مقالات دانشگاهی ارشد

متن کامل – بررسی تاثیر استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر تغییرات قیمت سهام و …

هرگونه معامله ای که بر دارایی جاری و بدهی جاری اثر یکسان بگذارد، مبلغ سرمایه در گردش را تغییر نمی دهد، مثل خرید کالا به صورت نسیه.
تغییراتی که یک طرف آن دارایی جاری و یا بدهی جاری باشد و طرف دیگر در حساب های غیر از دارایی جاری و بدهی جاری به وجود آمده باشد بر سرمایه در گردش تاثیر می گذارد، مثلا پرداخت پول برای خرید ماشین آلات سبب کاهش سرمایه در گردش می شود(عبده تبریزی و مشیرزاده،۱۳۷۶).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

۲-۹-۲ تغییرات سرمایه در گردش

معاملاتی که سرمایه در گردش را تغییر می دهند گوناگون هستند. برای تشخیص اثر این معاملات کافی است آنان را به سه دسته تقسیم کنیم تا تاثیر هر دسته معامله بر سرمایه در گردش مشخص شود. این سه دسته به شرح زیر است:
تغییرات در ارزش ویژه: هر افزایشی که در ارزش ویژه در فاصله دو دوره مالی ایجاد شود، منبعی از لحاظ افزایش سرمایه در گردش به شمار می رود و برعکس هر گونه کاهشی به وجود آمده باشد، از جمله مصارف است و کاهش سرمایه در گردش را به دنبال دارد.
تغییرات در بدهی بلند مدت: افزایش در بدهی بلند مدت در طی دوره مالی منبعی در جهت افزلیش سرمایه در گردش محسوب می شود. طبعا هر گونه کاهش در بدهی بلند مدت پیدا شود از مصارف وجوه حکایت می کند و موجب کاهش در سرمایه در گردش می شود.
تغییرات در دارایی ثابت: کاهش در دارایی ثابت خالص در فاصله دو دوره مالی موجب افزایش وجوه و نتیجه افزایش سرمایه در گردش می شود. بر عکس افزایش دارایی ثابت از کاربرد وجوه در تحصیل آن حکایت می کند و سبب کاهش سرمایه در گردش می شود(شر[۱۵]،۱۹۸۹).

۲-۹-۲-۱ تغییرات در ارزش ویژه

معمولا تغییرات عمده در سرمایه در گردش ناشی از تحولاتی است که در ارزش ویژه ایجاد شده است. افزایش ارزش ویژه به خصوص وقتی از سود عملیاتی به وجود آمده باشد منبعی است که سرمایه را بالا می برد.
کاهش سرمایه در گردش وقتی از نقصان ارزش ویژه ناشی شود، خطر آفرین است و اگر از زیان عملیات به وجود آمده باشد خطر بزرگتری است. اعلام سود سهام از ارزش ویژه می کاهد و پرداخت آن سرمایه در گردش را کاهش می دهد، تصمیم به پرداخت سود سهم باید زمانی اتخاذ شود که اثر آن بر روی سرمایه در گردش تعیین شده و بررسی شده باشد. فروش سهام جدید برای مدتی سرمایه در گردش را افزایش می دهد، مشروط بر اینکه صرف نیازهای جاری موسسه شود نه اینکه برای گسترش دارایی های ثابت و یا واریز بدهی های بلند مدت به کار رود. همچنین، کاهش سرمایه از محل اقلام دارایی جاری یا از طریق ایجاد بدهی جاری موجب کاهش ارزش ویژه و سرمایه در گردش می شود. مبادله سرمایه با مواد اولیه یا کالا مسلما بر سرمایه در گردش می افزاید.

