مقالات دانشگاهی ارشد

منابع مقالات علمی : بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۲۰

تشبیه بلیغ مشبّه: اشک مشبّه به: کوکب وجهشبه: درخشان بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
تا لبت عناب و عنابست تب را سازگار روزگاری دل به این امید، مشتاق تب است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مفرد به مفرد
با لگد کوب غم عشقت دل زار وصال هم چو موری هست کاندر زیر پای مرکّب است .
(همان)
تشبیه مرکّب بلیغ مشبّه: دل زار وصال با لگد کوب غم عشق تو مشبّه به: موری که زیر پای مرکب باشد وجهشبه: موجودی ضعیف که زیر پای موجودی قوی از بین برود. (تحقیقی و مرکّب) طرفین: عقلی به حسی افراد: مرکّب به مرکّب ادات: هم چو
تا ندانند اثرها که به عناب لب است تهمت مستی ما بسته به آب عنب است
(وصال، ۱۳۷۸: ۶۸)
تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
از وصال تو شب و روز مرا فرق نماند مگر آن زلف به رخ پوشی و دانم که شب است
(همان)
تشبیه ملفوف بلیغ مشبّه: ۱- زلف ۲- رخ مشبّه به: ۱- شب – ۲- روز وجهشبه: ۱- سیاهی (تحقیقی و مفرد) ۲- روشنایی (تحقیقی و مفرد) طرفین: هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد می باشد.
آتشی لیک وصال ازتو به هر حال بسوخت دور و نزدیک تو یکسان بود این بوالعجب است
گر به نزدیک تو نزدیکی پروانه و شمع و ز تو گر دور بود دوری ماه وقصب است
(همان: ۶۹)
تشبیه مفروق مرکّب مفصّل مؤکّد مشبّه: ۱- نزدیکی وصال به تو (معشوق) ۲- دوری وصال از تو (معشوق) مشبّه به: ۱- نزدیکی پروانه وشمع ۲- دوری ماه وقصب وجه شبه: در دو مورد سوختن کسی یا چیزی با بودن در کنار چیزی دیگر.(تحقیقی و مفرد) طرفین: دردو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: دردو مورد مرکّب به مرکّب می باشد.
وصال آفت غم را علاج کن به قدح بلی دعای قدح بهر دفع آفات است
(همان) تشبیه بلیغ مشبّه: غم مشبّه به: آفت وجهشبه: نابود کننده (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
لاغر تن ما و بار عشقت کاهی که چو کوه در ثبات است
(وصال، ۱۳۷۸: ۷۰)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: عشق مشبّه به: بار وجهشبه: سنگین بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه بلیغ مشبّه: بار عشق مشبّه به: کاه وجهشبه: سبک و قابل تحمل بودن (تحقیقیو متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
۳- تشبیه مطلق مشبّه: کاه مشبّه به: کوه وجهشبه: ثابت بودن (تحقیقی ومفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
غم چو کشدتیغ، جام باده به سر کش کاین سپر از بهر تیغ غصه، سلاح است
(همان: ۷۲)
تشبیه بلیغ مشبّه: غصه مشبّه به: تیغ وجهشبه: کشنده بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
دل ار چه بار جفای تو میبرد شاد است بحکم آنکه گرفتار عشق آزاد است
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: جفا مشبّه به: بار وجهشبه: سنگین بودن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
عجب ز پشت خم من مدار زخمه ی هجر چوچنگ کار من از ناله است و فریاد است
(همان: ۷۳)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: هجر مشبّه به: زخمه ی وجهشبه: ضربه زدن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه مطلق مشبّه: من مشبّه به: چنگ وجهشبه: ناله زدن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
چو سرو از میوه آزاد است غم نیست که دستم کوته و قدت بلند است . . (وصال، ۱۳۷۸: ۷۴) تشبیه مطلق مشبّه: معشوق مشبّه به: سرو وجهشبه: بی ثمر بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چو
به چهرش زلف، بر عنبر عبیر است به رویش خال بر آتش سپند است
. (همان)

حتما بخوانید :   پژوهش - بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۲۱

You may also like...