مقالات دانشگاهی ارشد

فایل – انس با قرآن در قرآن وحدیث چگونه تبیین شده است- قسمت ۱۵

۴-أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها؛ آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند؟؛ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟»
آیه الله مکارم شیرازی در ذیل این آیه می فرمایند:
«آرى عامل بیچارگى آنها یکى از دو چیز است یا در قرآن، این برنامه هدایت الهى و این نسخه کامل شفابخش، تدبر نمى‏کنند، و یا اگر تدبر مى‏کنند بر اثر هواپرستى و اعمالى که از قبل انجام داده‏اند قفلها بر دلهاى آنها است، به گونه‏اى که هیچ حقیقتى در آن نفوذ نمى‏کند.و به تعبیر دیگر اگر کسى راه خود را در ظلمات گم مى‏کند، یا چراغى به دست ندارد و یا چشمش نابینا است که اگر هم چراغ باشد و هم چشم بینا یافتن راه همه جا آسان است.
” اقفال” جمع” قفل” در اصل از ماده” قفول” به معنى بازگشت کردن یا” قفیل” به معنى اشیاء خشک است، و از آنجا که وقتى در را بندند و بر آن قفل زنند هر کس بیاید از آنجا بازمى‏گردد، و همانند موجود خشک و صلب چیزى در آن نفوذ نمى‏کند این کلمه به این ابزار مخصوص گفته شده است.»(مکارم شیرازی،پیشین،ج‏۲۱، ص۴۶۸)
بنابر این کاربرد این کلمه در این آیه این معنا را می رساند که در اثر کثرت گناهان وغفلت از یاد خداوند قلب انسان سخت وغیر قابل نفوذ می گردد ؛به همین دلیل نمی تواند از آیات نورانی قرآن بهره ببرد.
از دیدگاه آیه الله مکارم شیرازی بین بهره بردن از قرآن وخود سازی رابطه ای دوسویه وجود دارد،به این نحو که
بهره‏گیرى از قرآن نیاز به یک نوع خودسازى دارد و خود قرآن نیز به خودسازى کمک مى‏کند. (مکارم شیرازی،پیشین، ج‏۲۱، اقتباس از ص ۴۶۹)
این نکته از برخی احادیث نیز فهمیده می شود؛به طور مثال در توصیف امام على( علیه السلام) ،در خطبه‏اى که پیرامون صفات پرهیزگاران، فرموده اند نیز قابل دریافت است ،در این سخن آمده است:
«پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکّر و اندیشه مى‏خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى‏یابند. وقتى به آیه‏اى برسند که تشویقى در آن است، با شوق و طمع به بهشت آن روى آورند، و با جان پر شوق در آن خیره شوند، و گمان مى‏برند که نعمت‏هاى بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد،و هر گاه به آیه‏اى مى‏رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى‏سپارند، و گویا صداى بر هم خوردن شعله‏هاى آتش، در گوششان طنین افکن است ، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانى و دست و پا بر خاک مالیده، و از خدا آزادى خود را از آتش جهنّم مى‏طلبند.»(دشتی،پیشین،ص۴۰۴)
درحدیث دیگری ا از امام صادق( علیه السلام) نیز که در مورد تفسیر جمله” أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها” است،آمده است:
«ان لک قلبا و مسامع، و ان اللَّه اذا اراد ان یهدى عبدا فتح مسامع قلبه، و اذا اراد به غیر ذلک ختم مسامع قلبه، فلا یصلح ابدا و هو قول اللَّه عز و جل أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها؛براى تو قلبى است و گوشهایى که (راه نفوذ در آن است) و خداوند هر گاه بخواهد بنده‏اى را (بخاطر تقوایش) هدایت کند، گوشهاى قلب او را مى‏گشاید، و هنگامى که غیر از این بخواهد بر گوشهاى قلبش مهر مى‏نهد، به گونه‏اى که هرگز اصلاح نخواهد شد، و این معنى سخن خداوند است” أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها”.»(برقی،۱۳۷۱ ق،ج ۱،ص ۲۰۱)
بنابراین نکته منتج از این آیه این است که:عدم تدبر در قرآن در کنار قفل قلب ،از عوامل بی ایمانی است.
برخی روایات در بیان معنای تدبر به شرح زیر است:
امام علی (علیه السلام)می فرمایند:
« أَلَا لَا خَیْرَ فِی قِرَاءَهٍ لَیْسَ‏ فِیهَا تَدَبُّر؛در خواندنى که تدبر نباشد خیرى نباشد.» (مجلسی،پیشین، ج‏۸۹ ،ص۲۱۱  )
در ارشاد القلوب آمده است که: پیامبر (صلی الله علیه وآله) چندین توصیه به معاذ بن جبل فرمود از جمله اینکه تقوای خدا را داشته باش ودر قرآن تدبر کن. (دیلمی،پیشین، ج‏۱ ،ص ۷۲)
نکات مورد استفاده در مورد تدبر ، ازآیات وروایات را می توان به نحو زیر خلاصه نمود:
۱-تدبر هدف انزال قرآن است.
۲-تدبر راه کشف هماهنگی وحل تعارضات قرآنی واثبات کلام الله بودن قرآن است.
۳-تدبر وظیفه ای همگانی وجهانی است.
۴-تدبر عامل ثمر بخشی به قرائت قرآن است.
۵-تدبر زمینه ساز تذکر خردمندان است.
امام خمینی (ره) به حدیثی از حضرت صادق( علیه السلام)اشاره کرده اند که می فرمایند: « إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِیهِ مَنَارُ الْهُدَى وَ مَصَابِیحُ الدُّجَى فَلْیَجْلُ‏ جَالٍ‏ بَصَرَهُ وَ یَفْتَحُ لِلضِّیَاءِ نَظَرَهُ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ حَیَاهُ قَلْبِ الْبَصِیرِ کَمَا یَمْشِی الْمُسْتَنِیرُ فِی الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ.؛این قرآن راهنماى هدایت و چراغ شب تاریک است، پس جولان دهد صاحبنظر چشم خود را در آن، و بگشاید نظر خود را براى استفاده از نور آن، زیرا که تفکر در آن زندگانى دل بیننده است، چنانچه در ظلمات و تاریکیها به نور استعانت کنند، در ظلمات جهل و تاریکیهاى ضلالت به نور هدایت قرآن باید هدایت جست.» در ادامه توضیح می دهند که:
معلوم است کسى که تفکر و تدبر در معانى قرآن کرد، در قلب آن اثر کند و کم‏کم به مقام متقین رسد. و اگر توفیق الهى شامل حالش شود، از آن مقام نیز بگذرد و هر یک از اعضا و جوارح و قواى آن آیه‏اى از آیات الهیه شود. و شاید جذوات و جذبات خطابات الهیه او را از خود بیخود کند و حقیقت‏ اقرأ و اصعد را در همین عالم دریابد تا آنکه کلام را بى‏واسطه از متکلمش بشنود، و آنچه در وهم تو و من ناید، آن شود. .»( خمینی،۱۳۸۸ ب

