اقامت ساکنین (Brougham and Butler 1981 , 589) قرار می گیرد (رهنمایی و دیگران ، ۱۳۸۹ص۲۹ ).
وی چهار مرحله را برای توسعه گردشگری تصور کرده است که شباهت بسیار زیادی به واقعیت دارد. این چهار مرحله عبارتند از: خشنودی، رضایت، بی تفاوتی، حساسیت و مخالفت (تقابل).
– مرحله خشنودی و رضایت (امیدواری): در این مرحله ساکنین محلی توسعه گردشگری را پشتیبانی می­ کنند و مشتاق سهیم شدن گردشگران در جامعه­شان هستند. توسعه سریع گردشگری به وفور با سطوح بالای رضایت ترکیب می­ شود. در این مرحله مخالفان توسعه گردشگری از نظر تعداد کم هستند و معمولاً با بخشی از موضوعات و موارد حاشیه­ای مخالفت می­ کنند.
– مرحله بی تفاوتی: رشدی که توسعه سریع گردشگری را تحریک می­ کند، دوباره آرام می­گیرد. ساختار اجتماعی جامعه با ورود مهاجران جویای کار تغییر می­یابد. به نظر می­رسد وعده­های خوب اقتصادی فقط در مورد تعداد محدودی از ساکنین صادق بوده است.
– مرحله حساسیت: چنانکه فعالیت گردشگری به توسعه خود ادامه دهد در طول توسعه به دلیل افزایش در واردات و فصلی بودن ممکن است حساسیت رخ دهد. مثل اینکه توسعه گردشگری برنامه ­ریزی نشده باشد و به داخل محیط­های حساس نواحی گسترش یابد. نهایتاً هزینه کالاهای اساسی مانند غذا خیلی سریع افزایش پیدا می­ کند، به طوری که نرخ افزایش قیمت این نوع کالاهای اساسی سریعتر از نرخ افزایش در­آمد اهالی ناحیه است. رشد درآمد نیز که در مراحل اخیر عملی شده بود، با افزایش نرخ تورم کمرنگ می­ شود. چنانچه محیط یا جاذبه­ها در نواحی روستایی در طول دوره توسعه دچار محدودیت و یا تغییر شوند، تعداد بازدیدکنندگان ممکن است کاهش یابد و منجر به وفور بیش از حد تسهیلات و در نتیجه رکود اقتصادی می­ شود. در طول دوره حساسیت به جهت توسعه برنامه ­ریزی نشده گردشگری، درک و پذیرش امر حفاظت و مراقبت به عنوان یک نیاز مطرح می­ شود.

 

You may also like...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *