مقالات دانشگاهی ارشد

جستجوی مقالات فارسی – بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۴

در شعر بازگشت شاعر به حال و هوای همه کس شعر می گفت جز حال و هوای خودش. احساس او احساس عاریتی بود. انگار خود تجربه ای از زندگانی نداشت. جهان هرکدام از شاعران برجسته سبک های قدیم جهانی یکپارچه بود. چگونه ممکن است که یک شاعر به جهان همه شعرای بزرگ تعلق داشته باشد اما از خود جهانی نداشته باشد. شاعر سبک بازگشت از خود جهانی ندارد و شعر را از دیوان شاعران پیش آموخته است، می بینید که حافظ اندام یار را به سرو تشبیه کرده است، او نیز چنین کاری کرده بدون آنکه ابتکاری به خرج دهد. مدتی بود که شاعران ایران به سبب عدم انطباق سبک هندی با وضعیت بحرانی به شیوه حدیث نفس پردازی سعدی و وقوعیون گرویده بودند و با آرامش نسبی که در عهد کریم خان زند پیدا شد، عده ای از این شاعران که درایران مانده و جان سالم به در برده بودند در اصفهان گرد هم آمدند و انجمنی به نام “انجمن ادبی اصفهان” تشکیل دادند. شیوه سخنرانی اینان که همان تقلید از بزرگان و قوعی و عراقی و بعدها آذربایجانی و خراسانی بود، مکتب” بازگشت” نام گرفت. اعضاء انجمن ادبی اصفهان عبارتند از مشتاق اصفهانی، عاشق اصفهانی، محمد تقی صبا، آذر بیگدلی، هاتف اصفهانی، صباحی بیدگلی و ملا رفیق اصفهانی ….. مدیر انجمن، مشتاق اصفهانی بود.
انجمن ادبی اصفهان دیری نپائید با درگذشت کریم خان زند، جنگ و زد و خورد و اضطراب دوباره ایران را فراگرفت وبا فقر و نگرانی، انجمن ها بسته شدند. در پادشاهی آقامحمدخان میرزا عبدالوهاب نشاط حاکم او در اصفهان بود که خود شاعر بود. نشاط با موقعیت مناسبی که از پیش در اصفهان پیدا شده بود به تبعیّت از مشتاق، انجمن ادبی تاسیس کرده بود واز آغاز که صاحب قدرت و مکنت بود به شاعران توجه بیشتری مبذول داشت بدین سبب انجمن دوّم گام های مطمئن و موثری به بازگشت برداشت به ویژه که تجربه انجمن اوّل را هم پشت سر گذاشته بود. با مرگ آقا محمّدخان انجمن دوّم در اصفهان هم تعطیل شد. نشاط به گردآوردن شاعران در دربار و دایر کردن انجمن ادبی خاقان (تخلص شاعری فتحعلی شاه)پرداخت. شاعران و ادیبانی که طی دو انجمن گذشته به نام فنون شعر قدیمی ایران مسلّط شده اند به دربار روی می آورندو چندی نمی گذرد که به همّت نشاط و قائم مقام فراهانی کاخ پادشاهی از صدها غزلسرا و قصیده پرداز و قطعه گو پر می شود واین سوّمین انجمن ادبی دراین محدوده ی کم و بیش سی ساله است. از آخرین شاعران بازگشتی عصر قاجار می توان به قائم مقام فراهانی، وصال شیرازی، یغمای جندقی، فروغی بسطامی، فتح الله خان شیبانی، قاآنی، سروش اصفهانی، محمودخان ملک الشّعراء صبا و شاطر عباس صبوحی نام برد. (ر.ک،شمس لنگرودی، ۱۳۷۲: ۱۸۲- ۱۴۵- ۱۳۷- ۸۳- ۷۷- ۷۶- ۷۴)
….
فصل دوّم
تشبیه
تشبیه یعنی مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگری که به جهت داشتن صفت یا صفاتی که با هم مشترک هستند.
«اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیزی، مشروط بر این که آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حد اقل دروغ نما باشد،یعنی با اغراق همراه باشد. توضیح این که وقتی می گوییم ماننده کردن معنایش این است که آن دو چیز به هم شبیه نیستند و این ما هستیم که این شباهت را ادعا می کنیم. بدین ترتیب جمله ی: سگ مانند شغال است، تشبیه نیست زیرا هر چند همه ی ارکان تشبیه را داراست اما مبتنی بر صدق است نه کذب، به این معنی که در عالم واقع هم سگ و شغال از یک گونه اند. این است که این جمله مخیل نیست و از صور خیال محسوب نمی شود. بدین ترتیب میتوان گفت؛ که جملهی تشبیهی، جملهای است که به ظاهر درست نمینماید، باعث اعجاب میشود و کسی به مفاد آن باور ندارد». …………………………………………………………………………………………………………………(شمیسا،۱۳۹۰: ۳۳-۳۴)
تشبیه به صورت گسترده جملهای است که چهار جزء دارد که به آنها ارکان تشبیه میگویند که شامل مشبّه (ماننده)، مشبّه به (مانسته)، ادات (مانواژ) و وجهشبه (مانروی) میباشد.
چهره اش چون گل سرخ است.
مشبّه: چهره اش مشبّه به: گل وجه شبه: سرخ بودن ادات: چون
«مشبّه صیغه اسم مفعول باب تفعیل از مصدر تشبیه، چیزی است که آن را به چیز دیگر مانند کرده باشی و آن چیز دیگر را مشبّه به مینامند، معمولا اگر کسی قصد تشبیه داشته باشد در عبارات خود کلمهای میآورد که مقصود را بفهماند آن کلمه را ادات تشبیه و یکی از ارکان تشبیه گویند پس ادات تشبیه کلمهای است که دلالت برمعنی مشابهت و مانندگی داشته باشد خواه از نوع اسم باشد، یا نوع فعل و یا از انواع حروف باشد. ادات تشبیه در فارسی فراوان است: چو، چنان، چنین، همچنان، چنان، چون، مانند، همانند، ماند، مانا، همانا، گویی، پنداری و امثال آنها. در تشبیه دو چیز به یکدیگر ناگزیر باید یک وجه مشابهتی در نظر داشته باشید زیرا متکلّم عاقل هرگز دو چیز را که به هیچ وجه مانندگی نداشته باشند به هم تشبیه نخواهد کرد و چیزی را که مورد نظر شما در مشابهت دو چیز باشد در اصطلاح وجه شبه میگویند و آن را رکن چهارم تشبیه مینامند.» (همایی، ۱۳۷۰: ۱۳۷- ۱۳۶)
۲-۱- انواع تشبیه به اعتبار حذف یا ذکر ارکان:
ذکر یا حذف ارکان تشبیه می تواند در زیبایی آن نقش اساسی داشته باشد.
«اگر در ساختار جمله های تشبیهی دقّت کنیم متوجه میشویم که معمولا وجه شبه را ذکر نمیکنند، زیرا کلام ادبی باید مخیّل باشد و اگر وجه شبه را ذکر کنند از مایههای تخیّل کاسته میشود اما اگر تشبیه نو و بکر باشد، معمولا وجه شبه را ذکر میکنند تا تشبیه بهتر ف
همیده شود. به تشبیهی که وجه شبه در آن ذکر نشده باشد تشبیه مجمل و به تشبیهی که وجه شبه در آن ذکر شده باشد تشبیه مفصّل گویند. هم چنین ممکن است در تشبیه ادات تشبیه ذکر نشود که در این صورت به تشبیه، تشبیه مؤکّد یا تشبیه بالکنایه یا تشبیه محذوف الادات می گویند واگر ادات تشبیه ذکر شود آن را تشبیه مُرسل یا صریح گویند.
تشبیهی که در آن نه وجه شبه ذکر شود و نه ادات تشبیه (یعنی هم مجمل باشد وهم مؤکّد)، تشبیه بلیغ نام دارد. اما دو رکن اساسی تشبیه یعنی مشبّه و مشبّه هیچ گاه حذف نمیشوند، زیرا غرض از تشبیه، توصیف مخیّل مشبّه، به وسیلهی مشبّه به است. آن توصیف مخیل- که همان وجهشبه است- معمولا از مشبّه به اخذ میشود، پس وجود مشبّه و مشبّه به هر دو لازم است. مشبّه به باید اعرف و اجلی از مشبّه باشد، یعنی وجه مانندگی باید در مشبّه به قویتر و آشکارتر از مشبّه باشد. » (شمیسا، ۱۳۹۰: ۳۵- ۳۴) . …..تشبیهی که تمام ارکان در ان آورده شود یعنی هم مفصّل باشد و هم مرسل آن را تشبیه مطلق نیز می نامند.
