مقالات دانشگاهی ارشد

جستجوی مقالات فارسی – بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۳۶

۲- تشبیه بلیغ مشبّه: ابرو مشبّه به: کمان وجه شبه: خمیدگی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
خواهی اگر طرب کنی از خمربی خمار شعر وصال جوی، می خوشگوار چیست؟
(همان)
تشبیه مضمر مفصّل مؤکّد مشبّه: شعر وصال مشبّه به: خمر بی خمار وجه شبه: شادی بخش بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد
ز دیده ام جو صراحی سرشک خون جاریست که از چه بر لب جام آن لبان گلناریست
(همان: ۱۴۴)
تشبیه مفروق بلیغ مشبّه: ۱- دیده ۲- سرشک مشبّه به: ۱- صراحی ۲- خون وجه شبه: در هر دو مورد سرخ بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هردو مورد مفرد به مفرد می باشد.
چو نقطه ام همه گویند پای بست مباش مگر نه بر سر من دور چرخ پرگاریست
(همان)
تشبیه مطلق مشبّه: «ام»در نقطه ام مشبّه به: نقطه وجه شبه:
پای بست بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
ز مست جام محبت مخواه چهره سرخ نشان مستی این باده، زرد رخساریست
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۴۵)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: محبت مشبّه به: جام(شراب) وجه شبه: مست کننده (تحقیقی ومفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
به پای او سر افشاندم، ندانم کزین پس خاک پایش افسر کیست؟
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: خاک پای مشبّه به: افسر وجه شبه: ارزشمند بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
آن قدر پرده ز رخ برفکن ای سلسله موی تا بداند دل شوریده که دیوانه ی کیست؟
(همان: ۱۴۶)
تشبیه بلیغ مشبّه: موی مشبّه به: سلسله وجه شبه: حلقه حلقه بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
کس از آن شمع به حرمان دل خسته مباد سوخت مسکین و ندانست که پروانه ی کیست؟
(همان)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: مسکین مشبّه به: پروانه وجه شبه: سوختن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
همه جا دانه و دام است بهم وآن سر زلف دام ما گشت بگو خال لبش دانه ی کیست؟ (همان)
تشبیه ملفوف بلیغ مشبّه: ۱- سرزلف ۲- خال مشبّه به: ۱- دام ۲- دانه وجه شبه: ۱- حلقه حلقه بودن (تحقیقی و مفرد) ۲- کوچک وسیاه بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: درهردو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: درهردو مورد مفرد مقیّد به مفرد می باشد.
مردم چشمم تو گویی کیمیا گر گشته اند زانکه اندر بوته چشمم بجز سیماب نیست
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۴۷)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه : مردم چشمم مشبّه به: انسان کیمیاگر وجه شبه: تبدیل کردن چیزهای کم ارزش به چیزهای با ارزش(تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد : مفرد به مفرد
۲- تشبیه بلیغ مشبّه: چشم مشبّه به: بوته وجه شبه: ظرف بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
به دوش عشق بار غم گران به به پای شوق رنج ره تعب نیست
(همان: ۱۴۸)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم مشبّه به: بار وجه شبه: سنگین بودن (تحقیقی و مفرد ) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
گوشوار گهرت نیست، رخ زیبا هست غصه یی نیست که مه داری و پروینت نیست
(همان: ۱۴۹)
تشبیه ملفوف مشوش بلیغ مشبّه: ۱- گوشوار گهر ۲- رخ مشبّه به: ۱- پروین ۲- ماه وجه شبه: درهردو مورد درخشیدن و زیبایی می باشد. (تحقیقی و متعدّد) طرفین: درهردو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: ۱- مفرد مقیّد به مفرد ۲- مفرد به مفرد
کار من بُد عشق و بارم عشق و یارم مهربان کار آن کار است و بار آن بار و یار آن یار نیست
(همان: ۱۵۰)

حتما بخوانید :   سامانه پژوهشی - بررسی بازاریابی هوشمند در توسعه گردشگری ایران با رویکرد آژانس های درجه ...

You may also like...