ارشد حقوق: ابعادخودکارآمدی ادراک شده

۱- سطح

اولین بعد باورهای خودکارآمدی، سطح[۲] هستش. مفید بودن یه فرد تو یه قلمرو ممکنه در حد کارای ساده  ، متوسط ویاشامل سطوح سخت شه . اگرهیچ مانعی وجود نداشته باشه انجام اون کار ساده بوده و هرکی ممکنه احساس خودکارآمدی بالا در مورد انجام اون داشته باشه (بندورا،۱۹۷۷).

در واقع سطح به سختی مشکلاتی که شخص آمادگی مقابله با اونا رادارد اشاره میکنه. به طور مثال بعضی از افراد این نکته رو قبول دارندکه باید چیزای جدید رو امتحان کرد اما هرگزاین کاررا انجام نمی دن . یه سری های دیگه ممکنه در رابطه با کودکان خودپرجرأت باشن، اما در رابطه با افراد بزرگتر این طور نیستن یا ممکنه مرد و زنی هنگام صحبت کردن تو یه گروه کوچیک به خود اطمینان داشته باشن اما موقع سخنرانی تو یه مجمع اینجور اطمینانی نداشته باشن(محمدخانی، ۱۳۸۱).

مشکلات

۲- عمومیت

دومین تفاوتای باورهای خودکارامدی در بعد گسترش[۳] ، عمومیته . افراد ممکنه تو یه قلمرو و یا بخش کوچیکی از اون خودرا خودکارآمد بدونن. عمومیت خودکارآمدی از چندعامل تاثیر قبول می کنه. شباهت فعالیتا ،حیط بروز اون ،کیفیت شرایط وخصوصیات اشخاصی که اون رفتار یا فعالیت مربوط به اون هستش (بندورا،۱۹۹۷).

یعنی به اندازه احساس اطمینان شخص به خود واسه انجام رفتارای خاص در شرایط وموقعیتای جور واجور اشاره داره. یعنی عمومیت خود مفید بودن به توانایی فرد واسه دادن مناسب ترین جواب در تموم موقعیتا اشاره داره(محمدخانی،۱۳۸۱).

بعضی تجربه ها باورهای خود مفید بودن محدودی ایجاد می کنن . یه سری های دیگه حس مفید بودن زیاد شده راالقاء می کنن. که به اون طرف موقعیتای خاص گسترش پیدا میکنن(بندورا، ۱۹۷۷، به نقل از کندری، ۱۳۸۱).

۳- نیرومندی[۴]

باورهای خود مفید بودن ضعیف دراثرتجارب ناموفق به آسونی بی اعتبار می شن . اما کسائی که باور محکمی به قابلیتای خوددارند در برابر مشکلات اون رو حفظ می کنن . باورهای خودکارامدی هر چقدر نیرومندتر باشه، دووم بیشتری پیدا میکنه. ورابطه بیشتری با رفتار پیدا می کنه (حمیدی پور،۱۳۷۷).

در واقع قوی ترین خود مفید بودن به باور فرد مبنی براینکه می تونه از عهده یه رفتار سخت بربیاد اشاره داره. قدرت خود مفید بودن به فرق بین این فکر که« شاید بتونم این کار رو انجام دهم » و این فکر که «مطمئنم که میتونم این کار رو انجام دهم » اشاره داره (محمدخانی،۱۳۸۱).

۲-۱-۱-۵ منابع باورهای خود مفید بودن

۱- تجارب مسلط

یکی از موثر ترین طرق واسه خلق احساس مفید بودن بالا، تجارب مسلط قبلیه . به نظر بندورا موثرترین روش ایجاد احساس قوی مفید بودن از راه تجارب مسلطه . موفقیت ، باورهای خودکارآمدی رو زیاد می کنه وشکست اون رو کم می کنه .

اگه مردم موفقیتای آسون رو تجربه کنن عادت می کنن که منتظر یافته های فوری باشن وبه آسونی به وسیله شکست هاشون نا امید می شن .

یه کار اومدی انعطاف پذیر ، لازمه تجاربی در شکست دادن مشکلات از راه تلاش سر سختانه وپشتکاره.

وجود بعضی از مشکلات ودشواریا در زندگی آدم این نکته رو می آموزد که موفقیت معمولاً لازمه تلاش مداومه. وقتی افراد راضی شدن امکانات لازم واسه موفقیت رو دارن اونا در برخورد با مشکلات سرسختی نشون می­ بدن وبه سرعت از مشکلات ضایع و خیت نمی شن. با تحمل دشواریا اونا مقاوم تر از مشکلات ظاهر می شن (میر سمیعی ،۱۳۸۵).

