رابطه سرمایه های فکری و عملکرد مالی

منظور از سرمايه فكري، توسعه و بكارگيري منابع دانش در شركت ها است. سرمايه فكري شامل دانش، اطلاعات، دارايي فكري و تجربه است كه مي تواند براي ثروت آفريني مورد استفاده قرار گيرد. سرمايه فكري عبارت است از توانايي ذهني جمعي يا دانش كليدي به صورت يك مجموعه ،بنابراين سازماني برتر است كه در هر سه جزء سرمايه فكري قدرتمند باشد.

تحقیقات صورت گرفته نشان داده است که امروزه منبع ارزش اقتصادي، تنها تولید محصولات برتر نیست بلکه وجود سرمایه فکري متمایز است. با توجه به اهمیت سرمایه فکري تحقیقات زیادي به بررسی تاثیر سرمایه فکري بر ابعاد مختلف عملکرد پرداخته اند(Maditinos,2011,p.135)  .

ادوینسون و مالون(1997)  یکی از اولین تعاریف سرمایه فکري را مطرح نمودند که سرمایه فکري دانش، تجربه، تکنولوژي سازمانی، روابط با مشتریان و مهارت هاي حرفه اي است  که سبب ایجاد مزیت رقابتی شرکت در بازار سرمایه می شود ( دیانتی و رمضانی،1392،ص4). ریاحی و بلوکی (2003) رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه های فکری و عملکرد مالی را نشان دادند، چن (2005) علاوه بر اثبات روابط بین سرمایه فکري و عملکرد مالی و ارزش بازار، نشان داد سرمایه گذاران ممکن است ارزش هاي متفاوتی براي اجزاي خلق کارایی (فیزیکی، انسانی، ساختاري) قائل باشند(Chen,2005,p.82)  .

نمازي و ابراهیمی(1388) در تحقیقی روش پالیک (2000) براي  سنجش ارزش افزوده سرمایه فکري استفاده نموده و به این نتیجه رسیدند که بین سرمایه فکري و عملکرد جاري و آینده شرکت هم در سطح کلیه شرکت ها و هم در سطح صنایع، رابطه مثبت ومعناداري وجود دارد. همچنین تحقیقات مصطفایی و طباطبایی(1389)  و مهرانی(1389)­همگی حاکی از تاثیر مثبت سرمایه­فکري بر عملکرد و ارزش بازاراست­(­مصطفایی و طباطبایی،1389)­­.

تینگ و لین (2009) با هدف ارزیابی عملکرد سرمایه فکري و رابطه آن با عملکرد مالی به انجام پژوهشی در مالزي پرداختند،نتایج نشان می دهد که اجزاي سرمایه فکري نیز با سودآوري رابطه معنی داري دارند.

مدیشنز و همکاران(2010) به بررسی تأثیرسرمایه فکري بر ارزش بازار و عملکرد مالی شرکت پرداختند. نتایج پژوهش، حاکی ازاین بود که تنها بین سرمایه انسانی و یکی از معیارهاي عملکرد مالی یعنی بازده سرمایه(ROE) ارتباط معناداري وجود دارد (حمیدیان پورو نعمت اللهی،1391،ص138).