مقالات دانشگاهی ارشد

دسترسی متن کامل – بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۴۰

تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: عشق مشبّه به: آتش وجه شبه: سوزاندن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ز رشکی که ساغر زدی با حریفان دلی نیست کز غم چو مینای می نیست
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: دل مشبّه به: مینای می وجه شبه: شکننده بودن، دوگانه، مفرد و تحقیقی می باشد که برای مشبّه در معنای مجازی وبه معنی غمگیین بودن اما برای مشبّه به در معنای حقیقی آن به کار رفته است. طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد مقیّد
به حسنی که باقی نه، فانی چه کردی چه سود از بهاری که ایمن ز دی نیست
(همان)
تشبیه مضمر مفصّل مؤکّد مشبّه: حسن مشبّه به: بهار وجه شبه: فانی بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
وصال با همه زشتی طفیل نیکان است که بوستان گل و میوه بی گیاهی نیست
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۶۷)
تشبیه تمثیل بلیغ مشبّه: وصال در کنار نیکان مشبّه به: گیاه در کنار بوستان گل و میوه وجه شبه: بودن چیزی بی ارزش در کنار موجودی با ارزش و زیبا (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
بس آدمی که نظر بست و هم اسیر تو گشت که از کمند غمت خلق را رهایی نیست
(همان)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم مشبّه به: کمند وجه شبه: اسیر کردن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
به محفلی که تویی شمع را ببرم سر که با وجود تو حاجت به روشنایی نیست
(همان)
تشبیه تفضیل مفصّل مؤکّد مشبّه: تو مشبّه به: شمع وجه شبه: روشنایی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
بهار چون گل رویش به دلگشایی نه بنفشه چون خم زلفش به جعد مویی نیست
(همان: ۱۶۸)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: روی مشبّه به: گل وجه شبه: زیبایی وطراوت (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
نه جویبار چمن بلکه جویبار بهشت چو سرو قامت او هر کجا که جویی نیست
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: قامت مشبّه به: سرو وجه شبه: بلندی و تناسب (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
همه درخت ولی سایه شان به کس نرسد همه گلند و لیکن گلی که بویی نیست
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۶۸)
تشبیه جمع مفصّل مؤکّد مشبّه: همه مشبّه به: ۱- درخت ۲- گل وجه شبه: در هر دو مورد زیبا و با طراوت بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در دو مورد مفرد به مفرد می باشد.
می خواست به دل جای دهد گنج غمت را زآن روی فلک سعی به ویرانی ما داشت
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: گنج وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
چون مرغ که از نغمه ی خویش است گرفتار غم بود وصال، آنچه سخن دانی ما داشت
(همان: ۱۶۹)
تشبیه مطلق مشبّه: وصال مشبّه به: مرغ وجه شبه: داشتن هنری که باعث گرفتاری وغم می شود. (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
بستم زبان و کاش ره دیده بستمی کاین سیل اشک راز مرا آشکار داشت
(همان: ۱۷۰)
تشبیه بلیغ مشبّه: اشک مشبّه به: سیل وجه شبه: فراوانی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ز آمد شد اغیار وصال این همه مندیش هر جا شکری بود هیاهوی مگس داشت
(همان)
تشبیه تمثیل بلیغ مشبّه: وصال و آمد وشد اغیار مشبّه به: شکر وهیاهوی مگس وجه شبه: قرار گرفتن چیزی ارزشمند در کنار چیزی آزاردهنده (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

You may also like...