ارشد : رویکردهای تفکر استراتژیک وجایگاه دانش در هر رویکرد

بعضی از نویسندگان معنی تفکر هدف دار رو واسه هرگونه تفکر درباره روش هدف دار به کار برده ان و اون رو زیرمجموعه ی مدیریت هدف دار به حساب می­بیارن. بعضی حتی معنی تفکر هدف دار رو واسه مفاهیمی دیگری چون برنامه ریزی هدف دار در مدیریت هدف دار به کار برده ان و فکر می کنند تلاش واسه بهبود، نهاد برنامه هدف دار رو اون اونقدر تغییر داده که شایسته س تا به اون مدیریت هدف دار یا تفکر هدف دار گفته شه (Goldman & Caseg, 2010:119). این در حالیه که عنصر تفکر بر عنصر مدیریت تسلط داره و این اندیشه س که سبک و روش رو تعیین می­ کنه. به کار گیری تفکراستراتژیک، راهکاریه که سازمان رو در تصمیم ­گیری درست قبل از عمل کمک می­دهد. اول محیط شناسایی می شه، تحلیل محیطی صورت می گیرد و با بهره گرفتن از تفکر هدف دار، گزینه های هدف دار شناسایی می شن (Steiner Et Al, 1993: 15).

نقش مدیریت علم در راه و روش

علم تاثیری عمیق در دسترسی به یه تناسب هدف دار پیدا می کنه، تناسبی بین سازمان و محیطی که در اون سازمان فعالیت می کنه (Kumar & Ganseh, 2009: 161). در همین زمینه علم نباید به موازات روش هدف دار کسب وکار مدیریت شه، بلکه باید هماهنگ با روش هدف دار کار و کاسبی باشه. پروسه های مدیریت علم به دو بخش هدف دار و تاکتیکی تقسیم بندی می شه. بخش تاکتیکی شامل پروسه به دست آوردن علم لازم واسه فعالیت ها، به کار گیری علم در ایجاد ارزش، یادگیری، مبادله و تسهیم علم موجود بین افراده. پروسه هدف دار، به دست آوردن ارزش از پروسه تاکتیکی در جاییه که روش هدف دار سازمان به اون نیاز داره. عواملی که می تونن به اون پروسه ها کمک کنن (یا مانع اون شن)، با عنوان توانا سازه ها (محرک ها) شناخته می شن(Hiscock, 2004:107).

۲-۳-۹-۲- تفکر هدف دار مربوط به مرحله تدوین روش هدف دار در برنامه ریزی استراتژیکه.

در این راه و روش روش هدف دار فرآیندی سنجیده به وجود اومده توسط تفکر آگاهانه س که  مسؤولیت تدوین اون رو دوش مدیریت عالی سازمانه. روش هدف دار به دنبال ایجاد تناسب بین توانایی های داخلی با فرصت های ایجاد شده در محیط خارجی سازمانه. طرح ریزان متخصص با بهره گرفتن از راه ها و فنون رسمی و قدم به قدم عمل می کنن. اونا اول به موضوع چشم انداز، مأموریت و اهداف دراز مدت پرداخته و بعد مؤلفه های محیط داخلی و خارجی سازمان رو با بهره گیری از الگوهایی چون ماتریس آزمایش عوامل داخلی و خارجی تحلیل می کنن، ماتریس نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدید ها[۱] رو شکل داده و براساس ماتریس، روش هدف دار ارائه میدن (دیوید، ۱۳۸۵).

