دانلود پایان نامه

 

-ارزیابی عملکرد مالی

در گذشته بیشتر ارزیابی ها به صورت ارزیابی عملکرد شرکت ها با شاخص های مالی و ارزیابی دارایی های ملموس یک موسسه صورت می گرفت اما امروزه بیشتر ارزابی ها به سمت ارزیابی دارایی های نامشهود گرایش پیدا کرده است . بر اساس دیدگاه مبتنی بر منابع ، منابع شرکت به عنوان مثال مهم ترین محرک رقابت و عملکرد محسوب می شود . این منابع دارایی های مشهود و همچنین دارایی های نامشهود ایجاد شده در داخل شرکت است که به گونه ای کارا و اثربخش در راستای اجرای راهبردهای سودآور و رقابتی خاص بکار گرفته می شود . عوامل نامشهود به عنوان مثال اصلی ترین عنصر توسعه در اقتصاد دانش محمر ، توانایی لازم خبرای انجام برنامه های راهبردی را در اختیار شرکت قرار می دهد (2003 , Riahi-Belkaoui) .

ارزيابي عملكرد شركت ها در تصميم گيري هاي اقتصادي اهميت زيادي دارد، هدف غایی هر موسسه مالی را می توان در خلق ارزش دانست ؛ به عبارت دیگر اگر یک موسسه مالی در ایجاد ارزش ناتوان بوده و یا ملاحظات برخی از ذینفعان را بر دیگری ترجیح دهد ، در شرایط رقابتی پایدار نخواهد ماند . در این شرایط نسبت های مالی را می توان ابزاری در راستای اندازه گیری این هدف دانست (محمدپورزرندي ، 1392 ، ص 117 ) . حسابداري ابزار مؤثري براي فراهم كردن اطلاعات مفيد براي قضاوت و تصميم گيري استفاده كنندگان صورت هاي مالي است، به طوري كه هستة بسياري از دلايل مطرح شده در حمايت از فلسفة وجودي دانش حسابداري، تأكيد بر فرايند قضاوت و تصميم گيري استفاده كنندگان بوده، بر اساس مباني نظري حسابداري و گزارشگري مالي كشورهاي آنگلوساكسون و نيز ايران، سرمايه گذاران، اصلي ترين استفاده كنندگان صورت هاي مالي به شمار مي روند. اين گروه در پي اطلاعاتي هستند كه به وسيلة آن ارزيابي مخاطره و بازده مورد انتظار سرمايه گذاري امكان پذير شود(اعتمادی و تاری ورد،1385،ص77) .

 

 

 

 

 

 

 

2-17-رویکردهای موجود پیرامون معیارهای عملکرد

از دیرباز تا کنون مطالعات بسیاری برای دستیابی به معیاری مناسب جهت ارزیابی عملکرد شرکت ها و مدیران به منظور اطمینان یافتن از همسویی حرکت شرکت با منافع سرمایه گذاران بالفعل و مبنایی برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی سرمایه گذاران بالقوه و اعتبار دهندگان صورت پذیرفته است . نتیجه های بدست آمده از این مطالعات به ارائه چهار رویکرد در رابطه با معیارهای عملکرد به شرح زیر انجامیده است ( ایزدی نیا ورسائیان ، 1389 ، ص 55 ) :

1-رویکرد حسابداری : در این رویکرد از ارقام مندرج در صورتهای مالی نظیر سود ، سود هر سهم ، جریان های نقدی عملیاتی ، بازده داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام جهت ارزیابی عملکرد استفاده می شود .

2-رویکرد اقتصادی : بر اساس این رویکرد که در آن از مفاهیم اقتصادی استفاده می شود ، عملکرد واحد تجاری با تاکید بر قدرت سودآوری دارایی های شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه به کار رفته ارزیابی می شود . ارزش افزوده اقتصادی ، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و ارزش افزوده بازار در این گروه جای دارند(مرادی و غفوری فرد،1391،ص3) .

3-رویکرد تلفیقی : در این رویکرد ترکیبی از اطلاعات حسابداری و بازار برای ارزیابی عملکرد به کار
می رود مانند نسبت کیوتوبین ( Tobin Q ) و نسبت قیمت به سود ( P/E ) .

4-رویکرد مدیریت مالی : مطابق این رویکرد ، اغلب از تئوریهای مدیریت مالی نظیر الگوی قیمت گذاری سرمایه ای ( CAPM ) و مفاهیم ریسک و بازده استفاده می شود . تاکید اصلی این رویکرد بر تعیین بازده اضافی هر سهم می باشد .

جستجوهاي اوليه براي دستيابي به معيارهاي ارزيابي عملكرد منجر به استفاده از اعداد و اطلاعات حسابداري در اين زمينه شده است. بسياري از معيارهاي ارزيابي عملكرد، مبتني بر مدل هاي حسابداري؛ به ويژه مدل سود حسابداري گزارش شده يا سود هر سهم است. با گذشت زمان، مديران به منظور حفظ سطح پاداش و بهبود آن، به مديريت سود از طريق تحريف اعداد حسابداري پرداختند.  اين موضوع باعث شده است كه عليرغم آنكه برخي از شركت ها داراي وضعيت مالي مطلوبي از نظر اعداد حسابداري و معيار هاي ارزيابي عملكرد مبتني بر مدل هاي حسابداري بوده اند، با بحران هاي مالي از جمله كمبود نقدينگي مواجه شوند. بنابراين، معيار هاي ارزيابي عملكرد مبتني بر مدل هاي حسابداري و طرح هاي پاداش مبتني بر آنها نتوانستند در جهت منافع سهامداران و ساير گروه هاي برون سازماني حركت كنند و موجب تعديل تضاد منافع شوند ،براي رفع نارسائي هاي مدل هاي ارزيابي عملكرد كه به دليل استفاده از اطلاعات حسابداري بوجود مي آيد، پژوهشگراني مانند سوجانن[1] ، استيوارت[2] ، باسيدور و همکاران[3] و باش و همكاران[4] به جستجوي ارائه معياري جديد براي ارزيابي عملكرد پرداختند. با پيدايش نظريه هايي در زمينة سود اقتصادي يا سود باقيمانده، مدلهايي به منظور محاسبه سود اقتصادي پيشنهاد شد. در اين مدل ها، سود خالص عملياتي پس از كسر ماليات و هزينه سرمايه به عنوان سود اقتصادي يا سود باقيمانده تعريف م يشود. هدف اصلي بنگاهها، حفظ و افزايش ثروت سهامداران است و ارزش آفريني براي بنگاهها تنها راه نيل به اين هدف تلقي مي شود. بنابراين، خلق سود و يا ارزش افزوده اقتصادي را كه باعث افزايش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران مي شود، مي توان عامل ارزش آفريني بنگاهها تلقي كرد . بنابراين معيارهاي ارزش افزوده اقتصادي، ارزش افزوده اقتصادي پالايش شده، ارزش افزوده بازار و سود باقيمانده اقتصادي در سير تكاملي خود تلاش دارند ضمن توجه به پيچيدگي هاي رفتاري مديران، به ارزيابي عملكرد آنها و تعديل تضاد منافع پرداخته و اطلاعات موجود در قيمت و بازده سهام را توضيح دهند ( مهدوی و حسینی ، 1387 ، صص 124-123 ) .

 

1-Suojanen

2-Stewart

3-Bacidore et al

4-Bausch et al

دانلود پایان نامه