۲-۹-۲-۲ تغییرات در بدهی بلند مدت

واریز بدهی بلند مدت با مصرف وجوه همراه است و موجب کاهش سرمایه در گردش می شود. از طرف دیگر افزایش بدهی بلند مدت بر سرمایه در گردش می افزاید، ولی هر چند که بدهی سرسید بلند مدت داشته باشد ولی محاسن وجوه به دست آمده از افزایش سرمایه را ندارد، زیرا:
وام بلند مدت غالبا با وثیقه گذاشتن دارایی تحصیل می شود و حتی وقتی بدون وثیقه هم باشد، وام دهندگان به طور ضمنی در مالکیت دارایی های واحد تجاری سهیم می شوند که به هنگام بروز مشکلات عدم پرداخت عملا نشان داده می شود(بردیا[۱۶] ،۱۹۸۸).
اقساط سالانه با پرداخت وام بلند مدت و هزینه های مربوطه از محل سود سالانه تامین و پرداخت شود.
اخذ وام بلند مدت غالبا موجب از دست رفتن اعتبارات کوتاه مدت می شود. یعنی به علت وجود وام، محدودیت هایی در داد و ستد ایجاد می شود در حالی که وقتی سرمایه در گردش با فروش سهام جدید افزایش یابد، غالبا موجب تقویت اعتبار در کسب وام های کوتاه مدت می شود.

۲-۹-۲-۳ تغییرات در دارایی های ثابت

سرمایه گذاری در دارایی های ثابت از سرمایه در گردش کم می کند. باید توجه داشت که در زمان گسترش فعالیت و یا نو کردن وسایل تولید، سرمایه در گردش به مقدار مورد نیاز باقی بماند و طوری لطمه نبیند که امور روزمره مختل شود، در بسیاری موارد اقلام دارایی ثابت را نمی توان از محل سرمایه در گردش خریداری کرد ولی باید به طریق دیگر مانند افزایش سرمایه و یا اخذ وام بلند مدت، تامین شوند.
وقتی تغییرات خالص حاصل در دارایی ثابت را برای مدت زمان بین دو ترازنامه مطالعه می کنیم، معمولا افزایش دارایی ثابت با کاهش سرمایه در گردش همراه است و بر عکس هنگام کاهش دارایی ثابت سرمایه در گردش افزایش می یابد.
کاهش دارایی ثابت ممکن است در نتیجه فروش اقلامی از این موارد و یا به سبب محاسبه و یا افزایش استهلاک انباشته به وجود آمده باشد. اگر استهلاک سالانه رقم بزرگی را تشکیل دهد، ممکن است سبب شود که مبالغ سرمایه گذاری جدید در دارایی ثابت است در موقع محاسبه سرمایه در گردش ظاهر نشود، به خاطر اینکه این دو یکدیگر را تهاتر می کنند. روشن است در مواردی که دارایی ثابت جدید خریداری می شود، سرمایه جاری می تواند به میزان استهلاک سالانه آن افزایش پیدا کند. کلیه عواملی را که طی سال مالی در تغییر حساب های دارایی های ثابت موثرند غالبا نمی توان بررسی کرد، زیرا معمولا اطلاعات کافی در اختیار قرار نمی گیرد. ولی در هر حال تغییرات خالصی که در حساب های دارایی طی یک سال به وجود آمده است برای تجزیه و تحلیل کفایت می کند. بعضی حساب ها نیز که معمولا نمی توان آنها را در شمار اقلام دارایی ثابت منظور داشت موجب کاهش سرمایه در گردش می شوند، مثل وام بلند مدت داده شده به کارکنان و یا هزینه های تحقیق و توسعه در مواردی که سرمایه ای قلمداد می شوند. اثر این گونه حساب ها هم در بررسی سرمایه در گردش باید مورد توجه قرار بگیرد(شر[۱۷]،۱۹۸۹).

۲-۱۰ سیستم جامع مدیریت سرمایه در گردش (نقدینگی)[۱۸]

هدف اصلی مدیریت نقدینگی کسب نقدینگی مطلوب است یعنی شرایطی که شرکت با مازاد نقدینگی یا کمبود نقدینگی غیر طبیعی مواجه نباشد. در یک نگاه کلی برای تحقق نقدینگی دو دسته شرایط و الزامات قابل شناسایی است. دسته اول شرایط و الزاماتی است که به درون شرکت مربوط است و دسته دوم شرایط و الزاماتی است که به عوامل محیطی مرتبط است.