 

نقش مدیریت علم در این راه و روش

یه شرکت باید محیط خارجی ومحیط داخلی رو بشناسه. این تو یه محیط تقریباً ثابت آسونه، ولی تو یه محیط متغیر و پویا به درک و بصیرت عمیق تری لازم نیازه. بینش بدون علم کفایت نمی کنه. مدیریت علم عنصری اساسی واسه آزمایش موثر و مؤثر محیط خارجی سازمانه. اگه آزمایش به روشی موثر و موثر انجام گیرد، باید واسه مدیران تصویری روشن و دانشی واقعی از سازمان رو «اون طور که هست» جفت و جور کنه. بعد از تحلیل محیط خارجی، سازمان باید روابط بین کارکردهای شرکت و چگونگی سازماندهی منابع هدف دار (ساختار منابع انسانی، ساختار مالی، ساختار فناوری و چیزای دیگه ای به جز اینا) رو واسه پشتیبانی این کارکردها آزمایش کنه. این کار به جز با ایجاد یه پایگاه دانشی از واقعیتا و وضعیت موجود سازمانی ممکن نمی باشه. مدیریت علم نه فقط در آزمایش ماموریت و اهداف سازمان موثره، بلکه شامل آزمایش طراحی و کارکرد سیستم سازمان که از بخش های اصلی ساختار سازمانی و روابط داخلی و خارجی اونا تشکیل شده استه.

۲-۳-۹-۳- برنامه ریزی هدف دار درزمان زمان به تفکر هدف دار تکامل پیدا کرده.

برنامه ریزی

روش های تحلیلی و قدم به قدم تفکرتنها می­تونن مشکلات کم اهمیت و همیشگی مدیران رو حل کنن، ولی در موقعیت هدف دار، مدیران فرصت کافی رو واسه به کار گیری دستورالعمل­های همیشگی ندارن و نمی تونن از راه های تحلیلی عادی استفاده کنن و به کار گیری تفکر قدم به قدم و تصمیم گیری چند مرحله­ای تقریبا غیر ممکنه. اونا در اینجور شرایطی مؤظفند از تفکر هدف دار بهره گیرند. تفکر هدف دار تفاوت خود رو با برنامه ­ریزی هدف دار، با تغییر در کانون مسئولیت برنامه ریزی و به کار گیری فوت وفن­های خاص نشون می­دهد (Wilson, 1994:12).

مشکلات

نقش مدیریت علم در راه و روش

سازمان ها با بهره گرفتن از مدیریت علم بر اون دسته از نیروهای موجود در بازار تمرکز می کنن که به طور قابل توجه ای سازمان رو در محیط رقابتی کمک می کنن. علم به عنوان منبعی هدف دار از نقشی کارا در تدوین روش هدف دار های مفید برخورداره. وقتی که رابطه بین روش هدف دار و علم تعریف شد، اون وقت بقیه جنبه های مدیریت هدف دار مانند تخصیص منابع، طراحی سازمان، پیشرفت اجناس و بخش بندی بازار باید در نظر گرفته شه (Lee & Young, 2001, P. 299).

۲-۳-۹-۴- تفکر هدف دار تحلیلیه.

کانون توجه این راه و روش بر محتواى استراتژیه، یعنى موضوع اصلى راه و روش اینه که روش هدف دار چه باید باشه. این راه و روش شدیدا تجویزىه و فرایندهایى رو که روش هدف دار از راه اونا به وجود مى آید و بعد اجرا مى شه، بدیهى مى پندارد. در این راه و روش روش هدف دار سازمان عبارت از جهت گیری کلی اون در طول زمان شامل قلمرو فعالیتای سازمان، بازارهای تحت نظر، منابع و توانمندیای اون و چگونگی تأمین مزیت رقابتیه (حسن بیکی، ۱۳۸۸). هدف روش هدف دار ایجاد مزیت رقابتی پایدار و به دنبال اون بهبود کارکرد سازمانه. این روش هدف دار به وسیله افراد قوی سازمان یا مدیران رده بالای اون و یا به عبارت بهتر به وسیله اتحاد غالب انتخاب می شه. این راه و روش فرض می کنه که واقعیتی قبل از درک آدم هست. افراد بیرون از سیستم مى ایستند و مدل هایى واسه اون میسازن تا مبنایى براى عمل شن. به خاطر باخبر شدن از این تناسب هست یا خیر، بازار باید از دید نیازمندی های مشتری، مواضع رقبا، مشکلات ورود و چیزای دیگه ای به جز اینا مورد تحلیل قرار گیرند. این راه و روش فرض می کنه که می توان رابطه علی- معلولی خطی بین متغیرها پیدا کرد و به دنبال اون می توان پیش بینی کرد (پورتر، ۱۳۸۵).

