دانلود پایان نامه

اندازه گيري عملکرد مالی

همان طور که در این فصل گفته شد عملکرد اشاره به ماهیت و کیفیت عملی دارد که شركت برای هدایت مأموریتش به سمت سودآوری انجام می دهد. توانایی مالی یک شركت در بهره وری و سودآوری ، عملکرد مالی نامیده می شود. عملکرد مالی در شرایط و متغیرهای مختلفی مورد بررسی قرار می گیرد. بسیاری از نظام های اندازه گیری عملکرد ، عملکرد مالی شركت (سود ، هزینه ، بازده سرمایه گذاری ، سهم بازار و رشد فروش) را اندازه گیری می کنند.این روش های اندازه گیری عملکرد بیشتر بر نتایج قبلی فعالیت ها تأكيد دارند و شركت ها از آن ها برای درک و تشخیص تأثیر استراتژی ها و برنامه هایی که اجرايي شده اند ، استفاده می کنند (Shahin,2011,p107).

ارزیابی موقعیت مالی یک شرکت در فرآیند تصمیم گیری امری حیاتی و ضروری است ، چرا که عملیات یک شرکت ممکن است با وجود تولید محصول خوب ، کنترل کیفیت منظم و ساختار تشکیلاتی منسجم و هماهنگ ، به خاطر بحران مالی دچار ورشکستگی شود (حسن زاده وهمكاران،1388، ص190).

معیار مطلوب اندازه گيري عبارت است از شاخص یا شاخص هایی که در یک نگاه کلی بتوان آن را بر مبنای اندازه گيري عملکرد قلمداد کرد. معیار مطلوب ، وضعیت شركت یا سازمان را به صورت کمی و کیفی برای ذینفعان بیان می کند. استفاده از معیارهای مطلوب ، همان روش اندازه گيري عملکرد بر اساس شاخص ها ی تعریف شده علمی است. لازم به ذکر است که در لیست رتبه بندی صد شرکت برتر کشور که هر ساله توسط سازمان مدیریت صنعتی ارائه می گردد، از شاخص های اصلی زیر برای مقایسه عملکرد شرکت ها و رتبه بندی آن ها استفاده می گردد که عبارتند از (افجه و همكاران،1388، ص11) :

جدول 2-3)  شاخص هاي اصلي جهت مقايسه عملكرد شركت ها

رشد فروش
بازده فروش
رشد سود
بازده دارايي
نسبت مالكانه
بازده ارزش ويژه

 

اهداف مالی با قابلیت سوددهی شرکت مرتبط است و اندازه گیری می شود. برای مثال سود عملیاتی ، بازده سرمایه ، رشد سریع فروش ، ایجاد جریان های نقدی و اخیراً ارزش افزوده اقتصادی از معیارهای مالی هستند (وطن دوست،1391 ، ص24).

پانیگراس و تئودوریدیس[1] ضمن تعریف اندازه گیری عملکرد تحت عبارت : نظارت و برقراری فرآیندی که اطمینان می دهد ، استراتژی های اتخاذ شده توسط شركت منجر به دستیابی به اهداف کلی آن می شوند ، بیشتر مدل های اندازه گیری عملکرد را بر دستیابی به تعدادی از سنجه های (معیارهای) مالی کلیدی نظیر بازده سرمایه گذاری[2] (ROI) ، بازده دارایی ها[3] (ROA) و بازده سرمایه به کار گرفته شده[4] (ROCE) متمرکز می دانند و این مسئله را نیز اعلام مي نمايند که این معیارها به دلیل این که در اندازه گیری ابعاد چندگانه عملکرد از قبیل درجه چگونگی سازگار شدن با محیط در مقایسه با موفقیت آن ، شکست خورده اند ، مورد انتقاد قرار گرفته اند (Panigyrakis et al,2008,p600). بنيتو[5] از سه معيار عملكرد به نام هاي فروش ، سود و نرخ بازدهي دارايي ها ، استفاده نمود كه فروش ، تمركز بر اثربخشي شركت در جذب تقاضا داشت كه اين امر مي توانست شاخصي براي موقعيت بازار باشد ولي اين مطلب را كه چگونه مي توان به طور كارا به چنين موقعيتي دست يافت ، منعكس نمي كند. سود از طريق كارآيي در محاسبه ي حاشيه سود ناخالص نمايش داده مي شود و نرخ بازده دارايي به وسيله مقايسه ي سود در ازاي منابع مورد استفاده ، تأثيرات اندازه را از بين مي برد. برخي از صاحب نظران مديريت معتقد بودند كه به طور سنتي عملكرد از راه هاي زيادي عملياتي مي شد كه مثلاً شامل سهم بازار ، سودآوري ، بازگشت دارايي يا بازگشت سرمايه گذاري ، موفقيت محصول جديد و اندازه گيري تركيبي از اين قبيل متغيرها بود. معيارهاي كاپلان و نورتن[6] بر مبناي كارت امتيازي متوازن (چشم انداز مالي) قرار داشت كه به وسيله جريان وجوه نقد ، رشد فروش سالانه ، درآمد عملياتي ، سهم بازار و بازده حقوق صاحبان سهام اندازه گيري مي شد.در نهايت چيكوان[7] مولفه هاي عملكرد را در دو دسته قرار داده  است كه عبارتند از (وطن دوست،1391 ، ص24):

  • عملكرد مالي – مشتمل بر مولفه هاي حفظ مشتري و جذب مشتري جديد
  • عملكرد مالي – مشتمل بر مولفه هاي نرخ بازگشت دارايي ، سهم بازار و رشد فروش

در انتهاي اين قسمت بايد عنوان نمود كه محيط هاي كسب و كار امروزي بسيار پيچيده بوده و به سرعت در حال تغييرند. در چنين محيطي ، شركت ها براي تغيير و حركت به سمت رشد و تعالي كه پيش نياز بقاست، نيازمند يك برنامه راهبردي[8] مي باشند .در فرآیند تدوين اين برنامه كه در واقع برنامه كارگروه هاي اجرايي است ، فرصتي حاصل مي شود تا مديران اجرايي و ديگر ذينفعان به صورت دوره اي و به طور خلاقانه[9] به كسب و كارشان بيانديشند.در اين صورت آن ها مي توانند به درك مشتركي درباره عوامل ضروري در موفقيت آينده شركت ، نظير افزايش دانش و آگاهي نسبت به كسب و كاري كه انجام مي دهند و محيطي كه در آينده شركت را احاطه خواهد كرد برسند اگر مديران عالي در حين فرآیند تدوين برنامه راهبردي ، مجبور باشند درباره آن چه ضروري است تصميم گيري كنند و راهبرد آتي خود را بر مجموعه ايي محدود از فعاليت هاي نو آورانه مرتبط با اهداف مشخص و قابل اندازه گيري ، كم ولي حياتي[10] متمركز سازند اثربخشي پياده سازي اين فعاليت ها ، بهبود قابل توجهي يافته و عملكرد شركت ارتقا خواهد يافت.

 

[1] George Panigyrakis & Prokopis Theodoridis

[2] Return On Investment (ROI)

[3] Return On Assest (ROA)

[4] Return On Capital Empoyed (ROCE)

[5] Gonzalez Benito

[6] Robert Kaplan & David Norton

[7] L.Chiquan

[8] Strategic Plan

[9] Initiative

[10] Crital Few

دانلود پایان نامه