مقالات دانشگاهی ارشد

بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۲۹

به رویش طره ی پرتاب گویی که سنبل بر کنار یاسمین است
. (همان)
تشبیه مرکّب بلیغ مشبّه: طره بر رویش مشبّه به: سنبل بر کنار یاسمین وجهشبه: قرار گرفتن چیزی گرگره و زیبا در کنار سطحی سفید و زیبا و لطیف (تحقیقی ومرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
عجب مکن چو پری گر ز آدمی برمم که کار من به نگاری پریوش افتاده است . (همان: ۱۰۵) تشبیه مطلق مشبّه: «م» در برمم مشبّه به: پری وجهشبه: رمیدن از آدمی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به عقلی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
به بیدلی زنیم طعن و دارمت معذور کمند زلف ندیدی چه دلکش افتاده است
(همان) تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: زلف مشبّه به: کمند وجهشبه: بلند و بافته بودن(تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
نگارخانه ی مانی است خاطرم گویی که از خیال نکویان منقّش افتاده است
(همان)
تشبیه مطلق مشبّه: خاطر مشبّه به: نگارخانه مانی وجهشبه: منقّش بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد مقیّد ادات: گویی
کنون ز بخت منت رحم در دل افتاده است که دل زتیغ جفای توبسمل افتاده است
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۰۵)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: جفا مشبّه به: تیغ وجهشبه: بسمل افتادن(تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
دل چو شیشه ز سنگ سپهر باک نداشت تو سنگدل شدی و کار مشکل افتاده است
(همان)
تشبیه مجمل مرسل مشبّه: دل مشبّه به: شیشه وجهشبه : شکستن که دوگانه، مفرد وتحقیقی، برای مشبّه در معنای مجازی وبه معنی غمگین شدن می باشدولی برای مشبّه به در معنای حقیقی می باشد. طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
هزار قطره فشاندم زچشم و سود نداشت که سوز عشق تو چون شمع در دل افتاده است (همان)
تشبیه مطلق مشبّه: عشق تو مشبّه به: شمع وجهشبه: سوزاندن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد ادات: چون
هم ز زلف تو برد بهره هم از لعل لبت وقت دل خوش که ز تیغ تو دو نیم افتاده است
(همان: ۱۰۶)
تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
از پا شده ی بار فراقیم و گرنه تا دوست زما جز قدمی دور نمانده است
(همان: ۱۰۷) تشبیه بلیغ مشبّه: فراق مشبّه به: بار وجهشبه: سنگین بودن
(تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ساقی حباب بین چه خوش افتد به روی می بر روی آتشین تو گویی مگر خوی است
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۰۹)
تشبیه مرکّب بلیغ مشبّه: حباب برروی می مشبّه به: خوی بر روی آتشین تو وجهشبه: قرار گرفتن چیز درخشان برروی سطحی سرخ (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
در نایب الا یاله نظر کن که عکس شاه چون نور آفتاب به مه بر رخ وی است
(همان)
تشبیه مرکّب مجمل مرسل مشبّه: عکس شاه در رخ نایب مشبّه به: نور آفتاب بر روی ماه وجهشبه: درخشش چیزی بر روی سطحی درخشان (تخییلی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب ادات: چون
حرف عشق از وصال بشنو و بس قند مصری و نافه تاتاری است
(همان: ۱۱۰)
تشبیه جمع بلیغ مشبّه: حرف عشق مشبّه به: ۱- قند مصری ۲- نافه تاتاری وجه شبه: ۱- شیرین بودن (تحقیقی و مفرد) ۲- خوشبو بودن دوگانه، مفرد وتحقیقی می باشد زیرا برای مشبّه در معنای دلنشین وزیبا بودن امّا برای مشبّه در معنای حقیقی آن به کار رفته است. طرفین: در هردو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد مقیّد به مفرد مقیّد می باشد.
ناگزیر است یار از اغیار هر کجا انگبین بود مگسی است
(همان)
تشبیه تمثیل بلیغ مشبّه: یار و اغیار مشبّه: انگبین و مگس وجهشبه: قرار گرفتن چیزی شیرین در کنار چیزی آزار دهنده ومزاحم (تحقیقی) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
چمنی را که تویی نو گل او بلبل او گر وصالست که از حیرت رویت لالی است
. (وصال، ۱۳۷۸: ۱۱۰)

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

You may also like...