دانلود پایان نامه

سیاست چارچوب قیمت و رفتار مصرف کننده:

■چارچوب های قیمت، رفتار مصرف کننده را تغییر می دهند، که این امر با آنچه تئوری اقتصادی سنتی در مورد رفتار مصرف کننده پیش بینی می کند، تناقص دارد.

■علاوه براین، تغییر در جهت بدتر شدن رفتار است. چارچوب های قیمت موجب ضرر مصرف کننده        می شوند. بدترین عاملان این مسئله قیمت گذاری جز به جز و پیشنهادهای محدود یا مدت دار هستند.

■در کل، اثرات منفی روی رفاه مصرف کننده بیشترند و قتی که هزینه های جست وجو در بازار پایین است. با این حال، وقتی هزینه های جست و جو بالا هستند، مصرف کننده ها در معرض سقط هزینه حاشیه ای قرار می گیرندو این اثر می تواند در صورت بالاتر بودن اساسی هزینه های جست و جو، قوی تر شود.

■ چون مصرف کننده ها از طریق تجربه ای که به دست می آورند، مواردی را یاد می گیرند، اثرات مضر همه چارچوب ها به جز پیشنهادهای مدت دار مسلما در بازار آیتم هایی که کمتر خریداری می شوند، بیشتر هستند. با این حال، پیشنهاد های مدت دار می تواند علاوه براین در بازار کالاهایی که اغلب خریداری        می شوند نیز موجب ضرر و آسیب شوند.

1.25)بنابراین، سیاست گذران ممکن است خصوصا نگران قیمت گذاری جز به جز در بازار کالاهایی که اغلب و به دفعات خریداری نمی شوند و پیشنهادهای مدت دار در بازار کالاهایی که به وفور خریداری        می شوند، باشند.

2)مقدمه2.1) درحالی اینطور فرض می شود که قیمت ها نقشی اساسی در رفتار اقتصادی دارند، ارائه یا چارچوب بندی قیمت ها به طور تاریخی توجه کمی را در تحقیقات اقتصادی به خود جلب کرده است، چرا که چگونگی ارائه قیمت ها مسئله ای نامرتبط فرض شده است.اما فروشندگان از روشهای مختلف بسیاری برای ارائه یا چارچوب بندی قیمت ها در بازار استفاده می کنند و اغلب این چارچوب ها را تغییر می دهند. چون تغییر دادن نوع ارائه قیمت ها   هزینه بر است، ما خودمان را در شرایطی متناقص می یابیم که در آن اقتصاد استاندارد از یک طرف بیان می کند که چارچوب بندی قیمت به رفتار مصرف کننده مرتبط نیست و از طرف دیگر می بینیم که این چارچوب بنید باید اثری روی تقاضا داشته باشد وگرنه شرکت ها روی دستکاری و تغییر آنها سرمایه خود راصرف نمی کردند.این تحقیق سعی دارد این تناقض را آشکار و روشن سازد و توضیحی برای آن بیاید.

2.2) سوالی که ما می پرسیم، ساده و کاملا تجربی است.  ما به سادگی با این مسئله شروع می کنیم که تحلیل آیا چارچوب های قیمت مختلف روی انتخاب مصرف کننده تاثیر می گذارند یا خیر.البته شاید انتظار می رود که مقالات مدت ها پیش باید به این سوال پاسخ داده باشند. شواهد موجود در مورد چارچوب های قیمت، اندک، پراکنده و اغلب بر اساس داده های شک برانگیز هستند. در واقع  ما معتقدیم که این تحقیق اولین تحقیقی است که شواهد جامعی در مور تاثیر قیمت روی رفتار مصرف کننده در محیطی نظام مند و کاملا ترغیب شده ارائه می دهد.