این راه و روش براساس اقتصاد نئوکلاسیک و مخصوصا عقاید مربوط به ساختار صنعت شکل گرفته. ایده نگاه فوق اون هستش که مدیران باید ساختار صنعت رو تحلیل و بفهمن و روش هدف دار رو متناسب با اون انتخاب کنن. این راه و روش بر تدوین روش هدف دار با پیروی از راه های تحلیلی مشخص تاکید می کنه و روش هدف دار رو عبارت می دونه از روند عقلانی تحلیل و محاسبات آگاهانه و برنامه ریزی شده به خاطر بیشترین حد سازی سود در بلندمدت(Finlay, 1988: 108). هدف این فوت وفن ها اخذ تصمیم های هدف دار به روش ای  ساختار پیدا کرده که در آخر فهرستی روشن از گزینه های هدف دار رو بوجود می آورد. پورتر به عنوان اصلی ترین حامی این دیدگاه عقیده داره که تحلیل ساختاری صنعت پایه اساسی تدوین استراتژیه. تفکر هدف دار به عنوان یه روند تحلیلی شامل دو موضوع مهمه: ۱- شناخت ساختار صنعت نقطه ابتدایی تحلیل هدف دار حساب شه. ۲- هدف تفکر هدف دار پیدا کردن موقعیتیه که در اون شرکت بتونه در درون صنعت به بهترین وجه ممکن در مقابل عوامل رقابتی از خود دفاع کنه و یا اونا رو هم جهت با اهداف خود متأثر سازه. تفکر هدف دار بخش هایی رو که تغییرات هدف دار در اونا می ­تونه بیشترین بازدهی رو به همراه داشته باشه، مشخص می­ کنه (Porter, 2009).

اقتصاد

 

نقش مدیریت علم در راه و روش

سازمانا باید تحلیلی عمیق از رقابت داشته باشن و همه نیروهای موجود در محیط رو که می تونن تاثیر مهمی بر توانایی های سازمان واسه باقی موندن، رشد و سودآوری داشته باشه، شناسایی کنه. سازمان باید عامل های کار و کاسبی ای رو که در اون مشغول به فعالیته تعریف کرده و درک کنه، رقبایش رو شناسایی کنه و نقاط قوت و ضعف اونا رو واسه پیش بینی حرکاتشان تشخیص بده. در همه این پروسه ها مدیریت علم نقش اصلی رو بازی می کنه.

راه و روش منبع محور

بعضی از نویسندگان این راه و روش فکر می کنند تنها موضع بازاری عامل مزیت رقابتی نیس و باید نگاهی منبع محور داشت. در این حالت شرکت به صورت یه سری از منابع، قابلیتا و توانمندیا که دلیل مزیت رقابتی می شن نگریسته می شه. یه شرکت بر دیگری برتری داره، اگه بتونه توانمندی های اساسی بهتری ایجاد کنه. توانایی های داخلی اونایی هستن که می تونن از فرصت های خارجی استفاده کنن و رقابت پذیری تابعی از بهره ورداری و پیشرفت این منابع داخلیه.

