دانلود پایان نامه

مدل های همراستایی[1]

2-27-1- مدل کلارک[2]

کلارک در سال 1994 مدلی را ارایه کرد که بر مبنای نظرات اسکات مورتون در سال 1991 شکل گرفته بود. در این مدل 5 عامل اساسی که بر اهداف استراتژیک سازمان اثر می گذارند و همسویی را تحت تأثیر قرار می دهند بیان شده است. این پنج عامل عبارتند از : ساختار ، فرایندهای مدیریت ، افراد و نقش ها ، فناوری اطلاعات و استراتژی.

این مدل نشان میدهد که رابطه بین فناوری و استراتژی بصورت ساده یا مستقیم نیست و این رابطه می تواند تحت تأثیر فرهنگ سازمانی قرار گیرد. روابط ممکن است توسط عوامل فناوری اطلاعات  و محیط اقتصادی- اجتماعی داخلی و خارجی تحت تأثیر قرار گیرد. بدلیل پویایی بسیار زیاد محیط های داخلی و خارجی یک سازمان همسویی باید بطور مداوم مورد بررسی و نظارت قرار گیرد.

عامل محوری و مرکزی مدل ” فرایندهای مدیریت ” است این فرایندها بین فناوری اطلاعات و استراتژی کسب و کار قرار می گیرد. (Clark , Steve 2001 ,16)

[1]  Alignment Models

[2]  مدل های همراستایی/پایان نامه همراستایی فناوری اطلاعات و کسب و کار الکترونیکClark Model

-27-2- مدل همسویی c4

تحقیقی در سال 2004 از 21 مدیر ارشد فناوری اطلاعات و کسب وکار در 15 سازمان بزرگ به عمل آمده است که تحلیل نتایج بیان می کند اغلب مدیران با سازمان های  همسوتر 4 مبحث اساسی جهت رسیدن به همسویی را در صحبت هایشان و نظراتشان تکرار کرده ان که عبارتند از:

جهت گیری واضح و روشن سازمان[1]

وجود تعهد[2]

ارتباطات[3]

یکپارچگی بین بخش ها[4] (Weise , 2004 ,9)

2-27-3- مدل همراستایی استراتژیک کازمن و می چن( BITAM )[5]

در سال 2002 کازمن و می چن مدل همراستایی استراتژیک خود ، تحت عنوان (BITAM) ارائه نمودند. آنها بر این عقیده اند که مدل های قبلی همراستایی ، باتوجه به تغییراتی که در محیط کسب و کار اتفاق افتاده است ، چندان مناسب نیستند. زیرا هر چند این مدلها به وابستگی متقابل شدید مدل های کسب و کار و سیستم های کامپیوتری پرداخته اند ، ولی آن را بطور عمیق بررسی نکرده اند. در واقع مدل های قبلی ، اغلب به بیان سطح استراتژیک و مفهومی همراستایی و ارتباط بخش های مختلف مدل پرداخته اند و مباحث همراستایی را در سطح معماری فناوری اطلاعات که امری ضروری برای همراستایی می باشد ، بررسی نکرده اند.(Kazman , 2002,6)

کازمن و می چن ، مدل همراستایی فناوری اطلاعات و کسب و کار را بصورت زیر و بر مبنای معماری فناوری اطلاعات بیان می کنند.( Libd , 11)

این مدل ، لایه های مدل های کسب و کار ، معماری های کسب و کار و معماری های فناوری اطلاعات را مشخص نموده است. تغییرات محیطی ممکن است بر روی هر کدام از این سه لایه اثرگذار باشد و این تغییرات مانند حرکت موجی به سایر لایه ها نبز منتقل می گردد.( Libd ,12)

عدم همراستایی عبارت است از نگاشت نامناسب بین این لایه ها می باشد. فعالیت های همراستایی مجدد عبارت از فعالیت هایی می باشند که پیوستگی و یکپارچگی را به این نگاشت باز می گردانند.

[1]  Clear Direction

[2]  Commitment

[3]  Communication

[4]  Section integration

[5]  Business Information Technology Alignment Method

مراحل رفع عدم همراستایی کازمن و می چن

سه مرحله اساسی در توانمندسازی سازمان جهت برخورد با عدم همراستایی وجود دارد که هر  مرحله بر پایه مرحله قبلی بیان می گردد. این مراحل عبارتند از : کشف و شناسایی[1] ، اصلاح[2] ، پیشگیری[3]  از آن.