2.3) خصوصا، ما از یک روش آزمایشی برای مطالعه اثر چارچوب های قیمت روی انتخاب هاث مصرف کننده در یک محیط آزمایشگاهی استفاده می کنیم.کادری که در ادامه می آید، خلاصه ای از ماهیت آزمایش ها دراقتصاد ارائه می دهد.کادر1)آزمایش ها در اقتصاد: آزمایشات اقتصادی به سیاست گذاران این امکان را می دهند تا : *آزمایش کنند که آیا مشکلاتی در بازارهای وجود دارند یا خیر.برای مثال، آیا مصرف کننده ها تحت چارچوب های قیمت مختلف در تصمیم گیری دچار مشکل می شوند، همانطور که در این آزمایش برای DFT انجام شد.* در حالات اولیه، مداخلات و اصلاحات سیاستی را تست کنند  مداخلات مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند یا یک مداخله معین را تنظیم کنند.برای مثال به آزمایش Ofcom در سال 2010 رجوع کنید که عملکرد مکانیسم های ارائه قیمت مختلف را روی رفتار مصرف کننده در بازارهای ارتباطات را دور مطالعه کرد.* بعد از انجام آزمایش، بررسی کنند که آیا مداخلات سیاستی موجود آن طور که باید عمل نمی  کنند و آیا می توان آن هار ا برای بهبود بازده در اقتصادمان تغییر داد یا خیر.برای مثال،  به آزمایش هیولت-پاکارد در سال 2001 رجوع کنید که تاثیر قیمت های حداقل تبلیغ شده را روی رفتار خرده فروشی HP آزمایش کرد.آزمایش ها روشی تجربی هستند و به عنوان مکملی برای داده های میدانی جمع آوری شده از طریق برآورده ها و شبیه سازی هایی که از قدرت محاسباتی برای مدل سازی رفتار مصرف کنندگان و شرکت ها استفاده می کنند، به کار می روند.شاخص های آزمایش های اقتصادی، موارد کنترل اعمال تغییر و تکرار هستند.  کنترل به معنای تصمیمات فردی گرفته شده در آزمایش است که تنها توسط انگیزه های ایجاد شده در آزمایش القا می شوند و هیچ عامل دیگری در آنها نقش ندارد.اعمال تغییر به صورت تغییر دادن انگیزه های خاص یا ویژگی هایی از یک سیاست است و شناسایی این که چگونه تصمیمات فردی در نتیجه این تغییرات دستخوش تغییر می شوند.در نتیجه، رابطه علیتی واقعی ایجاد       می شود که دلیل تغییر رفتار را نشان می دهد.

تکرار، امکان اجرای چند باره چند باره همین آزمایش توسط همین محقق، محققان دیگر و در میان جمعیت های مختلف است که برای بررسی و تایید نتایج صورت می گیرد.آزمایشات از افراد واقعی در محیط های کنترل شده برای گرفتن تصمیمات اقتصادی واقعی استفاده می کنند.آزمایشات رفتار را توسط ایجاد انگیزه های پولی واقعی(و عدم انگیزش ها) القا می کنند که این انگیزش ها و عدم انگیزش ها مستقیما به تصمیماتی که شرکت کنندگان در آزمایش می گیرند، مرتبطط اند. این امر، تصمیم گیری و انگیزش القایی نامیده می شود که روش های برآورده و نظرسنجی آن را به کار نمی گیرند. آزمایشات، محیط های ساده شده ای را ایجاد می کنند که بازتاب کننده محیط های واقعی پیچیده هستند. آزمایشات طوری طراحی    می شوند که روی محرک های رفتاری اصلی علاقه تمرکز کنندو دیگر عوامل مخل رفتار را کاهش دهند. این ساده سازی به آزمایشات اجازه می دهد تا علیت را برقرار سازند. علیت شناسایی این نکته است که چه چیزی واقعا رفتار را موجب می شود و چرا این امر رخ می دهد. دو انتقاد اصلی که برآزمایشات وارد         می شوند، عبارتند از : 1-نماینده بودن شرکت کنندگان و 2- تعمیم دهی ورای محیط آزمایشگاهی.در مورد انتقاد اول، انتقاداول، انتخاب نمونه ها یا شرکت کنندگان حوزه بحث و تحقیقات مستمر در آزمایشات روانشناسی و اقتصاد بوده است.  در کل، تحقیقات بیان می کنند که رفتار اساسی بنیادی، اگر که قوی باشد، با فرض انگیزه های تست شده در آزمایش، در بین تمام انواع انتخاب نمونه ها صدق خواهد کرد. با این حال، ممکن است تفاوتی دراندازه بازده ها دیده شود اگر که نمونه ها تجربه قبلی داشته باشند یا توانایی شناختی آنها باهم متفاوت باشد.  تعمیم دهی اغلب با مفهوم موازی سازی توصیف می شود و محقق برای رفع این انتقاد از طریق انجام آزمایشات جدیدی که ماهیت دقیق انتقاد را بررسی می کنند، وارد عمل می شود. برای مثال، اگر انتقاد این است که آزمایشات خاصی اعتبار خارجی ندارند چون در بازارهای واقعی شرکت کنندگان خیلی بیشتری وجود دارند، محقق می تواند آزمایش جدیدی انجام دهد و در آن تعداد شرکت کنندگان را دو برابر کند تا دریابد آیا این مسئله، مشکلی واقعی است یا خیر.