راه و روش مدیریت علم در راه و روش منبع محور

علم مهمترین منبع نوآوری و مزیت رقابتی پایداره که به سازمان ها کمک می کنه که در محیط رقابتی بمونن. شرکت هایی که علم برتری دارن می تونن که منابع سنتی و توانایی هاشون رو در اشکال جدید و متفاوت، ترکیب و مورد استفاده قرار بدن و از این روش نسبت به رقبای خود ارزش بیشتری واسه مشتریانشان به وجود بیارن. مزیت رقابتی شرکت ها بستگی به توانایی اونا در ساختن، به کار بردن و مواظبت از دارایی های دانشی داره (Mclavghlin Etal, 2008, P. 107). همه منابع شرکت رو می توان کپی زد، اما علم تنها منبعیه که نمی توان از اون کپی برداشت، چون علم به وسیله متن اون مواظبت می شه. واسه رسیدن به علم مشابه، رقبا مجبورند در تجارب مشابهی درگیر شن، اما رسیدن به علم از راه تجربه زمان بره و رقبا واسه سرعت بخشیدن به یادگیری شون از راه سرمایه گذاری بیشتر در محدودیت قرار دارن. برخلاف دارایی های مادی که با بهره گرفتن از اونا از ارزششان کاسته می شه، دارایی های دانشی با استفاده بیشتر ارزشمندتر می شن. ایده ها، ایده های جدید به وجود می بیارن و علم اشتراکی تا وقتی که دریافت کننده رو غنی تر کنه با عرضه کننده علم همراه س (Kamar & Ganesh, 2013, P. 168). مزیت رقابتی علم محور پایداره، چون هر چی یه شرکت بیشتر بدونه، بیشتر می تونه یاد بگیره. فرصت های یادگیری واسه سازمانی که از مزیت دانشی برخورداره ممکنه در مقایسه با رقیبی که همون فرصت ها رو داره، اما علم کمتری داره بسیار با ارزش تره (Zappa & Hoffmeistera, 2013, P. 444).

سرمایه گذاری

۲-۳-۹-۵- برنامه ریزی هدف دار و تفکر هدف دار دو سبک تفکر جدا از هم هستن و تفکر هدف دار باید قبل از برنامه ریزی هدف دار مطرح شه.

مهمترین فرق این راه و روش با راه و روش تحلیلی در چگونگی پرداختن این راه و روش به محدودیت های پیش بینی و پروسه های پیچیده درگیر در تشکیل روش هدف دار باشه. این راه و روش عوامل فراوون موثر در شکل گیرى استراتژى مانند فرهنگ، سیاست و فرآیندهاى شناختى فردى رو تحلیل می کنه. دیدگاه فرآیندی تمایل داره به سازمان به معنی یه کل نگاه کنه و نگاهی کلان به پروسه روش هدف دار داشته باشه (علی احمدی، ۱۳۸۰) و با پیش کشیدن محدودیتای عقلایی به چگونگی شکل گیری روش هدف دار در واقعیت بپردازه، بنابر این تأکید باید بر چگونگی شکل گیری روش هدف دار باشه و نه بر محتوای اون. در این راه و روش طراحی و برنامه ریزی هدف دار و تفکر هدف دار دو حالت به طور کاملً متفاوت فکر هستن (Graetz, 2002, P. 450) و تفکر هدف دار باید بر طراحی و برنامه ریزی هدف دار مقدم باشه (Heracleous, 1998, P. 481). با اینکه برخى استراتژى ها نتیجه انتخاب سنجیده هستن و به روش کم و بیش عقلایى اخذ مى شن، اما برخى استراتژى هاى دیگه هم وجود دارن که خود جوش هستن (Mintzberg & Waters, 1985, P. 257). شهود نقش مهمی در تشکیل روش هدف دار های نوظهور داره.

