مقالات دانشگاهی ارشد

بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۲۶

تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
گر پخته نگردد کسی از آتش سودا صد کوره ی دوزخ کند افسرده و خام است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: سودا مشبّه به: آتش وجهشبه: سوزاندن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
مکن ز لذت پیکان خویش محرومش چه شد که مرغ دل ما کبوتر حرم است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: دل مشبّه به: مرغ وجهشبه: پرواز کردن (تخییلی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
عشق شد قافله سالار، اگرحال این است اهل این قافله را منزل اوّل عدم است
(همان: ۹۴) تشبیه بلیغ مشبّه: عشق مشبّه به: قافله سالار وجهشبه: هدایتگری
(تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ازگدای در میخانه شهی نیست عجب که سفالین قدحش طعنه زن جام جم است
(وصال، ۱۳۷۸: ۹۴)
تشبیه بلیغ مشبّه: گدای در میخانه مشبّه به: شاه وجهشیه: منزلت داشتن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
کافرم گر زتو با لعبت چین پردازم کانکه را یار تویی خانه نگارستان است
(همان: ۹۵)
تشبیه مضمر بلیغ مشبّه: خانه مشبّه به: نگارستان وجهشبه: زیبایی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
زیر آن زلف سیه، چهر جهان آرایت آفتابی است که در پرده ی شب پنهان است
(همان) تشبیه مرکّب بلیغ مشبّه: چهره در زیر زلف سیاه مشبّه به: آفتاب در پرده ی شب وجهشبه: قرار گرفتن چیزی درخشان در زیر سطح سیاه (تحقیقی و مرکّب) طرفین: حسی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب .
مفلسم، لیک تهی نیستم از عشق و کنار یا تویی یا که سر شکم گهر دامان است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: سرشک مشبّه به: گهر وجهشبه: درخشان و گرانبها بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
توبا این حسن و لطافت نروی از دل ما یوسف از جرم نکوییست که در زندانست
(همان: ۹۶) تشبیه تمثیل مفصّل مؤکّد مشبّه: تو (معشوق) در دل ما مشبّه به: یوسف در زندان وجهشبه: قرار گرفتن موجودی زیبا در جای محصور. (تحقیقی و مرکّب) .
طرفین: عقلی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب
مگر که صید ترا شوق خود نگه دارد و گر نه رشته ی شوقت به پای خویشتن است
(وصال، ۱۳۷۸: ۹۷)
تشبیه بلیغ مشبّه: شوق مشبّه به: رشته وجهشبه: اسیر کردن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
من که در پیش تو پروانه صفت جان دادم زین چه حاصل که رخت شمع شب تار من است
(همان)
تشبیه مفروق مشبّه: ۱- من۲- رخ مشبّه به: ۱- پروانه ۲- شمع وجه
شبه: ۱- جان دادن (تحقیقی و مفرد) ۲- درخشیدن (تحقیقی و مفرد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد می باشد. ازنظر وجه شبه وادات: ۱- مفصّل مؤکّد ۲- بلیغ
بار غمهای مرا عشق تو شد سرباری زان میان راحتی ار هست ز سربار من است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: بار وجهشبه: سنگین بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
خط و چشم و رخ و زلفین و قد عارض او سبزه و نرگس و گل، سنبل وسرو و سمن است
(همان: ۹۸)
تشبیه ملفوف بلیغ مشبّه: ۱- خط ۲- چشم ۳- رخ ۴- زلفین ۵- قد ۶- عارض مشبّه به: ۱- سبزه ۲- نرگس ۳- گل ۴- سنبل ۵- سرو ۶- سمن وجهشبه: ۱-لطیف وزیبا بودن (تحقیقی و متعدّد) ۲- زیبایی (تحقیقی و مفرد) ۳- سرخی و لطافت (تحقیقی و متعدّد) ۴- گره گره وزیبا بودن (تحقیقی و متعدّد) ۵- بلندی وتناسب (تحقیقی و متعدّد) ۶- سفید و زیبا بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: درهمه موارد حسی به حسی می باشد. افراد: در همه موارد مفرد به مفرد می باشد.

You may also like...