بمنظور اصلاح عدم همراستایی ، باید در ابتدا آن را کشف و شناسایی نمود. میزان عدم همراستایی را اندازه گیری کرده و پس از آن یک استراتژی همراستایی مجدد کارآمد تعیین نمود. اگر سازمان به دنبال پیشگیری از ایجاد عدم همراستایی می باشد ، باید فرایندهای کشف و شناسایی و همچنین اصلاح عدم همراستایی را بطور مداوم انجام دهد و آنرا جزئی از فرایند توسعه خود تلقی نماید. (Kazman , 2002,14)

2-27-4- مدل جویر و کالیکا[4]

در این مدل متغیرهای همراستایی عبارتند از:

_ جهت گیری استراتژیک که شامل تجارب همکاری است.

_ استراتژی فناوری اطلاعات : شامل یکپارچگی زیر ساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات است.

_ ساختار سازمانی (Jouriou & Kalika 2004,19)

[1]  Detection

[2]  Correction

[3]  Prevention

[4]  Jouriou & Kalika

چارچوب همراستایی استراتژی کسب و کار و تکنولوژی اطلاعات هندرسون و نکاترامن

مدل همترازی استراتژیک توسط هندرسون وون کاترمن در سال 1993 ارائه شده است. هدف چارچوب تکنولوژی اطلاعات گرا ، ایجاد راهی جهت همترازی و هماهنگی تکنولوژی اطلاعات با اهداف کسب وکار در جهت ایجاد ارزش افزوده در فناوری اطلاعات است. (Henderson & J.C & H. Venkatraman , 1999,16)

چارچوب همترازی بین حوزه های کسب و کار و تکنولوژی اطلاعات را از دو بعد دنبال می کند:

الف- هماهنگی و همترازی بین حوزه های استراتژیک و عملیاتی

ب- یکپارچگی عملیاتی بین حوزه های کسب و کار و تکنولوژی اطلاعات

در هر یک از حوزه های مدل باید موارد زیر مشخص و تعیین شوند و در فرایند همترازی لحاظ گردند:

_ استراتژی کسب و کار[1]

_ استراتژی تکنولوژی اطلاعات[2]

_ زیر ساخت ها و فرایند های سازمانی[3]

2-27-5-1- چشم اندازهای همراستایی بر مبنای مدل هندرسون و نکاترامن

بر مبنای مدل هندرسون و نکاترامن چهار چشم انداز مختلف برای همراستایی بیان می شود که به شرح آنها می پردازیم. این چهار چشم انداز اصلی از استراتژی ها شروع می شوند و زیر ساخت ها را هدف قرار میدهند. مسیر حرکت در این چهار حالت از طریق ناحیه ای است که مقاومت کمتری از خود نشان می دهد. در زیر این چهار چشم انداز به همراه توضیحات مختصری در مورد آنها مورد بررسی قرار گرفته است.

1 –چشم انداز اجرای استراتژی[4]

این دیدگاه ، متداولترین دیدگاه می باشد زیرا با دیدگاه کلاسیک و سلسله مراتبی مدیریت استراتژیک مطابقت دارد و از جانب مدیران بهتر درک می گردد.

2 – چشم انداز انتقال فناوری[5]

این چشم انداز بدنبال بهترین پیکربندی ، ساختار سازمانی و زیر ساخت سیستم اطلاعاتی برای اجرای کارآمد استراتژی های سازمانی می باشد. این چشم انداز را ، پتانسیل تکنولوژی[6] نیز می گویند.

3 – چشم انداز همراستایی سطح خدمات[7]

این چشم انداز بر روی چگونگی سازماندهی خدمات سیستم های اطلاعاتی در کلاسی جهانی تمرکز دارد. این امر مستلزم درک مناسب از ابعاد خارجی فناوری اطلاعات و طراحی زیر ساخت ها و فرایندهای سیستم های اطلاعاتی متناسب با آن می باشد.