۲-۱۰-۱ شرایط درونی

شرایط درونی، عواملی هستند که در کنترل شرکت است و به وسیله آنها می توانند به وضعیت نقدینگی مطلوب برسد. این عوامل عبارتند از:
حد مطلوب نقدینگی:از آنجا که وجوه کوتاه مدت شرکت در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شوند و این دارایی ها از یک طرف کم بازده و از اطراف دیگر ضامن حفظ توان نقدینگی شرکت است، اولین سوال که شرکت با آن مواجه است این است که حد بهینه و مطلوب این دارایی ها چیست و چگونه تعیین می شود، به گونه ای که میزان آن بیش از حد نیاز باشد و شرکت از راکد ماندن سرمایه متضرر شود و نه کمتر از حدی باشد که شرکت با کمبود نقدینگی مواجه شود(بردیا[۱۹]،۱۹۸۸).
سرمایه گذاری و تامین مالی کوتاه مدت:حد مطلوب نقدینگی تنها یک مرحله از مدیریت نقدینگی است. آنچه که اهمیت دارد این است که شرکت ها بتوانند وجود مازاد بر این حد مطلوب را در زمینه های کوتاه مدت سرمایه گذاری کنند و کمبود وجوه را از طرق مختلف تامین مالی کنند.
مدیریت مطالبات و موجودی ها:برای اداره نقدینگی شرکت شرط این است که شرکت بتواند خط مشی ها و اقدامات مناسبی در مواجهه با مطالبات و موجودی کالا اتخاذ کند، از جمله اینکه:
شرکت دارای سیاست اعتباری مشخص باشد و به آن عمل کند. به عبارت دیگر شرکت مشخص کرده باشد که شرایط فروش به مشتریان مختلف چیست و به چه کسانی اعتبار می دهد.
شرکت دارای سیاست های و روش های مناسبی برای نظارت بر حساب های دریافتنی و وصول مطالبات باشد.
در زمینه پرداخت صورت حساب ها شرکت دارای سیاست و روش معینی باشد که هم امکان استفاده از فرصت های مربوط به این شیوه تامین مالی را فراهم می کند، هم اینکه جنبه اخلاق و انصاف در برخورد طلبکاران شرکت نیز رعایت می شود(اکبری،۱۳۸۲).
برنامه ریزی نقدینگی:برنامه ریزی نقدینگی شرکت به عنوان اصلی ترین جز و پوشش دهنده سایر اجزا شناخته می شود که زمینه برخورد فعال در ابعاد فوق را فراهم می کند. به عبارت دیگر اگر شرکت حد مطلوب نقدینگی را تعیین کرده باشد برای دست یابی به ترکیب بهینه دارایی ها و بدهی های جاری باید اقدام به برنامه ریزی نقدینگی نماید(ملیچر و همکاران[۲۰]،۱۹۹۷).

۲-۱۰-۲ الزامات و شرایط محیطی مدیریت نقدینگی

آنچه در اعمال مدیریت نقدینگی(سرمایه در گردش) مهم است عوامل محیطی و خارج کنترل شرکت است، فراهم نبودن این زمینه ها مدیریت نقدینگی را با نواقص و مشکلاتی مواجه میکند. برخی از این عوامل به شرح زیر است:
وجود سیستم ها و روش های عرضه خدمات مناسب بانکی و ارتباطی
سیستم ها و روش هایی که بانک ها از طریق آن خدمات بهتری را در وصول مطالبات و یا هرگونه نقل و انتقالات وجوه دیگر ارائه دهند و به علاوه ابزارهای مناسب ارتباطی در این جهت یکی از ضرورت هاست.
وجود فرصت های تامین مالی کوتاه مدت در بازار پولی
هرچقدر بازار پولی در تسهیل نقل و انتقالات وجوه کوتاه مدت کارسازتر باشد مدیریت نقدینگی شرکت ها نیز آسان تر انجام می شود. درغیر این صورت زنجیره مدیریت نقدینگی کامل نمی شود.
قوانین و مقررات

You may also like...