مشکل مهمی که در سازمان های امروز هست، ناتوانی اونا در تفکیک بین «برنامه ریزی» و «روش هدف دار سازی» است. برنامه ریزی مربوط به جفت و جور برنامه اجراییه و نه کشف و خلق. در بیشتر بنگاه ها، برنامه ریزی هدف دار جستجویی عمیق واسه کشف امکانات و استعدادهای تغییر نیس (Hamel, 1996, P.69). مینتزبرگ مدعیه که برنامه هدف دار منعطف یه معنی متناقضه. شرکت هایی که در بیست سال گذشته رهبران کار و کاسبی های خود بوده ان، آرزو هایی داشته ان که بالاتر از منابع و توانایی های اونا بوده (Staceg, 1996, P. 182). وقتی که محیط ناپایداره یا سازمان به روش هدف دار نوآفرینانه نیاز داره، به تفکر هدف دار نیازه، چون تفکر هدف دار روش ی نوین تفکره. لیدکا از دیدگاه مینتزبرگ پیروی می کنه که اون تفکر هدف دار رو فکر کردن به صورت روش های خاص می دونه (Liedtka, 1998a, P.33). به گونه ای که مدیران باید با رفتار «چارچوب شکنی» که در هنر چیزی متداوله عمل کنن. راه حل فرایندگرایان واسه تفکر هدف دار، «روند یادگیری» است. تو یه جهان خیلی سریعً متغیر، شاید تنها مزیت رقابتی پایدار این باشه که بتونین درفرایند یادگیری، سریع تر از رقبا عمل کنین (Andersen, 2004, P. 263). در این راه و روش روش هدف دار، فرایندی همیشگی و انطباقیه که در اون مراحل طراحی و اجرا به طور کاملً در هم تنیده ان. اسکون  به این به صورت “درخشش در عمل” اشاره می کنه. نویسندگان این راه و روش شدیدا درباره ی با ارزشی برنامه ریزی عقلایی بلندمدت دودلی دارن و به نظرشون روش هدف دار در بهترین حالت، روند یادگیری و انطباقه (Stacey, 1993, P. 13) و فکر می کنند که روش هدف دار های کسب وکار موفق از رهیافت فکری ای نشأت می گیرند که حتماً ادراکی و خلاقانه هستن تا اینکه منطقی باشن، چون منطق می تونه بیشتر مانع باشه تا اینکه کمکی واسه شکل گیری موثر روش هدف دار این بدون معنی نیس که در این مورد جایگاهی واسه منطق قایل نیستن، بلکه به معنی سطح نسبی داده های منطق نسبت به خلاقیت و زمان این داده ها هستش (کویین  و بقیه، ۱۳۸۲). استیسی به تفکر هدف دار مانند یه نقاشی بر سطح گسترده از دید موضوع نگاه میکنه که شامل مدیریت هدف دار، روانشناسی شناختی، جست و خیز گروهی و تئوری سیستم ها هستش. مینتزبرگ با دودلی در توانایی مدیران ارشد در تعیین روش هدف دار های موثر در اتاق های باشکوه و مجزایشان، کنایه ای از راه هدف دار «هنر» رو پیشنهاد می کنه ناشى مى شه (Mintzberg, 1998, P. 66).

نقش مدیریت علم در راه و روش

بهبود تموم عوامل منتهی به تحقق مؤلفه های تفکر هدف دار مانند خلاقیت سازمانی وابسته به دسترسی و استفاده موثر از علم برتره. استراتژیست ها سازمان رو از راه گفت وگو که فرآیندی از پایهً رابطه ای– سخن پردازانهه سروسامون میدن و از مهارت هاى زبانى بهره مى گیرند. استراتژیست ها از راه زبانه که نوعى گفتگو رو بنا مى کنن. بنابر این مدیران روش هدف دار رو در چارچوب ساختارهاى علم شناخت درک مى کنه. این لازمه کشف رابطه بین فعالیت، فهم و سوغات استراتژیکه. این از راه به کارگیرى استادانه کنایه و توانایى تشریح شکل هاى پیچیده و ضمنى علم تحقق مى یابد. اگه پایه این نگاه نسبت به تدوین روش هدف دار این باشه که استراتژى سازمانى از رابطه دوطرفه گفتگو و سیاست ورزى هاى سازمانى ناشی می شه، علم تاثیری اساسی در تفکر هدف دار داره (Choi & Lee, 2002, P. 173).

[۱] SWOT

[۲]. Adaption

[۳]. Craft