مقالات دانشگاهی ارشد

بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۲۸

(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخی (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
به خاک میرود و گنج عشق در دل اوست گدای کوی محبت به رتبه ی قارون است
(همان)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: عشق مشبّه به: گنج وجهشبه: گرانبها بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه بلیغ مشبّه: گدای کوی محبت مشبّه به: قارون وجه شبه: منزلت داشتن (تحقیقی و متعدّد) طرفین : حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
سینه به خشنودی تو مجمر عود است دیده به دلجویی تو دجله ی خون است
(همان: ۱۰۱)
۱- تشبیه مفروق بلیغ مشبّه: ۱- سینه ۲- دیده مشبّه به: ۱- مجمر عود ۲- دجله ی خون وجهشبه: ۱- معطر بودن (تحقیقی) ۲- سرخی (تحقیقی) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد مقیّد می باشد.
۲- تشبیه خیالی بلیغ مشبه: دیده مشبّه به: دجله ی خون وجه شبه: سرخی و پر آب بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد : مفرد به مفرد مقیّد
آه من آمد نشان سوز نهانم دود برون گوید آتش به درون است
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۰۱)
تشبیه تمثیل بلیغ مشبّه: آه من آمد نشان سوز نهانم مشبّه به: دود برون گوید آتش به درون است وجه شبه: سیاهی که نشان از سوختن وآتش دارد. (تخییلی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
هندوی زلف تو غارتگر عقل و دین است گر شه انصاف دهد دزد ولایت این است . (همان)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: زلف مشبّه به: هندو وجهشبه: غارتگر بودن (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
هم چو پروین همه اجزای وجودم شده چشم لیک با جلوه ی خورشید رخت پروین است
(همان)
۱- تشبیه مرکّب مطلق مشبّه: اجزای وجودم مشبّه به: پروین وجهشبه: پر ازچشم بودن (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب ادات: هم چو
۲- تشبیه بلیغ مشبّه: رخ مشبّه به: خورشید وجهشبه: درخشندگی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
بس عجب نیست مغان گر بمن آرند سجود کز غمت سینهام آتشکده ی برزین است (همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: سینه مشبّه به: آتشکده ی برزین وجهشبه: شعله ور بودن (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد مقیّد
دفتر شعر وصال و صفت شاهد و می هست خلدی که در او کوثر وحورالعین است
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۰۱)
تشبیه مرکّب بلیغ مشبّه: دفتر شعر وصال وصفت شاهد و می مشبّه به: خلدی که دراو کوثر وحورالعین است وجهشبه: جایگاهی زیبا که درآن شرابی گوارا ومعشوقانی زیبا باشد. (تخییلی و مرکّب) طرفین: حسی به عقلی افراد: مرکّب به مرکّب
روی چو ماه توماه روی زمین است ناله ی ما از تو بر سپهر برین است
(همان) تشبیه بلیغ مشبّه: روی مشبّه به: ماه وجهشبه: درخشان و زیبا بودن
(تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
هر که مر او را نگارخانه توباشی خانه ی او چون نگارخانه ی چین است
(همان: ۱۰۲)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: تو مشبّه به: نگارخانه وجهشبه: زیبایی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه مجمل مرسل مشبّه: خانه ی او مشبّه به: نگارخانه ی چین وجهشبه: زیبایی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد ادات: چون
سبحه و زنّار هر دو را بگسستیم زلف تو از کف نشد که حبل متین است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: زلف تو مشبّه به: حبل متین وجهشبه: تکیهگاه و هدایتگر بودن (تخییلی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد
بود وصال از ازل فرشته ی گردون لیک کنون از غم تو خاک نشین
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۰۲)
تشبیه بلیغ مشبّه: وصال مشبّه به: فرشته ی گردون وجهشبه: بالا مقام بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به عقلی افراد: مفرد به مفرد مقیّد

You may also like...