4 – چشم انداز پتانسیل رقابتی[8]

این چشم انداز به بهره برداری از قابلیت های فناوری اطلاعات برای بهبود محصولات و خدمات ، ویژگی های کلیدی استراتژی ( قابلیت های متمایز ) و همچنین توسعه اشکال جدید برقراری روابط و فعالیت های کسب و کار می پردازد.( Henderson & Venkatraman, 2000,18)

2-27-5-2- توسعه چشم اندازهای همراستایی بر مبنای مدل هندرسون و نکاترامن

ریموند پاپ[9] در سال 2000 نسبت به توسعه چشم اندازهای همراستایی بر مبنای مدل هندرسون و نکاترامن اقدام نمود. این چهار چشم انداز از زیر ساخت ها شروع می شوند و استراتژی ها را هدف قرار می دهند. این هدف گیری در صورتیکه از زیر ساخت کسب وکار شروع شده باشد ، استراتژی فناوری اطلاعات را نشانه می گیرد و در صورتیکه از زیر ساخت فناوری اطلاعات شروع شده باشد ، استراتژی سازمان را نشانه می گیرد. مسیر حرکت در این چهار حالت از طریق ناحیه ای است که مقاومت کمتری از خود نشان می دهد. ذیلاً تنها به اختصار به معرفی چهار چشم انداز مذکور می پردازیم.

1 –چشم انداز زیر ساخت فناوری اطلاعات سازمان[10]

  • زیر ساخت سازمان جهت IT را مشخص می کند و با بهبود فرایندهای IT ، استراتژی های IT تعیین می گردد. تغییرات وسیعی در زیر ساخت IT بوجود می آید.
  • روش برنامه ریزی استراتژیک مورد استفاده عبارت است از مهندسی مجدد فرایندها
  • نقش مدیران IT ، معماری فرایند کسب و کار برای توانمندسازی BPR و نقش مدیران ارشد ، رهبری و پشتیبانی از مدیران IT می باشد.

2- چشم انداز استراتژی زیر ساخت فناوری اطلاعات[11]

  • تمرکز بر روی بهبود استراتژی IT بر مبنای زیر ساخت های نوظهور یا موجود IT می باشد. زیر ساخت IT محرک استراتژی سازمان است.
  • مدیران IT نقش مدیران پروژه را داشته و توسط مدیران ارشد پشتیبانی می شوند.
  • رضایت مشتریان به پشتیبانی از سیستم های IT بستگی دارد و کسب و کار نیز شدیداً به زیر ساخت های IT وابسته است.

3 – چشم انداز زیر ساخت سازمان فناوری اطلاعات[12]

  • نقش های موجود ترکیبی از نقش های چشم انداز سطح سرویس و اجرای استراتژی است. مدیران IT ، نقش معمار کسب وکار و سرویس دهنده و مدیران ارشد ، نقش رهبر و پشتیبانی دارند.
  • قوت و قدرت زیر ساخت IT موجب تغییر زیر ساخت سازمانی شده و استراتژی های کسب و کار را تحت تأثیر قرار میدهد. مثلاً ممکن است از BPR برای بهبود زیر ساخت های سازمانی استفاده شود.

4 – چشم انداز استراتژی زیر ساخت سازمان[13]

  • استراتژی IT از زیر ساخت های سازمانی بهره برداری می کند. این زیر ساخت های سازمانی حتی استراتژی های کسب و کار را نیز تغییر می دهند.
  • نقش های موجود ترکیبی از چشم انداز اجرای استراتژی و پتانسیل رقابتی است. مدیران IT ، نقش مدیر پروژه و مدیران ارشد ، نقش پشتیبان آنها را ایفا می کنند.(Libd ,20)

2-27-6- چارچوب همترازی کسب و کار و تکنولوژی اطلاعات لوفتمن

لوفتمن در سال 1993 با توسعه مدل همترازی استراتژیک ، آن را به یک ابزار مدیریت ، شامل چهار دیدگاه همترازی تبدیل کرد. این دیدگاه ها بوسیله مثلث هایی که همدیگر را تکمیل میکنند ، نشان داده شده است. چهار گزینه ای که لوفتمن در همترازی کسب و کار و تکنولوژی اطلاعات ارائه می کند ، خلاصه ای از گزینه هایی است که پیش روی یک گستره سازمان در بهره گیری از تکنولوژی اطلاعات وجود دارد. (Luftman , 2000,17)

گزینه های ارائه شده توسط لوفتمن در مدل ” همترازی استراتژیک ” توسعه یافته عبارتند از:

1 – راهکار اجرای استراتژی

2 – راهکار بهره گیری از پتانسیل های تکنولوژیک

3 – راهکار بهره گیری از پتانسیل های مزایای رقابتی تکنولوژی اطلاعات

4 – راهکار ارائه خدمات تکنولوژیک

2-27-7- چارچوب همراستایی استراتژیک اوسبرن

پائول اوسبرن الزامات رسیدن به همراستایی بین فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان را بصورت زیر بیان می کند: (اوسبرن ،2003 ،28)

