مقالات دانشگاهی ارشد

انس با قرآن در قرآن وحدیث چگونه تبیین شده است- قسمت ۳۰

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‏اى از گمانها گناه است.»
علامه طباطبایی(ره)در تفسیر آیه فوق نکاتی را بیان می فرمایند:
۱- مراد از ظنى که در این آیه مسلمین مامور به اجتناب از آن شده‏اند، ظن سوء است، و گر نه ظن خیر که بسیار خوب است، و به آن سفارش هم شده است.
۲- مراد از” اجتناب از ظن” اجتناب از خود ظن نیست، چون ظن، خود نوعى ادراک نفسانى است،پس منظور آیه مورد بحث نهى از پذیرفتن ظن بد است، مى‏خواهد بفرماید: اگر در باره کسى ظن بدى به دلت وارد شد آن را نپذیر و به آن ترتیب اثر مده.
۳- مراد از اینکه فرمود” کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ” با در نظر گرفتن اینکه کلمه” کثیرا” را نکره آورده، تا دلالت کند بر اینکه ظن گناه فى نفسه زیاد است، نه با مقایسه با سایر مصادیق ظن که همان بعض ظنى است که فرموده گناه است- پس ظن گناه فى نفسه زیاد است، هر چند که بعضى، از مطلق ظن است، و نسبت به مطلق ظن اندک است.
ممکن هم هست که مراد اعم از خصوص ظن گناه باشد، مثلا خواسته باشد بفرماید از بسیارى از مظنه‏ها اجتناب کنید، چه آنهایى که مى‏دانید گناه است، و چه آنهایى که نمى‏دانید تا در نتیجه یقین کنید که از ظن گناه اجتناب کرده‏اید، که در این صورت امر به اجتناب از بسیارى از ظن‏ها، امرى احتیاطى خواهد بود،مثل اینکه بگوییم از مالهایى که نمى‏دانى حلال است اجتناب کن، چه از آنهایى که مى‏دانى حرام است، و چه از آنها که نمی دانی.(طباطبایی، پیشین، ج‏۱۸، اقتباس ازص ۴۸۳)
«آموزه های قرآنی بر این مطلب تاکید می ورزند که جامعه ایمانی متشکل از افرادی است که در امور خویش نه تنها مثبت وشایسته عمل می کنند،بلکه درباره ی افراد دیگر جامعه نگاهی مثبت داشته واعمال ورفتار آنان را بر امورهنجاری مثبت تفسیر می کنند.چنانچه در سوره حجرات آیه ۱۲آمده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ.(صائمی،پیشین،ص ۲۱۷)
بنابر این چون هم روح حاکم بر آیات الهی انسان به مثبت اندیشی سوق می دهد؛و هم آیات قرآن به مثبت اندیشی دستور می دهند نتیجه این می شود که انس با آیات قرآن سبب تربیت انسانی مثبت اندیش می گردد.
۶-۱-۶-خود شکوفایی ورسیدن به کمال
قرآن کریم تاثیر تلاوت آیات بر قلوب مسلمین را که باعث بارور شدن وافزایش ایمان آنان می شود را اینگونه بیان میکند:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ *أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَریمٌ ؛مؤمنان، همان کسانى‏اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد، و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید، و بر پروردگار خود توکّل مى‏کنند*همانان که نماز را به پا مى‏دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏کنند.* آنان هستند که حقّاً مؤمنند، براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزىِ نیکو خواهد بود.»(انفال/۲و۳و۴)
در این آیات به پنج صفت ویژه مومنان حقیقی که به رشد وکمال ایمانی رسیده اند بیان شده است.یکی از این صفات بیان شده برای مومنانی که به خودشکوفایی رسیده اند ،این است که « چون آیات خداوند بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید.»
در تفسیر نمونه به توضیح صفت دوم مومنین پرداخته است و دراین باره می گوید:«آنها همواره در مسیر” تکامل” پیش مى‏روند و لحظه‏اى آرام ندارند،” و هنگامى که آیات خدا بر آنها خوانده شود بر ایمانشان افزوده مى‏شودوَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً .نمو و تکامل، خاصیت همه موجودات زنده است، موجود فاقد نمو و تکامل یا مرده است و یا در سراشیبى مرگ قرار گرفته، مؤمنان راستین، ایمانى زنده دارند، که نهالش با آبیارى از آیات خدا روز بروز نمو بیشتر و گلها و شکوفه‏ها و میوه‏هاى تازه‏ترى پیدا مى‏کند، آنها هم چنان مردگان زنده نما در جا نمى‏زنند، و در یک حال رکود و یک نواختى مرگبار نیستند، هر روز که نو مى‏شود فکر و ایمان و صفات آنها هم نو مى‏شود.(مکارم شیرازی ،پیشین،ج ۷،ص ۸۷)
علامه طباطبایی در بیان ترتیب صفات بیان شده برای مومنین در این آیه می فرمایند:«سه صفت اول از اعمال قلب و دو صفت اخیر از اعمال جوارح است، و در ذکر آن رعایت ترتیب واقعى و طبیعى آن شده است، چون نور ایمان به تدریج در دل تابیده مى‏شود و هم چنان رو به زیادى مى‏گذارد تا به حد تمام رسیده و حقیقتش کامل شود.
ایشان در توضیح سیر تکامل ایمان در قلوب مومنین و تاثیر قرآن بر افزایش این ایمان ،این ترتیب را بیان داشته اند:
تاثر قلب ،یعنی وجل و ترس و تکان خوردن دل در هنگام ذکر خدا.
انبساط این ایمان وریشه دواندن آن در دل وسپس شاخ وبرگ زدن آن در اثر سیر در آیات داله بر خداى تعالى وراهبر بسوى معارف حقه .به طوری که با سیر وتکامل بیشتر مومن در آیات ایمانش هم افزایش می یابد.تا به مرحله یقین می رسد.
۳-توکل بر خداوند در همه امور ورضایت به مقدرات الهی وعبودیت به درگاه الهی.
۴-انجام عبادات فردی واجتماعی(چون نماز وانفاق)بر اساس وظیفه بندگی.
از آنچه گذشت روشن گ