2.4)این محیط تمام ویژگی های اساسی و حیاتی مسائل انتخاب مصرف کننده واقعی را در برمی گیرد: کالاها در چند فروشگاه عرضه می شوند، مصرف کنندگان شاید مایل باشند یک یا چند واحد خریداری کنند و می توانند بین فروشگاه های مختلف به جست و جو بپردازند.در عین حال، محیط ساده و شدیدا کنترل شده است که به ما این امکان را می دهد تا استنباطی روشن در مورد چگونگی تاثیر گذاری چارچوب های قیمت روی رفتار مصرف کننده و در نهایت روی رفاه مصرف کنندگان به دست آوریم.

2.5) توجه داشته باشید که طرح ما اثرات خالص چارچوب بندی، یعنی ارائه قیمت ها را با ثابت نگه داشتن سطوح قیمت واقعی جدا می کند.  در بسیاری از بازارهای واقعی، گاهی پیشنهاداتی واقعی وجود دارند که ممکن است به یکی از روش هایی که ما در اینجا مطالعه می کنیم چارچوب بندی شوند یا ممکن است اینطور نباشند. در چنین مواردی، اثر چنین پیشنهاداتی روی مصرف کنندگان بدین شرح است: تاثیر مستقیمی از قیمت های پایین تر وجود دارد و به علاوه ممکن است اثراتی ناسازگار  از چارچوب بندی قیمت وجود داشته باشد.

2.6) به طور مشابهی، ما اثرات خالص هر چارچوب قیمت را جدا می کنیم.در بازارهای واقعی، برخی از این چارچوب ها ممکن است در ترکیب با یکدیگر دیده شوند. به علاوه، مصرف کنندگان مجبور شدند چارچوب های متفاوتی را مقایسه کنند که یک پیچیدگی دیگری خواهد بود که از این مطالعه به آن دست می یابیم.

2.7) نتیجه اصلی ما این است که چگونگی چارچوب بندی قیمت ها (یا ارائه آنها)تاثیر بسیار مهمی روی انتخاب مصرف کنندگان دارد. ما قیمت گذاری  ساده را (“قیمت این کالا E1 در هر واحد است”) با پنج چارچوب قیمت دیگر مقایسه می کنیم:حراج(“E2  بود، حالا شدE1”)، قیمت گذاری پیچیده (“2 تا بخر، 3 تا ببر”)پیشنهاد های مدت دار (“E1 فقط امروز”)،  طعمه گذاری (“E1 تا وقتی که موجودی داریم” که احتمال دارد موجودی آنقدر کم باشد که مصرف کنندگان وقتی به پرداخت می رسند، با قیمتی بسیار بالاتر روبرو شوند)و قیمت گذاری جز به جز (وقتی قیمت موثر کامل یک کالا فقط به صورت جز به جز آشکار می شود،  برای مثال، با هزینه های حمل ونگهداری که باید علاوه بر قیمت اصلی پرداخت شوند)ما دریافتیم که که تمام این رویه ها تاثیری بر نوعی ناسازگار و زیان آور روی رفتار مصرف کننده دارند و اکثر آنها به طور قابل توجهی روی رفاه مصرف کننده اثر می گذارند.

