مقالات دانشگاهی ارشد

بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۳۲

رشتهای از غمت به پا ی من است سر زلفت گره گشای من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: رشته وجهشبه: اسیر کردن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ظلمات خط ار نپوشد راه دهنت چشمه ی بقای من است
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۲۳)
تشبیه بلیغ مشبّه: دهن مشبّه به: چشمه بقا وجهشبه: عمرجاودان بخشیدن (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به عقلی افراد: مفرد به مفرد مقیّد
تنم از عشق بوته، دل سیماب خاک پای تو کیمیای من است
(همان)
تشبیه مفروق بلیغ مشبّه: ۱- تن ۲- دل ۳ – خاک پای تو مشبّه به: ۱-بوته ۲- سیماب ۳- کیمیا وجه شبه: ۱- ظرف بودن (تحقیقی و مفرد) ۲- جوشیدن که دوگانه، مفرد و تحقیقی می باشد. در رابطه با مشبّه در معنای مجازی و به معنی شور وهیجان امّا در رابطه با مشبّه به در معنی حقیقی آن به کار رفته شده است. ۳- به کمال رساندن (تحقیقی و مفرد) طرفین: ۱- حسی به حسی ۲- عقلی به حسی ۳- حسی به حسی افراد: ۱- مفرد به مفرد ۲- مفرد به مفرد ۳- مفرد مقیّد به مفرد
چشمم از انتظار گشت سفید گرد راه تو توتیای من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: گرد راه مشبّه به: توتیا وجهشبه: شفا بخش
بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
لقمه ی وصل ناگوارا نیست دیده ی خلقی از قفای من است
(همان)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: وصل مشبّه به: لقمه وجهشبه: گوارا بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
خسته ی تیغ تو آسایش مرهم با اوست بسته ی دام غمت شادی عالم با اوست
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۲۵)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم مشبّه به: دام وجهشبه: بستن و اسیر کردن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
می کند گاه تکلم چو گل سرخ عرق روح زاده است از آن خجلت مریم با اوست
(همان)
تشبیه مطلق مشبّه: معشوق هنگام تکلم مشبّه به: گل سرخ وجهشبه: سرخ بودن و عرق کردن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد ادات: چو
عا لمی مست جام صورت اوست مستی آنست کز محبت اوست
(همان) تشبیه بلیغ مشبّه: صورت مشبّه به: جام (شراب) وجهشبه: سرخ بودن
(تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
مرد معنی کجا ست بی بصری که نه سر مست جام صورت است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: صورت مشبّه به: جام (شراب) وجهشبه: سرخ بودن(تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد در تا ب شد زروی تو، دل هم چو موی تو پیدا بود در آتش سوزان چوتاب موست
(همان: ۱۲۶)
۱- تشبیه مجمل مرسل مشبّه: دل مشبّه به: مو وجهشبه : سیاه بودن دوگانه، مفرد وتحقیقی، در رابطه با مشبّه در معنی مجازی و به معنی گنه کار بودن و دربارهی مشبّه به در معنی حقیقی آن به کار رفته است. طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: همچو . ۲- تشبیه بلیغ مشبّه: روی تو مشبّه به: آتش سوزان وجه شبه: سرخ
بودن(تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد : مفرد مقیّد به مفرد مقیّد
چشم وصال جوی شد از اشک و پیش او دردا که آب دیده ی عشاق آب جوست
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۲۶)
تشبیه مفروق بلیغ مشبّه: ۱- چشم وصال۲- آب دیده عشاق مشبّه به: ۱- جوی۲- آب جو وجهشبه: ۱- فراوانی آب (تحقیقی و مفرد) ۲- بی ارزش بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: ۱- مفرد مقیّد به مفرد۲- مفرد مقیّد به مفرد مقیّد
عجب از آتش رخسار جهانسوز توام که جهان سوخته و کشته ی ما خرم از اوست
(همان: ۱۲۷)
تشبیه بلیغ مشبّه: رخسار مشبّه به: آتش وجهشبه: سرخ بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد

You may also like...