مقالات دانشگاهی ارشد

بررسی تشبیه در پانصد غزل آغازین دیوان وصال شیرازی۹۳- قسمت ۱۰

(همان: ۱۷)
تشبیه بلیغ مشبّه: حسن تو مشبّه به: آیینه وجهشبه: درخشیدن (تحقیقی ومفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد مقیّد به مفرد
وصل تو بوده کیمیا، من شده کیمیا طلب چون به کنار نائیم از توکران کنم چرا
(همان: ۱۸)
تشبیه مجمل مؤکّد مشبّه: وصل تو مشبّه به: کیمیا وجهشبه: نایاب و با ارزش بودن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
میکده به ز مسجدم پیر مغان ز زاهدم من که قرین عیسیم رو به خزان کنم چرا
(همان)
۱- تشبیه بلیغ مشبّه: میکده مشبّه به: عیسی وجه شبه: روح بخش وهدایتگر بودن (تخییلی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ۲- تشبیه تسویه بلیغ مشبّه: ۱- مسجد ۲- زاهد مشبّه به: خزان وجه شبه: در هر دو مورد بی روح وبی طراوت بودن می باشد. (تحقیقی و متعدّد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی مباشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به مفرد می باشد.
زان زلف چون زره، کار من است پر گره یک گره از دو زلف خود، باز نمیکنی چرا
(وصال، ۱۳۷۸: ۱۹)
تشبیه مطلق مشبّه: زلف مشبّه به: زره وجهشبه: گره گره بوده (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد ادات: چون
تا مگر جمعیتی یابد دل صد پارهام از کمان غمزه سر ده، ناوک دلدوز را
(همان)
تشبیه مفصّل مؤکّد مشبّه: غمزه مشبّه به: کمان وجهشبه: تیراندازی (تخییلی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
چهره افروزی و بر پیراهنت ریحان وگل جز تو نشنیدم که کس منقل نهد نوروز را
(همان)
تشبیه مضمرمفصّل مؤکّد مشبّه: چهره مشبّه به: منقل وجهشبه: افروختن (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
جلوه به ناز اگر دهی قامت سرو ناز را هر که به ناز کرده خو پیشه کند نیاز را
(همان: ۲۰)
تشبیه بلیغ مشبّه: قامت مشبّه به: سروناز وجهشبه: بلندی وتناسب (تحقیقی و متعدّد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد مقیّد
در بر عشق، سلطنت خواست که جلوهای کند غیرت عشق جلوهگر، کرد رخ ایاز را
(وصال، ۱۳۷۸: ۲۰)
تشبیه تفضیل مضمر بلیغ مشبّه: عشق مشبّه به: سلطنت وجهشبه: فرمانروایی و قدرت (تحقیقی و متعدّد) طرفین: عقلی به حسی افراد: مفرد به مفرد
از نگه پیاپیش دل به چه حیله وا رهد کبک ضعیف چون کند چاره ی شاه باز را
(همان: ۲۱)
تشبیه ملفوف مشوش بلیغ مشبّه: ۱- نگاه پیاپی ۲- دل مشبّه به: ۱- شاه باز ۲- کبک ضعیف وجهشبه: ۱- شکار کردن (تخییلی و مفرد) ۲- صید شدن، اسیرشدن (تحقیقی و متعدّد) طرفین: ۱- حسی به حسی ۲- عقلی به حسی افراد: ۱- مفرد مقیّد به مفرد ۲- مفرد به مفرد مقیّد
طبیب از گلشکر میجست درمان دردمندش را شکفت آن رخ چو گل وز لب مهیا ساخت قندش را
(همان)
تشبیه مفروق بلیغ مشبّه: ۱- رخ۲- لب مشبّه به: ۱-گل۲- قند وجهشبه: ۱- زیبایی و سرخی (تحقیقی و متعدّد) ۲- شیرینی (تحقیقی و مفرد) طرفین: در هر دو مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر دو مورد مفرد به می باشد.
طبیبا گلشکرخوبست لیک ار چاره میجوی بیفزایی بر آن عناب لعل نو شخندش
(همان)
تشبیه بلیغ مشبّه: لعل (لب) مشبّه به: عناب وجهشبه: سرخی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
ماه من گر برکند از رخ نقاب خویش را از خجالت چرخ پوشد، آفتاب خویش را
(همان) تشبیه مضمر تفضیل بلیغ مشبّه: رخ مشبّه به: آفتاب وجهشبه:
درخشندگی و زیبایی (تحقیقی و مفرد) طرفین: حسی به حسی افراد: مفرد به مفرد
غمزه ات ساقی، لبت پیمانه، چشمت می فروش با که درد دل کنم حال خراب خویش را . (وصال، ۱۳۷۸: ۲۲)
تشبیه مفروق بلیغ مشبّه: ۱- غمزه ۲- لب ۳- چشم مشبّه به: ۱- ساقی ۲- پیمانه ۳- میفروش وجهشبه:۱- شادیآفرین (تحقیقی و مفرد) ۲- سرخی وظرف بودن (تحقیقی و متعدّد)۳- شادیآفرین (تحقیقی و مفرد) طرفین: در هر سه مورد حسی به حسی می باشد. افراد: در هر سه مورد مفرد به مفرد می باشد.

You may also like...