 

به طور خلاصه  پژوهشای بندورا(۱۹۹۷) در مورد تجارب مسلط نشون میده که احساس کار اومدی تحت تاثیر عوامل هفت گانه زیر قرارمی گیرد:

۱ )توانمندیای موجود

۲)درک درجه سختی تکلیف

۳)اندازه تلاش

۴)اندازه نیاز به کمک خارجی

۵)شرایطی که تکلیف در اون بایدانجام شه

۶)الگوهای وقتی موفقیت وعدم موفقیت

۷)چگونگی سازماندهی وبازسازی تجارب

۲ – تجارب جانشینی

دومین راه حل جهت خلق ونیرومند سازی باورهای خودکارآمدی تجربه جانشینیه. که به واسطه الگوهای اجتماعی جفت و جور می شه. باورهای خودکارآمدی تحت تاثیر مشاهده رفتار بقیه و  نتیجه های رفتار بقیه قرار داره. مخصوصا آدمایی که به عنوان الگو پذیرفته می شن. ادما از این اطلاعات واسه ساختن وشکل دهی تجربه هاش در باره رفتارشون و نتیجه های اون سود می جویند و این به طور کامل به این وابسته که افراد چقدر خودشون رو مثل فردی بدونن که اون رو میبینن(جکسون[۵]،۲۰۰۲).

راه حل

دیدن آدمایی که رفتاری رو به راه شایسته ای انجام میدن می تونه انتظارکارآمدی فردراافزایش دهد.الگوبرداری چیزی بیشترازفراهم آوردن یه استاندارد اجتماعیه . مردم به دنبال الگوهای مطمئنی می گردن که شایستگیایی رو دارا باشه که آنهاآرزویش رو دارن .

الگوها از راه رفتار وشیوهای بیان افکار، علم رو به مشاهده کنندگان انتقال میدن وبه آنهامهارتای به درد بخور وراهبردهایی رو واسه اداره نیازای محیطی آموزش میدن . اکتساب روش های بهتر ، خودکارآمدی رو بالا می بره.دیدن آدمایی که کاری رو به راه شایسته ای انجام میدن مشابه گر رو راضی می سازه که« اگه اونا می تونن پس من هم میتونم». البته تجربه جانشینی از راه دیگه هم عمل می کنه. مشاهده کسی که در انجام دادن کاری ناتوانه می تونه انتظار مفید بودن فرد رو کم کنه . یعنی «اگه اونا نمی تونن اون رو بکنن پس چی باعث می شه که من فکرکنم میتونم اون راانجام دهم»(جکسون،۲۰۰۲).

 

۳ – راضی سازی کلامی

 

سومین روش واسه نیرومندسازی باورهای افراد راضی سازی کلامیه . یعنی اونا توانایی رسیدن به موفقیت رو دارن. باورهای مفید بودن افرادتحت تاثیر گفته های افراد دیگردر خصوص توانایی وقابلیتای آنهاقرار داره. راضی سازی کلامی وقتی بانفوذترواثربخش تر خواهدبود که به وسیله افراد متخصص ومتعهد وجذاب انجام بشه.

دلگرمیا واسه تشویق افراد در تمرکز کردن بر نقاط قوت خود وشایستگی هاشون ونادیده گرفتن نارساییا وعملکردهای ناموفق گذشته شون به کار می رن .

اگرقانع سازی کلامی نتیجه بخش باشه . شاید فرد کارکرد موثری از خودنشان می دهدو واسه موفق شدن تلاش می کنه(جکسون،۲۰۰۲).

۴ – حالتای فیزیولوژیکی وهیجانی

افراد یادگرفته ان که کارکرد ضعیف یا درک شکست رو با تشکیل فیزیولوژیکی آزاردهند وموقعیت رو باحالت­های احساس لذت بخش تداعی کنن. پس وقتی ادما از تشکیل فیزیولوژیکی ناخوشایند در مقایسه با تشکیل فیزیولوژیکی خوشایندآگاه می شن،صلاحیت خودشون رو زیر سوال می­برند. البته باید توجه داشت نشانگرهای فیزیولوژیکی بابر پایی خودکارآمدی فرق داره . وقتی تشکیل فیزیولوژیکی وهیجانی بالا باشه ، سطح خود مفید بودن اوپایین خواهدبود(بندورا ، ۱۹۹۷).

مردم واکنشای استرسی وتنش هاشون رو به عنوان علامت آسیب پذیری شون در برابرعملکرد ضعیف تفسیر می کنن . در فعالیتای قدرتی مردم شکست ودرد رو به عنوان نشونه های ضعیف جسمی میدونن. خستگی ، از نفس افتادن ودرد، نشونه های نبود کارآیی بدنیه . هم اینکه نبود تحریک  دستگاه عصبی خود مختار احساس مفید بودن فرد رو زیاد می کنه و تحریک زیاد ،نشونه نبود کارآمدیه وسطح بر انگیختگی بر خود مفید بودن موثره وبسته به اینه که این تحریک چیجوری تفسیر می شه اگرموقع روبه روشدن باتکلیف، مضطرب ونگران باشین خودکارآمدی پایین میاد.اگه هیجان زده باشیدخودکارآمدی بالا می ر ود(بندورا۱۹۹۷).

استرس

با بکاربردن این چهار منبع اطلاعاتی ،بندورا فهمیده که امکان داره  سطح خودکارآمدی یه فرد رو به راه های خاصی بالا ببریم:

۱)گذاشتن اون در برابر تجربه های موفق از راه ترتیب دادن هدفای قابل دسترس وهمچنین افزایش امکان حصول کارکرد اون.