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

، ص۵۰۰)
ایشان اندرزهایی اخلاقی وعرفانی در باب تدبر در قرآن را در نامه ای به خانم فاطمه طباطبایى بیان می دارند که بسیار قابل توجه است؛به طور مثال در آنجا که فرموده اند:
«نخستین سوره قرآن‏ را اگر با تدبّر و چشمى غیر از این چشم‏انداز حیوانى بنگریم و بى‏حجابهاى ظلمانى و نورانى به او برسیم، چشمه‏هاى معارف به قلب سرازیر شود، ولى افسوس که از افتتاح آن نیز بى‏خبریم. آن را که خبر شد ،خبرش بازنیامد.
من قائل بى‏خبر و بى‏عمل به دخترم مى‏گویم در قرآن‏ کریم این سرچشمه فیض الهى تدبر کن هر چند صِرف خواندن آن ؛که نامه محبوب است به شنونده محجوب ،آثارى دلپذیر دارد،لکن تدبر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدایت مى‏کند أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها و تا این قفل و بندها بازنگردد و به هم نریزد، از تدبر هم آنچه نتیجه است ،حاصل نگردد.
خداوند متعال پس از قَسَم عظیم مى‏فرماید: إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ‏ و سر حلقه آنها آنان هستند که آیه تطهیر در شأنشان نازل گردیده.
تو نیز مأیوس نباش، که یأس از اقفال بزرگ است، به قدر میسور در رفع حُجُب و شکستن اقفال براى رسیدن به آب زلال و سرچشمه نور کوشش کن. تا جوانى در دست‏تو است کوشش کن در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حُجُب، که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیکترند، موفق مى‏شوند و یک پیر موفق نمى‏شود.
قید و بندها و اقفال شیطانى، اگر در جوانى ،غفلت از آنها شود، هر روز که از عمر بگذرد ریشه‏دارتر و قویتر شوند.»(خمینی ،بی تا، ج‏۱۸، ص ۴۴۷)
بنابر این امام نیز خود سازی وطهارت باطنی را سبب تاثیر ونفوذ آیات قرآن بر قلب می دانند ،وبر این نکته که رفع حجب قلب در جوانی آسانتر است تاکید نموده ؛توصیه می کنند که از فرصت جوانی برای تهذیب قلب وشکستن اقفال و رفع حجب استفاده باید نمود.
امام خمینی (ره)برای هدایت وسلوک به سوی خداوند مراتبی را بیان می دارند،مرتبه اول را هدایت فطری و مرتبه دوم را هدایت به نور قرآن می دانند؛ بنابر سخنان امام خمینی(ره)تدبر یکی از آداب مهم انس با قرآن است ودارای اهمیت فراوانی می باشد به نحوی که بهره مندی از نور این کتاب مقدس به تدبر در آن بستگی فراوانی دارد.(خمینی،۱۳۸۸ الف،ص ۲۹۰)
مقام معظم رهبری(مد ظله)در اهمیت تدبر می فرمایند:
«عزیزان من! قراء قرآن! جوانان پاکدل انقلابی ما! این رابطه را روز به روز با قرآن بیشتر کنید؛ در خانواده‌ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید؛ قرآن را بخوانید و بخوانید؛ در قرآن تدبّر کنید.سعی کنید در روز مقداری قرآن تلاوت کنید. هیچ روزی بر شما نگذرد که مقداری قرآن ـ ولو چند آیه ـ با تدبّر تلاوت نکنید.» (خامنه ای، پیشین ، ۰۲/۰۶/۱۳۷۶)
ایشان در اهمیت ارتباط وتدبر مستمر با قرآن می فرمایند:«قرآن را بایستی از خودمان جدا نکنیم. دائم باید با قرآن مرتبط و مأنوس باشیم… قرآن را باز کنید، بنشینید، با حضور قلب، ده آیه، بیست آیه، پنجاه آیه، صد آیه بخوانید. قرآن را برای تدبر کردن و فهمیدن و استفاده کردن بخوانید. »(خامنه ای،پیشین، ۲۲/۶/۱۳۸۶)
مقام معظم رهبری(مدظله)در مورد اهمیت تدبر در تلاوت می فرمایند:

You may also like...