مقالات دانشگاهی ارشد

جستجوی مقالات فارسی – بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۴۶

چون هلالیست وصال از غم خورشید رخت خویش را بی سبب انگشت نما کرد عبث
(همان)
تشبیه مفروق مشبّه: ۱- وصال ۲- رخ مشبّه به:۱- هلال ۲- خورشید وجه شبه:۱- باریکی وخمیدگی (حقیقی و متعدّد) ۲- درخشندگی وزیبایی (تحقیقی و متعدّد) طرفین: در هر دو موردحسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد می باشد. ادات:۱- چون ۲- ندارد از لحاظ آوردن وجه شبه وادات:۱- مجمل مرسل ۲- بلیغ
دلم ز جور فلک شد چو سنگ دیده ی زجاج که می کند به زجاجی دل شکسته علاج
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۹۹)
تشبیه مجمل مرسل مشبّه: دل مشبّه به: سنگ دیده زجاج وجه شبه: شکستن، دوگانه،مفرد وتحقیقی می باشد که برای مشبّه در معنای غمگین بودن و برای مشبّه به در معنای حقیقی می باشد. طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد مقیّد ادات: چو
از آن شراب که بر سر حباب ها دارد چو آفتاب به سر بر نهد ز پروین تاج
(همان)
تشبیه مرکّب مجمل مرسل مشبّه: حباب بر سر شراب مشبّه به: تاج پروین بر سر آفتاب وجه شبه: درخشیدن چیزی برروی سطحی درخشان. (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب ادات: چو
بتا، زچشم تو صاحبدلان بپرهیزند که ناوک مژه جز دل نباشدش آماج
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: مژه مشبّه به: ناوک وجه شبه: مجروح و زخمی کردن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
اگر سفینه جامت بود وصال، چه غم از اینکه بحر غم از چارسو زند امواج
(همان)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: جام (شراب) مشبّه به: سفینه وجه شبه: نجات بخش بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ۲- تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: بحر وجه شبه: عمیق وگسترده بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
کسی چو جام شود سرخ روی و روشن دل که سجده هم چو صراحی برد به پای قدح
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۹۹)
تشبیه جمع مشبّه: کسی مشبّه به: ۱- جام ۲- صراحی وجه شبه: ۱- سرخی و روشن دلی (حقیقی و متعدّد)۲- سجده کرده (تحقیقی و متعدّد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد می باشد. از لحاظ وجه شبه و ادات: هر دو مورد مطلق می باشد. ادات: ۱- چو۲- همچو
سرشک من همه عالم به موج توفان داد عجب مکن که زجاجم سفینه ایست چو نوح
(همان: ۲۰۰)
تشبیه بلیغ مشبّه: زجاج (وجودم) مشبّه به: سفینه نوح وجه شبه: نجات دادن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
بیار باده که مرهم ندارد الا می چو تیر غمزه ی ساقی دلی کند مجروح . . (همان) تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: غمزه مشبّه به: تیر وجه شبه: مجروح
کردن (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
قصه ی عشق تو حرز دل یاران تو باد وگر ازبلهوسانست فراموشش باد
(همان: ۲۰۱)
تشبیه بلیغ مشبّه: قصه عشق تو مشبّه به: حرز وجه شبه: نگهبان بودن (تخییلی) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
جست در ظلمت زلف دلم آب حیات که چراغ ره آن شمع بناگوشش باد .
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: بناگوش مشبّه به: شمع وجه شبه: درخشیدن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
نشگفت وصال ارزلبت کام روا گشت آری به جهان قسمت طوطی شکر افتاد
(وصال، ۱۳۷۸: ۲۰۲)
تشبیه تمثیل بلیغ مشبّه: کامروایی وصال از لبت مشبّه به: قسمت طوطی شکر شدن وجه شبه: خوش آوازی که به شیرینی برسد. (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
وصال آن روز در زنجیر غم شد که کارش با دل دیوانه افتاد
(همان: ۲۰۳)
تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: زنجیر وجه شبه: اسیر کردن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
گر کشم آهی وصال آتش زنم در عالمی پیش آن آیینه رو دل رخصت آهم نداد
(همان: ۲۰۴)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

You may also like...