مقالات دانشگاهی ارشد

بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۲۷

او بود کودک و باید حذرش داد زچاه دل پیرانش در افتاده به چاه ذقن است
(وصال، ۱۳۷۸: ۹۸)
تشبیه بلیغ مشبّه: ذقن مشبّه به: چاه وجهشبه: فرورفتگی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
یوسفا مصر شد از قند لبت بزم رقیب کلبهیی هست که بی روی تو بیت الحزن است . (همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: قند وجهشبه: شیرینی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
به کله گوشه ی شاهان ندهم افسر فقر تا چه نخوت که درین خرقه ی پشمین من است
(همان: ۹۹)
تشبیه بلیغ مشبّه: فقر مشبّه به: افسر وجهشبه: ارزشمندبودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
شور عشقم مبر وچرخ زنان هم چو فلک اشک خونین به رخم عقده ی پروین من است
(همان)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه:معشوق مشبّه به: فلک وجه شبه: چرخ زدن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه مرکّب بلیغ مشبّه: اشک خونین به رخ من مشبّه به: عقده ی پروین در فلک وجه شبه: چرخ زدن چیزی سرخ و درخشان بر روی سطحی روشن (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
کوه اگر با همه سختی بکشد بار غمت زیراین بار مپندار به تمکین من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: بار وجهشبه: سنگین بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
جور کز پیش تو، بزم می ومعشوق من است زخم کز تیغ تو، باغ گل و نسرین من است
(وصال، ۱۳۷۸: ۹۹)
تشبیه مرکّب مفروق مشبّه: ۱- جور تو ۲- زخم تیغ تو مشبّه به: ۱- می و معشوق۲- باغ گل و نسرین وجه شبه: ۱- شادی که حاصل از چند چیز باشد. (تحقیقی و مرکّب)۲- زیبایی که حاصل از چند چیز باشد. (تحقیقی و مرکّب) طرفین: ۱- عقلی به حسی ۲ – حسی به حسی افراد: در هر دو مورد مفرد مقیّد به مرکّب می باشد. از لحاظ آوردن وجه شبه وادات: ۱- مفصّل مؤکّد ۲- بلیغ
روی چون آینه ات مظهر انوار حق است شاهد مطلب حق دیده ی حق بین من است
(همان)
تشبیه مجمل مرسل مشبّه: روی مشبّه به: آینه وجهشبه: بازتاب نمودن حقایق (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
بهر این گوهر شاهانه که سفتی تو وصال بر لب شاه جهان گوهر تحسین من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: تحسین مشبّه به: گوهر وجهشبه: ارزشمند بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
شبان تیره خیال رخ تو ماه من است هزار روز نهان درشب سیاه من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: خیال رخ تو مشبّه به: ماه وجهشبه: روشنایی و هدایتگری (تخییلی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
مگو چه عذر به رندی وعاشقی گویی لب نگار ومی لعل عذر خواه من است
(همان) تشبیه بلیغ مشبّه: لعل(لب) مشبّه به: می وجهشبه: سرخی (تحقیقی و
مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
وصال زمزمه ی شعر وجام صبحدمی چراغ مدرسه و درس صبحگاه من است
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۰۰)
تشبیه بلیغ مشبّه: جام صبحدمی مشبّه به: چراغ مدرسه وجهشبه: روشنایی و هدایتگر بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد
منت به وصف نمودم به خلق چون مه نو کنون هر آنچه به من می رسد سزای من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: «ت» در منت مشبّه به: مه نو وجهشبه: زیبایی و درخشانی (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد مقیّد
به یاد لعل لبت حال ما دگرگون است کسی که باده از این جام می خورد چون است

You may also like...