۲)گذاشتن شخص در برابر الگوهای مناسبی که در عمل موفقن. اضافه کردن تجربه های جانشینی موفق اون .

۳)جفت و جور کردن متقاعدسازی وتشویقای کلامی مثل گفتن به اون که توانایی کارکرد موفق رو داره.

۴)تقویت تحریک فیزیولوژی­ایی از راه مثلا رژیم غذایی یا برنامه های ورزشی ودر واقع زیاد شدن نیرومندی وانرژی حیاتی.

۵- تجارب تصویرسازی ذهنی

افراد باتصویرسازی ذهنی یه موقعیت فرضی ورفتارهای موثر یاغیراثربخش خودشون یادیگران درآن موقعیت می تونن باورهای خودکارآمدی شون راتحت تاثیر بذارن(مادوکس،۲۰۰۰).

۲-۱-۱-۶ خودکارآمدی بالاوپایین

در چارچوب نظریه خودکارآمدی بندورا (۱۹۹۲)اینجور عنوان می شه که افراد دارای باورهای قوی بر تواناییای خود نسبت به آدمایی که به تواناییای خودتردید دارن ، در انجام تکالیف تلاش وپافشاری بیشتری نشون می دهندودر نتیجه کارکرد اونا درانجام تکالیف بهتره (بندورا،۱۹۹۷).

پژوهشا نشون دادن که باورهای خودکارآمدی بربسیاری از جنبه های کارکرد شخصی تاثیر
می ذارن. کسائیکه در مقایسه با بقیه دارای خودکارآمدی سطح بالاتری هستن ، امکانات شغلی گسترده تری رو مورد توجه قرار میدن وموقعیت شغلی بیشتری دارن ، در مدرسه نمرات بالاتری می گیرن ، هدفای شخصی عالی تری رو واسه خود بر انتخاب می کنن وازسلامتی جسمی و روانی بهتری بهره مند هستن .

احساس کا رآمدی بالا ، سلامت شخصی ، توانایی انجام تکلیف وکارها  رو به راه های جور واجور زیاد می کنه. آدمایی که به قابلیتای خوداطمینان دارن تکلیف مشکل رو به عنوان رقابت در نظر می گیرن. اونا اطمینان دارن که می تونن موقعیتای تهدید آمیز رو تحتِ کنترل خود درآورند . اینجور برداشتی نسبت به قابلیتا ، پیچیدگی وافسردگی رو کم می کنه وبه تکمیل تکالیف ، منجرمی شه (بندورا،۱۹۹۴،پاجارزوشانک،۲۰۰۲).

از دیدگاه بندورا به درد نخوری درک شده[۶] نقش مهمی در افسردگی ، اضطراب ، استرس ، روان آزردگی ودیگرحالت­های عاطفی بازی می­ کنه. به درد نخوری درک شده می تونه منتهی به احساسات وباورهای پوچی، اندوهگینی واضطراب شه . وقتی که فرد خودرادررسیدن به انتظارات با ارزش ناکارآمدبداندافسرده خواهدشدووقتی خودرادرکنارآمدن بامحرکای بالقوه تهدیدآمیزناتوان ببینه ،مضطرب خواهدشد(موریس[۷] ۲۰۰۲).

دانش آموزان دارای خودکارآمدی بالا در مقایسه با بقیه دانش آموزان به پیشرفتای بیشتر نائل می شن(کاینوسیمی،۱۹۹۲،به نقل از کرامتی، ۱۳۸۰).به نظر بندورا(۱۹۹۷) وضعیت آدمایی که در مقابله با موارد خاص مخصوصا به خاطر برخورداری از خودکارآمدی ضعیف در مورد توانمندیهای خودشک می کنن، به قرار زیره.

۱)ازانجام دادن تکلیف دشوارپرهیز می کنن.

۲)در مقابل مشکلات ایستادگی نمی کنن.

۳)نسبت به اهدافی که خود انتخاب کردن ،احساس تعهد نمی کنن.

۴)در موقعیتای سخت روی نا توانیای خود ونتایج منفی شکست تاکید می کنن.

۵)شرایط روانی اونا موجب ضعیف کردن تفکر تحلیلی در اونا می شه.

۶)عملکردهای پایین رو علامت کم استعدادخود تعبیر می کنن واعتماد به نفس خود رو از دست میدن.

۷)احساس فشارروانی می کنن ودر معرض دچار شدن به افسردگی قرارمی گیرند.

خود مفید بودن مشخص می کنه که آدما چیجوری احساس می­ کنن، می­اندیشند، برانگیخته می شن و رفتار می­ کنن. خودکارآمدی بالا روی فرایندهای پایه شناختی ،انگیزشی، هیجانی و فرایندهای گزینشی اونا اثر میذاره.

[۱] . Dimention

[۲] . Mangnitude

[۳] . Generality

[۴]. Strength

[۵] . Jackson

[۶] . Percived Inefficacy

[۷] . Muris