مقالات دانشگاهی ارشد

سامانه پژوهشی – بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۱۱

آتش ساغر بیفروز ای حریف تا بسوزیم این خیال خام را
(همان: ۲۴)
تشبیه بلیغ مشبّه: ساغر مشبّه به: آتش وجهشبه: سرخ بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ما و طواف میکده، گو می حرام باش حرمت رواست، ساحت بیت الحرام را
(همان: ۲۵)
تشبیه مضمر مفصّل مؤکّد مشبّه: میکده مشبّه به: بیت الحرام وجهشبه: طواف کردن، حرمت داشتن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
در حسن بی هم روی و مو، چندان نبخشد لذّتی گر عاشقی گردن بنه هم کفر وهم اسلام را
(همان: ۲۶)
تشبیه مضمر ملفوف مشوش بلیغ مشبّه: ۱- روی ۲- مو مشبّه به: ۱- اسلام ۲- کفر وجهشبه: ۱- روشنی (تحقیقی و مفرد)۲- سیاهی که مفرد، دوگانه و تحقیقی می باشد که در مورد مشبّه در معنای حقیقی آن ودر مورد مشبّه به در معنای مجازی آن یعنی گمراهی. طرفین: در هر دو مورد حسی به عقلی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد می باشد.
این زاهد نابرده بو انکار مستان می کند جامی که سبلت بر کنیم این سخره ی اوهام را
این کار عشق است و جنون در وهم اینان کی رسد مشتی علف باید وصال، آشوب این انعام را . (وصال، ۱۳۷۸: ۲۶)
تشبیه بلیغ مشبّه: اینان (زاهدان) مشبّه به: انعام وجهشبه: نادانی (تحقیقی مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
در برعاشق مگوی جز سخن وصل دوست خوش نبود جز شراب رند می آشام را
(همان)
تشبیه مضمر بلیغ مشبّه: سخن وصل دوست مشبّه به: شراب وجهشبه: مستی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
سینهی ما چاک به در حرم وصل دوست بخیه نشایدنمود جامهی احرام را
(همان)
تشبیه مضمر تمثیل مفصّل مؤکّد مشبّه: سینه ما مشبّه به: جامهی احرام وجهشبه: چاک بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفردمقیّدبه مفردمقیّد
آن نه خال است که چشم بدت از روی به دور دل برآن آتش رخساره سپند است مرا .
(همان)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: رخساره مشبّه به: آتش وجهشبه: سرخ بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه مجمل مؤکّد مشبّه: دل مشبّه به: سپند وجهشبه: سوختن (تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
من که از لعل لبت مهرسلیمان دارم کی ز افسونگری دیو گزند است مرا
(وصال، ۱۳۷۸: ۲۷)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: لب مشبّه به: لعل وجهشبه: سرخی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ۲- تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: لعل لب مشبّه به: مهرسلیمان وجهشبه: ایمن و آسیب ناپذیر بودن (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد مقیّد
جلوه طوطی کند از غنچهی لعل و خط سبز کیست، با یاد لبت گفته چو قند است مرا
(همان)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: لعل (لب) مشبّه به: غنچه وجه شبه: کوچک و زیبا بودن(تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
۲- تشبیه مجمل مرسل مشبّه: گفته مشبّه به: قند وجهشبه: شیرینی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
نه ز پیریست کز اینگونه دو تا گشت قدم جان من، بار غم عشق گران است مرا
(همان)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: غم عشق مشبّه به: بار وجهشبه: سنگین بودن(تحقیقی و مفرد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
حیرت این است که چون شمع، زبان از چه سوخت قصهای کز غم عشقت به زبان است مرا
(همان) تشبیه مطلق مشبّه: زبان مشبّه به: شمع وجهشبه: سوختن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
هرگز ای ترک خطا از تو ننالد ز خطا دل که بر ناوک جور تو نشان است مرا
(وصال، ۱۳۷۸: ۲۷)
تشبیه بلیغ مشبّه: جور مشبّه به: ناوک وجهشبه: آزار دادن، زخمی کردن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد

You may also like...