2.8) تحقیق ما هم چنین دو چارچوب قیمت را شناسایی می کند که خصوصا برای مصرف کننده زیان آورند :پیشنهادات مدت دار و حتی مضرتر از آنها، قیمت گذاری جز به جز،  همانطور که در ادامه باتفصیل بیشتری بحث می کنیم، نتایجی بسیار قوی در این رابط وجود دارند که در آزمایشات مقایسه ای با نمونه های باهوش تحت تغییرات کوچک دیده شده اند.پس درواقع، آزمایش ها ضرر واقعی حاصل از این رویه ها را کمتر از حد اصلی برآورد می کند.

2.9) همچنین، بحث می کنیم که چطور یافته های ما با تعصب های شناخته شده در رفتار اقتصادی مرتبط اند و این تعصب ها چطور می توانند روی بازده های بازار و رقابت بین شرکت ها اثر بگذارند.

2.10) در آزمایش ها، نمونه های انسانی( دانشجویان VCL که روی یک پایگاه داده برای آزمایشات اقتصادی ثبت نام کرده اند.)در یک توالی از تصمیمات فردی شرکت می کنند که بازتاب خرید کالاهای مختلف به دفعات است. قبل از وارد شدن به جزئیات طرح آزمایش، شاید بهتر باشد مروری تقریبی از چگونگی اجرای آزمایش داشته باشیم. نمونه های روی یک مانیتور کامپیوتر مخصوص به خودشاتن کار می کنند و برای عملکردشان پاداش می گیرند خصوصا، آنها یک بازده پولی(که منعکس کننده بهره وری مصرف و رضایتی است که فرد از مصرف یک کالا حس می کند)برای هر واحد از هرکالایی که می خرند،  دریافت می کنند، البته آنها باید قیمتی را که فروشگاه می طلبد را نیز بپردازند.در کل آزمایش، همیشه دو فروشگاه وجود دارند. این فروشگاه ها کاملا یکسان اند. نمونه هایی که نقش مصرف کننده را ایفا می کنند باید انتخاب کنند که ابتدا از کدام فروشگاه دیدن می کنند و ما این فروشگاه را فروشگاه اول و آن یکی را فروشگاه دوم می نامیم. رفتن به یک فروشگاه شامل برخی هزینه های جست وجو (پولی) می شود که بازتاب کننده هزینه های زمانی جست و جو در اینترنت یا هزینه های رفتن واقعی برای بازدید از فروشگاه فیزیکی هستند.

2.11) دستکاری آزمایش اصلی ما اینطور است که چگونه قیمت ها چارچوب بندی شوند وقتی که نمونه مصرف کننده به فروشگاه می آید. در حالت اصلی، نمونه ها قیمت ها را به واحد و به طور ساده        می بینند. سپس پنچ چارچوب قیمت پیچیده ترمورد تحلیل، روی چارچوب های قیمت به کار رفته در این زمینه مدل سازی می شوند.

2.12)با این آزمایش، ما می توانیم تاثیر چارچوب های قیمت را روی مصرف کنندگان به دو روش بررسی کنیم. در روش اول می توانیم به سادگی بررسی کنیم که آیا چارچوب های قیمت روی رفاه مصرف کنندگان تاثیر می گذارند یا خیر(که در آزمایش توسط پرداخت کلی نمونه هانشان داده می شود).چون برخی استراتژی های قیمت گذاری غریب یا نقطه ضعفی واقعی بریا مصرف کنندگان به همراه دارند (برای شمال، تحت “2 تا بخر، 3تا ببر”،  قیمت های موثر واقعا پایین تر هستند ) ما همیشه رفاه به دست آمده را با رفاه تحت رفتار بهینه مقایسه می کنیم. رفتار بهینه را می توان به دقت برای هر شش محیط مختلف محاسبه کرد که در این گزارش مفصلا به آن خواهیم پرداخت.