  • حصول اطمینان از حضور مؤثر فناوری اطلاعات در موفقیت استراتژی های کسب و کار سازمان
  • ترغیب مدیریت کسب و کار سازمان برای بکارگیری مداوم فناوری اطلاعات در برنامه ها و تصمیمات سازمانی
  • تعیین موقعیت سازمانی مناسب برای بخش فناوری اطلاعات بنحوی که بتواند نیازهای کسب وکار سازمان را به بهترین شکل مورد بررسی قرار دهد.
  • ایجاد و توسعه فرهنگ متمرکز بر مشتری در بخش فناوری اطلاعات
  • اطلاع رسانی شایسته آگاهی دادن به ساختار کسب وکار سازمان در مورد ارزش و اهمیت فناوری اطلاعات

اوسبرن اعتقاد دارد که الزامات فوق الذکر خود نیازمند توجه به موارد زیر می باشد:

  • آموزش مدیریت کسب و کار سازمان در مورد اهمیت وجود همکاری و مشارکت با بخش فناوری اطلاعات در سازمان
  • ارایه کنترل هایی به بخش کسب و کار در مورد تصمیماتی که در حوزه فناوری اطلاعات به خصوص تصمیماتی که در حوزه استراتژی معماری اولویت ها و هزینه های فناوری اطلاعات و … اتخاذ می گردد.
  • مطابقت تصمیمات بخش فناوری اطلاعات بار معیارهای کسب و کار سازمان
  • همراستایی ساختار ، سبک مدیریت ، کارکنان و مهارت های بخش فناوری اطلاعات بمنظور مطابقت با نیازمندی های کسب وکار سازمان
  • ایجاد فرایندی برای حفظ همراستایی فناوری اطلاعات و کسب وکار سازمان

از نظر اوسبرن مدیریت فرایند مداوم همراستایی نیازمند عامل زیر می باشد:

  • ایجاد یک کمیته فناوری اطلاعات دائمی شامل مدیران کسب وکارو فناوری سازمان بمنظور اتخاذ تصمیمات فناوری اطلاعات با تبادل نظر و با توجه به اختیار تصمیم گیری برابر.
  • تدوین فرایندی جهت پیشنهاد ، بازبینی و تصویب تغییرات در استراتژی و معماری فناوری اطلاعات
  • یکپارچگی فرایند برنامه ریزی و تصویب پروژه های فناوری اطلاعات با فرایند برنامه ریزی در سطح کلان سازمان

باید پذیرفت که همراستایی برای بکارگیری موفقیت آمیز فناوری اطلاعات در سازمان ها امری ضروری می باشد. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد ، لزوم حضور مدیران کسب و کار و فناوری اطلاعات در کنار هم در فرایند همراستایی می باشد. همچنین همراستایی نیازمند تغییر نگرش در مدیران کسب و کار و هم مدیران فناوری اطلاعات می باشد. حتماً بایستی به این نکته اساسی دقت کرد که همراستایی یک پروژه نیست بلکه یک فرایند است. (همان منبع ، 27)

 

2-27-8- مدل های ارائه شده در یک نگاه

جدول 2-1- مدل های ارائه شده

ردیف مدل تاریخ ارائه ارائه شده توسط مشخصه ها
1 مدل مفهومی برای همسویی استراتژیک 1999 تالون و کریمر استراتژی کسب و کار

فعالیت مدیریت فناوری اطلاعات

استراتژی فناوری اطلاعات

2 استراتژی همسویی فناوری اطلاعات 2001 اوسبورن استراتژی فناوری اطلاعات

فرایندها

سبک ها

مهارت ها

کارکنان

ساختار

3 C4 2004 Weiss شفافیت استراتژی

مسئولیت پذیری

ارتباطات

همکاری نزدیک میان بخش ها

4 کلارک 1994 Clark ساختار

افراد و نقش ها

فناوری

فرایندهای مدیریت استراتژی

5 BITAM 2002 کازمن و می چن مدل کسب و کار

معماری کسب و کار

معماری فناوری اطلاعات

 

[1]  Business strategy

[2]  Information Technology strategy

[3]  Infrastructure & Enterpice Processes

[4]  Strategy Execution perspective

[5]  Technology Transition Perspective

[6]  Technology Potential Perspective

[7]  Service Level Alignment Perspective

[8]  Competitive Potential Perspective

[9]  Raymond Papp

[10]  Organization IT infrastructure

[11]  Information Technology Instructure Strategy

[12]  Information Technology Organization infrastructure

[13]  Organization infrastructure Strategy

دانلود پایان نامه