مفاهیم و تعاریف ریسک

تصمیمات مربوطبهتامینمالیوتعیینترکیببهینهساختارسرمایهازیکطرفوتوجهبهریسکشرکت ازطرفدیگرازجملهمسائلیاستکهدرتصمیم­گیریمدیریت حائزاهمیتاست.

استفان­راس(1995) اینطور بیان کرده که بخش پیش­بینی نشده بازده ، یعنی بخش ناشی از اخبار غیر مترقبه ،ریسک واقعی هر نوع سرمایه­گذاری است .مهم­تر اینکه ،اگر همواره آنچه را که انتظار داریم ، بدست آوریم سرمایه­گذاری کاملا قابل پیش­بینی و بنابراین بدون ریسک خواهد بود . به عبارت دیگر ، ریسک یک دارایی از اخبار غیر مترقبه اتفاقات پیش بینی نشده ناشی می­شود(جهانخانی و شوری، 1389). و به عبارتی ساده­تر میتوان گفت ریسکیاعدماطمیناندرمعنایعاماشارهبهتحققنتیجهایمتفاوتبانتیجهموردانتظاردارد .

با توجه به آنچه ذکر شد ریسک در نتیجه عدم اطمینان ناشی از احتمال به دست آوردن بازده در یک بازه زمانی مشخص با ارزش ثابت ایجاد می­گردد که اینچنین ریسکی بر دو نوع می­باشد:

  1. ریسک غیر سیستماتیک که در اثر عوامل خاص مربوط به یک پروژه یا شرکت مشخصی ایجاد می­شود که طبق نظریه مدیریت پرتفولیو این ریسک را می­توان از طریق ایجاد یک پرتفولیو متنوع و بهینه شده به حداقل رساند.
  2. ریسک سیستماتیک که در نتیجه عوامل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی موثر بر پروژه سرمایه­گذاری ایجاد می­گردد و در نتیجه پروژه سرمایه­گذاری نقشی در ایجاد این نوع از ریسک ندارد . لذا ریسک سیستماتیک بوسیله عوامل ذکر شده بر روی شرکت یا یک بخش از صنعت تاثیر گذار است(راعی،1386).

شاخص ریسک سیستماتیک در مدیریت پورتفولیو ضریب بتا است و زمانی که انتظار رشد شاخص بازار وجود داشته باشد ، سرمایه­گذاران سهام­هایی با بتای بالاتر را انتخاب می­کنند و در شرایط انتظار کاهش شاخص بازار به انتخاب سهم­های با بتای منفی و پایین دست می­زنند(همان منبع).

با مراجعه به منابع مختلف علمی، تعاریف متعددی از ریسک می‌توان یافت. که البته‌ هر کدام از این تعاریف بسته به بعد یا زاویه دید خود، تعریف متفاوتی از ریسک ارائه کرده‌اند.
در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسک آمده است:
«ریسک عبارت است از هرچیزی که حال یا آینده دارایی یا توان کسب درآمد شرکت، موسسه یا سازمانی را تهدید می کند.»
وستون و بریگام در تعریف ریسک یک دارایی می‌نویسند:
ریسک یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.

واژه ریسک در فرهنگ لانگمن چنین تعریف شده است: “ریسک عبارت از احتمال وقوع چیزی بد یا نامطلوب و یا احتمال وقوع خطر است”.

«نیکلز» مفهوم ریسک را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده و آن را از نظر مفهومی به دو دسته تقسیم می‌کند. وی معتقد است واژه ریسک به احتمال ضرر، درجه احتمال ضرر، و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسک احتمال خطر هم احتمال سود و هم احتمال زیان را دربر می‌گیرد. در حالی که ریسک خالص صرفاً احتمال زیان را در بر می‌گیرد و شامل احتمال سود نمی‌شود، مانند احتمال وقوع آتش(نیکلز[1]،1999).
لذا، با توجه به مجموعه تعاریف فوق، می‌توان ریسک را به صورت زیر تعریف کرد:
«ریسک عبارت است از احتمال تغییر در مزایا و منافع پیش‌بینی شده برای یک تصمیم، یک واقعه و یا یک حالت در آینده» منظور از احتمال این است که اطمینانی به تغییرات نیست. در صورتی که اطمینان کافی نسبت به تغییرات وجود داشت، تغییرات مطمئن در چارچوب منافع و مزایای پیش‌بینی شده پوشش پیدا می‌کرد در حالی که عدم امکان پیش‌بینی ناشی از احتمالی بودن تغییرات، آن را به ریسک حاکم بر منافع و مزایا تبدیل کرده است.

تغییر اشاره به هرگونه کاهش یا افزایش در منافع دارد. به این معنا که صرفاً تغییرات نامطلوب نیست که در چارچوب ریسک پوشش پیدا می‌کند. بلکه تغییرات مطلوب نیز در این معنا در چارچوب ریسک قرار دارد.

تصمیم، واقعه یا حالت اشاره به ارادی و غیر ارادی بودن شرایطی دارد که ریسک بر آن حاکم می‌شود. ممکن است تصمیمی به صورت ارادی گرفته شود، مزایا و منافع آن ارزیابی شود، و بر مزایا و منافع آن ریسک خاصی حاکم باشد. از طرف دیگر ممکن است واقعه یا حالتی در آینده به صورت غیر ارادی پیش‌آید و پیش‌بینی‌های مزایا و منافع آن تحت لوای احتمال تغییر قرار گیرد.

[1]– NICKLES