پایان نامه های ارشد سری هفتم

متن کامل – بررسی اثر مدیریت استعداد بر جانشین پروری نیروی انسانی مستعد با ملاحظه …

افراد درست در زمان درست، در شغل درست قرار میگیرد

مدیریت استعداد عمومی

مدیریت استعداد تنها متمرکز بر موقعیتهای خاص نیست
مدیریت استعداد برطبق عملکرد
مدیریت استعداد همچون یک کالای تفکیک شده از دو ادراک دموگرافیک و انسانی پدیدار شده است
مدیریت کردن افراد با عملکرد بالا مهم است زیرا روندهای کسب و کار و دموگرافیک انسانی پدیدار شده است.
همکاری و ارتباط مدیران در همه سطوح
تنظیم نیازهای توسعه و استعداد سازمانها و رهبرانشان

مفهوم مدیریت استعداد کل نگر

مدیریت استعداد، مفهوم و استراتژی است که:
سیستم و منابع انسانی را منسجم میکند
الف)بین بخشها و سطوح مختلف ارتباط مورب ایجاد میکند
ب)همکاری همه کارکنان و مدیران، از هیات مدیره تا پایین ترین سطح کارمند، ایجاد میکند.
تسهیل در ماهیت(همچون توسعه سازمان)
تنظیم استعدادها با استراتژی کسب و کار
فعالیت بر حسب ثبات و رشد آینده
توسعه فرآیندهای بهبود یافته برای توسعه و مدیریت کردن استعدادها
ارتباط فرهنگی میان همه کارکنان/مدیران

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

در حوزه اول ، مدیریت استعداد مجموعه فعایتها و کارکردهای بخش منابع انسانی است به عبارت دیگر استخدام ، انتخاب ، توسعه و مسیر شغلی را در بردارد. در این حوزه واژه مدیریت استعداد جایگزین منابع انسانی شده است.
جریان دوم ،مدیریت را بر حسب منبع استعداد تعریف می کند. این جریان، همچنان که متمرکز بر استعداد درون سازمان به جای بیرون سازمان است. مرتبط با برنامهریزی موفقیت یا برنامهریزی منابع انسانی است. مدیریت استعداد ،مجموعه فرآیند های طراحی شده برای اطمینان از جریان کارکنان در سازمان است. بسیاری از سازمانها ، به مدیریت استعداد به عنوان فرآیند استخدام توجه می کند.
باکینگهام[۴۱] و وسبورگ [۴۲](۲۰۰۱)مدیریت استعداد را بر طبق عملکرد تعریف کردند. مدیریت استعداد “عمومی ” فقط روی موقعیت های خاص تمرکز نمیکند. عنصر کلیدی، مدیریت کردن افراد با عملکرد بالاست که نیازمند همکاری و ارتباط با مدیران در همه سطوح است .
راسول[۴۳] و پورچ[۴۴] (۲۰۰۴)مدیریت استعداد را شامل برنامهریزی موفقیت دانستهاند . این دیدگاه رویکردی سیستماتیک و بلند مدت برای کسب نیازهای استعداد جاری و آتی سازمان به منظور دستیابی به اهداف کسب و کار است. این فقط به معنی قرار دادن افراد درست در مکان درست و در زمان درست نیست، بلکه هر گونه تلاش طراحی شده برای اطمینان از عملکرد اثر بخش مداوم واحد یا سازمان، با تمرکز بر توسعه، جانشینی و بکارگیری استراتژیک افراد کلیدی است. راسول و ولینز[۴۵](۲۰۰۴) همچنین مدل شایستگی را برای کمک به برنامهریزی نیازهای آتی استعداد، که تبدیل به شایستگی کلیدی شود، اجرای استراتژی و برتری عملیات را بهبود میدهد. این یک رویکرد کل نگر به منابع انسانی یا توسعه سازمان و برنامه ریزی کسب و کار است. مدیریت استعداد، عملکرد و پتانسیل افرادی که میتوانند روی سازمان اثر بگذارند را بهبود میدهد. آشتون [۴۶]و مورتون[۴۷] (۲۰۰۵)در مطالعه خود به نتیجه رسیدند که، از آنجا که هیچ تعریف دقیقی از مدیریت استعداد وجود ندارد، مدیریت استعداد باید همکاری و ارتباطات مدیران در همه سطوح را شامل شود.(سوییم[۴۸]،۲۰۰۹)
۲٫۱٫۵٫ ارکان مدیریت استعداد
استعداد را به عنوان مجموعه ای از تواناییهای یک شخص نیز میتوان در نظر گرفت، بر این اساس استعداد شامل مفاهیمی مانند ذوق ذاتی، مهارتها، دانش، قابلیت و توانایی یادگیری میباشد.
استعداد از سه رکن مهارتها، قابلیتها، و فرصت تشکیل شده است.(نمودار۱-۲)
مهارتها
فرصتها قابلیتها
نمودار۱-۲:ارکان مدیریت استعداد
۲٫۱٫۵٫۱٫ مهارت[۴۹]
توانایی انجام کار به نحو احسن است که حاصل یادگیری یا تمرین است. مهارت ممکن است ذاتی باشد.
۲٫۱٫۵٫۲٫ قابلیت[۵۰]
قابلیت توانایی ذاتی برای استفاده از مهارتهای مخصوص و یا انجام امور در موقعیتهای ویژه است. در حقیقت قابلیت توانایی استفاده از مهارتها برای به حداکثر رساندن اثر بخشی است. مهارتها میتوانند آموخته شوند، اما قابلیت از درون آن برمیخیزد. هنگامی که مهارت و قابلیت در یک موقعیت فرصت طلبانه قرار میگیرند، نتایج بالاتر از حد متوسط انتظار میرود. استعداد ممکن است نهفته باشد یعنی زمانی که شخص مهارتها، قابلیتهایی دارد اما فرصت برای بروز استعدادش را ندارد و یا ممکن است سه عنصر تشکیل دهنده استعداد یعنی فرصت، قابلیت، و مهارت در یک موقعیت وجود داشته باشند.
۲٫۱٫۵٫۳٫ فرصت[۵۱]
استعداد برای بروز و ظهور نیاز به فرصت دارد. استعداد تنها منحصر به یک جنس و یا یک نژاد نیست اما متاسفانه در گذشته تنها به گروههای اجتماعی و نژادی خاص و یا تنها یک جنس )مذکر( فرصت داده میشد. فرصتها به دو طریق ایجاد میشوند، اول: افراد به طور انفرادی به دنبال فرصتی برای نشان دادن استعدادهایشان می گردند و دوم: اشخاصی هستند که نقش و کارشان باید به گونهای باشد که فرصتهایی را برای استعداد فراهم آورند این افراد عبارتند از : والدین، معلمین، و بعدها در زندگی اجتماعی، همکاران، سرپرستان و ما فوقها، در نتیجه میتوان بیان نمود که استعداد برای تحقق به مهارتها، قابلیت و فرصت نیاز دارد. تامین مهارتها و فرصتها بخش مهمی از وظیفه هر مدیری میباشد، استعداد یک ویژگی است، برای اینکه به طور موثر استفاده شود، نیاز به هدایت و راهنمایی دارد(کارت رایت، ۱۳۸۶،۲۵)

You may also like...