2.13)روش دوم بررسی داده ها، مقایسه انتخاب های واقعی با استراتژی بهینه است این کار به ما اجازه می دهد تا خطاهای موجود در تصمیم گیری مصرف کننده را شناسایی کنیم و از اینکه چگونه این خطاها توسط چارچوب های قیمت مختلف ایجاد می شوند. تحلیل مفصل و دقیق تر خطاها نیز به ما این امکان را می دهد تا بفهمیم خطاها در کجای فرآیند رخ می دهند و این امر برای مهم دلایل ریشه ای ضرر مصرف کنندگان مهم است.

2.14) اینطور مشخص می شود که دو علت ریشه ای اصلی برای خطاهای تصمیم گیری مصرف کنندگان وجود دارند که در پدیده ای به نام اثر موهبت[1] یافت می شوند (در این پدیده، تمایل مصرف کنندگان برای پرداخت تغییر می کند وقتی که باور دارند قبلا مالک آن کالا بوده اند و آن را در اختیار دارند).هم چنین علت این خطاها در خطاهای شناختی نیز یافت می شوند، وقتی اطلاعات موجود صرفا به درستی پردازش نمی شوند و باروهای مصرف کنندگان درباره آنچه فروشگاه ها انجام می دهند، به شدت متعصبانه است.

2.15)در ادامه، ابتدا مقالات بسیار اندک درمورد چارچوب های قیمت را مرور می کنیم. سپس به آزمایش انجام شده می پردازیم و اساس و طراحی دقیق آن را قبل از تحلیل داده ها بررسی می کنیم.  در پایان در مورد معنای ضمنی یافته هایمان برای بازارهای خارج از محیط آزمایشگاهی بحث  می کنیم و چند توصیه سیاستی ارائه می دهیم.

3- مرور پیشینه تحقیق تئوری و تجربی در مورد چارچوب بندی قیمت ها:

3.1) اولین مورد قابل توجه در این مرور این است که مقالات در مورد چارچوب بندی قیمت و تاثیر آن روی رفتار مصرف کننده به طور تعجب آوری کم هستند و پراکنده می باشند.خصوصا، شواهد تجربی موجود خیلی کم هستند.حتی در مقالات بازار یابی، اثرات چارچوب های قیمت مختلف به طور نظام مند بررسی نشده اند. به علاوه، برخی مطالعات موجود، دچار مشکلاتی در زمینه روش تحقیق هستند.مشکلات روش تحقیق عبارتند از استفاده از مسائل انتخاب صرفا فرضیه ای با تکیه روی داده های حاصل از ادراک یا یادآوری.  در بسیاری زمینه ها اینطور فرض می شود که پیوند بین انتخاب فرضیه ای و انتخاب واقعی بسیار ناچیز است و داده های پرسشنامه و ادراکی اغلب غیر قابل اعتمادتند(برای مثال به هرتویک و ارتمن(2001) رجوع کنید)

3.2) ما در مورد برخی از مقالات در رابطه با شفافیت قیمت نیز بحث می کنیم که به طور غیر مستقیم مرتبط با بحث ما هستند.ار چارچوب بندی قیمت مقایسات قیمت را سخت تر کند، این امر به کاهش شفافیت قیمت در بازار های می افزاید، بازهم شواهد زیادی درمورد نقش شفافیت قیمت وجود ندارند اما برخی منابع مفید در این زمینه هستند که به طور مختصر به آنها می پردازیم.

3.3)مقالات تئوری مرتبط، به بررسی این امر می پردازند که شرکت ها چه طور به بهینه قیمت ها و چارچوب های قیمت را انتخاب می کنند اگر که مصرف کنندگان نیز درگیر مقایسه قیمت های چارچوب بندی شده شوند. با این حال، کاملا مشخص و روشن نیست که این فرضیه که مصرف کنندگان درگیر مقایسه قیمت ها می شوند، چه قدر می تواند درست و قابل اعتماد باشد

[1]. endowment

دانلود پایان نامه