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

ردید که جمله” زادَتْهُمْ إِیماناً” اشاره است به زیادى از جهت کیفیت، یعنى ایمانشان رو به شدت و کمال مى‏گذارد. (طباطبایی،پیشین،ج ۹،اقتباس از ص ۱۱)
امام علی (علیه السلام)در روایتی می فرمایند:«لِقَاحُ‏ الْإِیمَانِ‏ تِلَاوَهُ الْقُرْآنِ؛( تمیمی آمدی ، پیشین، ص ۱۱۲)؛«آبستنى ایمان تلاوت قرآنست، یعنى آبستنى بایمان و حمل آن به تلاوت قرآن مجیدست که ثابت و راسخ مى‏گرداند ایمان را در تلاوت کننده.»(تمیمی آمدی،۱۳۶۶ ش، ج‏۵ ،ص۱۳۱)
بنا بر نکات فوق انس با آیات قرآن انسان را در مسیر کمال ،یعنی تکامل ایمان در قلبش وعبودیت به درگاه خداوند، قرار می دهد.
۶-۱-۷-بصیرت وشناخت
بصیرت یکی از مفاهیم عمیقی است که در سخنان پیشوایان دین بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.در قاموس القرآن در معنای بصیرت آمده است:« یکى از معانى بصر، علم است. طبرسى در آیه‏ى‏أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِیرَهٍ (یوسف/۱۰۸)،آنرا معرفت و بینائى دل فرموده است. و از اینجاست که بصیرت را عقل و زیرکى معنى کرده‏اند.»(قرشی،علی اکبر،پیشین، ج‏۱ ،ص ۱۹۵ )
راغب در مفردات در مورد بصیرت می گوید:«اصل معنى احساس بینش و بصیرت‏ یعنى‏ دریافت با اندیشه و دل، سپس در معنى وجدان و علم هم بکار رفته است.»(راغب اصفهانی،پیشین، ج‏۱، ص ۴۸۰)و درجای دیگری می گوید:«بصیرت‏ یعنى‏ چشم باطنى‏.»(همان، ج‏۲، ص ۶۵۲)
از آنچه در مورد بصیرت گفته شد دریافته می شود که بصیرت در واقع نوعی علم وآگاهی عمیق است که برای انسان بصیر که در هر مسئله ای نوری می شود که تاریکی ها وپیچیدگی ها را از بین برده و باعث درک بهتر وتوانایی تشخیص حق از باطل می گردد.همان گونه که در روایتی از امام علی (علیه السلام)آمده است:« قد انجابت السّرائر لاهل البصائر؛پوشیده ها برای اهل بصیرت گشوده شده است.»(تمیمی آمدی،پیشین،ص ۶۱)
بنابر این واضح است که بصیرت از خصوصیات و ویژگی های خاص انسان محسوب میگردد.امام خمینی (ره)در سخنی به این نکته اشاره نموده اند که:« با بصیرتْ‏ ،انسان است. ما همه، با همه حیوانات شرکت داریم در اینکه گوش داریم، چشم داریم، پا داریم، دست داریم. اما این مناط انسانیت نیست. آنى که انسان را از همه موجودات جدا مى‏کند، از همه موجودات طبیعى جدا مى‏کند، آن قلب انسان است؛ آن بصیرت‏ انسان است. شما بصیرت‏ داشته باشید انسانید. اگر بصیرت‏ نداشته باشد ابو جهل چشم داشت، اما انسان نبود.»(خمینی،بی تا، ج‏۸، ص ۴۶۲)