۲-۲- انواع تشبیه به اعتبار حسی و عقلی بودن طرفین آنها:
تشبیه به اعتبار طرفین آنها از نظر حسی و عقلی می تواند انواع مختلفی داشته باشد که در ذیل به انواع آن اشاره خواهد شد.
«تشبیه به اعتبار حسی و عقلی بودن مشبّه و مشبّه به چهار حالت دارد. مراد از حسی اموری هستند که با یکی از حواس پنجگانه ی چشایی، بینایی، بساوایی، شنوایی و بویایی قابل درک باشند، یعنی به طور کلی وجود مادی داشته باشند. امّا مراد از عقلی در اصطلاح علم بیان هر چیزی است که به یکی از حواس خمسه درک نشود و وجود آن عقلی و ذهنی باشد». . (شمیسا ،۱۳۹۰: ۳۶)
۱- هر دو طرف تشبیه حسی هستند.
ای ز تو تیره روز من با همه روشناییت روی تو آتش است و ما سوخته از جداییت
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۹۶)
تشبیه بلیغ مشبّه: روی مشبّه به: آتش وجه شبه: سرخ بودن(تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- مشبّه عقلی و مشبّه به حسی باشد.
هر کو چو وصال آتش عشقش به دل افتاد در آتش دوزخ تن او سوختنی نیست . (همان:۱۶۶)
تشبیه بلیغ مشبّه: عشق مشبّه به: آتش وجه شبه: سوزاندن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد . ۳– مشبّه حسی و مشبّه به عقلی باشد. . «به لحاظ تئوری این نوع تشبیه نباید وجود داشته باشد چون غرض از تشبیه این است که به کمک معلومی وضع مجهولی را در ذهن روشن کنیم یعنی به کمک مشبّه بهی که در صفتی اعرف واجلی واقوی از مشبّه را توصیف کنیم وبدیهی است که عقلی همیشه نسبت به حسی اخفی است. از این رو در این گونه تشبیهات شاعر باید خود وجهشبهی را که در نظر دارد ذکر کند و بدین ترتیب این گونه تشبیه همواره مفصّل است. گاهی به ندرت دیده میشود که وجهشبه را ذکر نمیکنند در این صورت مشبّه به عقلی باید در صفتی بسیار معروف باشد». (شمیسا،۱۳۹۰: ۳۷)
بتان چو جان و تو جان بتانی از خوبی درست گفت هر که تو را جان جانان گفت
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۸۵)
تشبیه مطلق مشبّه: بتان مشبّه به: جان وجه شبه: با ارزش بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به عقلی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
۴-مشبّه عقلی، مشبّه به عقلی باشد.
«این نوع تشبیه نیز قاعدتاً نباید وجود داشته باشد، زیرا از مشبّه به عقلی، وجه شبه روشن وصریحی اخذ نمی شود تا حال مشبّه را به کمک آن دریابیم پس در این گونه تشبیه هم باید وجهشبه ذکر شود. واگر احیاناً وجه شبه را ذکر نکنند، مشبّه به عقلی باید در صفتی بسیار معروف باشد». (شمیسا،۱۳۹۰: ۳۸)
رموز عشق در اوراق اهل مدرسه نیست کجاست علم خداجویی و کتاب کجا . (همان: ۱۰)
تشبیه مضمربلیغ مشبّه: رموز عشق مشبّه به: علم خداجویی وجهشبه: ارزشمند بودن و هدایت گر بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به عقلی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد .
۲-۳- تشبیه خیالی: . …..«در تشبیه خیالی، مشبّه به، مرکّب و بیشتر به صورت ترکیب اضافی است. هر یک از اجزای این
ترکیب، در بیرون یافت می شود امّ به صورت ترکیبی آن وجود خارجی ندارد». …………………………………………………………………………………………………………………….(نوروزی،۱۳۸۰: ۳۴۰)
مثل تشبیه چیزی به بیشه ی نور
که در این مثال اجزای بیشه و نور، حسی و قابل تشخیصاند اما ترکیب آنها در عالم واقع وجود ندارد.
۲-۴- تشبیه وهمی:

You may also like...