نکته مهم، توجه به رابطه ی تنگاتنگ تفکر وبصیرت در انسان است. به این معنا که تفکر، بصیرت را رشد می دهد وسبب استمرار آن است.در روایتی از امام صادق (علیه السلام)آمده است:« التَّفَکُّرُ حَیَاهُ قَلْبِ‏ الْبَصِیرِ.»(کلینی،۱۴۰۷ق،ج۲،ص ۵۹۹)
توجه به این نکته ضروری است که همانطور که انسان با توجه به تغذیه سالم وورزش سعی در تقویت جسم خود وحفظ آن از بیماریها دارد؛باید با تقویت ورشد وتربیت قوای روحی ،نیروهاى باطنى و دریافتهاى قلبى خود ،که بصیرت از جمله آنهاست، را نیزپرورش دهد؛ زیرا اساس پیشرفت حقیقی وحیات انسانیِ انسان بر این امور استوار است. بصیرت نیز یکی از این امور مهم است که اگر به درستی رشد وپرورش یابد، راهنمای انسان در یافتن مسیر صحیح در مسائل پیچیده وفتنه هاست.
اهمیت و ارزش بصیرت در موارد فراوان وگوناگونی گوشزد شده است .امام علی (علیه السلام)تنها کسانی را حامل پرچم اسلام می دانند که اهل صبر وبصیرت و علم باشند.(نهج البلاغه،خ ۱۷۳)
امام خمینی (ره)نیز انسانیت وسعادت انسان را وابسته به بصیرت او می دانند.(خمینی، پیشین،ج ۱۰،ص ۳۰۲)
حال که اهمیت وضرورت بصیرت برای انسان آشکار شد؛باید دانست که یکی از مهم ترین آثار انس با قرآن بصیرت بخشی وبالا بردن قدرت تشخیص در انسان است.
در آیه ی۲۰۳از سوره ی اعراف می خوانیم:وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَهٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَیْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما یُوحى‏ إِلَیَّ مِنْ رَبِّی هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَهٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ؛و اگر (مدتى) آیه‏اى براى آنها نیاورى گویند چرا از این سو و آن سو آیه‏اى فراهم نیاورده‏اى بگو من فقط آنچه را به من وحى مى‏شود پیروى مى‏کنم این بصیرت‏هایى از پروردگار شما است و براى گروهى که ایمان دارند هدایت و رحمت است .»
در این آیه از آیات قرآن با عنوان «بصائر»تعبیر شده است،و در ادامه می فرماید آیات برای گروهی که ایمان دارند ؛هدایت ورحمت است.
در تفسیر مجمع البیان در معنای «بصائر»آمده است: «این کلمه جمع بصیرت است. یعنى دلالتها و راهنمایى هایی که بوسیله آنها اشیا به خوبى دیده شوند. ازهرى گوید: بصیرت، اعتقادى است که از راه تحقیق در قلب انسان پیدا میشود. »(طبرسی،۱۳۶۰ ش،ج‏۸، ص ۲۱۶)
نویسنده ی تفسیر روشن نیز نکاتی را به این شرح بیان نموده است:« بصائر: از مادّه بصر که به معنى علم و آگاهى پیدا کردن است که از راه دید ظاهرى و یا قلبى صورت بگیرد، و در این مادّه مفهوم علم قید مى‏شود، بخلاف رؤیت و نظر.

You may also like...