دلایل بروز تضاد در سازمان

1-  ناسازگاری در اهداف:مهمترین علت بروز تضاد است. تعارض در سازمان به علت اینکه افراد در حال پیگیری اهداف متضاد می باشند به سادگی جریان پیدا می کند.مثلا ممکن است بین واحد هایی که متولی کاهش هزینه در سازمان هستند با واحدهایی که مسئول امور تشریفات سازمان هستند تضاد بوجود آید.

2- تفکیک واحد ها ودوایر[1]:به خاطر تقسیم کارشدیددر سازمان ایجادمی شود،واحدهایی که تفکیک می­شوند نوعی جهت­گیری عاطفی،روحی وارزشی به سیستم خودپیدا می­کنند که این امر باعث بخشی نگری می­شودودر نتیجه تضاد افزایش می یابد.در مقابل این تفکر رویکرد دیگری به نام انسجام ویکپارچگی[2]مطرح می­شودکه باعث کاهش تضاد می­شود.

3-وابستگی کاری:هرچه واحدها به هم وابسته­تر باشند تضاد بیشترمی­شود،البته منظور وابستگی سریالی یا یک طرفه است.

4- کمیابی منابع:هرقدرمنابع کمیاب­ترشود،احتمال بروزتضادبیشتر می­شود. منابع شامل پول، اطلاعات و ملزومات افراد می­باشد. افراد یا گروه­ها باید برای بدست آوردن منابع اندک با یکدیگر به رقابت بپردازند، به همین دلیل در میان آن­ها اغلب اجتناب­ناپذیر است. این تفاوت­ها زمانی جریان پیدا می­کند که یک واحد سازمانی نفوذ قابل توجهی بر دیگر واحدها دارد و ممکن است از وجهه، قدرت و مقام آن­ها بکاهد و افراد و گروه­ها به دلیل میل به افزایش قدرت و نفوذشان در گروه  یا سازمان درگیر تعارض و تضاد می­شوند.

5- توزیع نابرابر قدرت: واحدهایی که قدرت کمتری دارند در برابر واحدهایی که قدرت بیشتری دارندرفتارهای متضاد بیشتری بروز داده واحتمال بروز تضادبین ان­ها بیشتر است.

6- سیستم پرداخت­ها وپاداش­ها:هرقدر نظام پرداخت­ها نامناسب و تبعیض­آمیزباشد احتمال بروز تضاد بیشتر است.

7- عدم اطمینان محیطی:هرقدر محیط سازمان نامطمئن­ترشود،احتمال بروز تعارض بیشتر می­شود (طبرسا، 1392).

 

2-20 مدیریت تـعــارض

مديريت تعارض عبارتست از فرايند کنترل شايسته تعارضات و تمرکز بر عوامل ايجادکننده آن­ها و هدايت آن­ها به سمت اهداف گروهي و فردي. مديريت تعارض جزء شايستگي­هاي رفتاري يک مدير و رهبر گروه مي­باشد که از نقش­هاي ميان فردي آن­ها حکايت مي­کند. مدیریت‌ تعارض‌ فرایند برنامه‌ریزی‌ برای‌پرهیز از تعارض‌ در جایی‌ که‌ ممکن‌ است‌ وسازماندهی‌ آن‌ برای‌ حل‌ تعارض‌، جایی‌ که‌ رخ‌می‌دهد است‌ (مشبکی، 1387).به منظور اثربخشی اقدامات مدیران برای مدیریت کردن تعارض با توجه به موارد زیرضروری است:

الف)تعارض را بشناسیم(تعریف تعارض)

ب)فرآیند تعارض را بشناسیم

ج)دلایل وریشه های بروز تعارض را بشناسیم

د)روش­های حل تعارض را بشناسیم (طبرسا، 1392).

 

2-21 ضرورت مدیریت تعارض

تعارض‌ جزئی‌ طبیعی‌ و عادی‌ از زندگی‌ روزمره‌ ماو واقعیتی‌ است‌ که‌ بشر در طول‌ تاریخ‌ با آن‌ آشنابوده‌ ولی‌ متأسفانه‌ به‌ دلیل‌ عدم‌ مدیریت‌ صحیح‌،بیشتر به‌ ستیزه‌­جویی‌ و دشمنی‌ مبدل‌ شده‌ است‌.لذا امروزه افراد پیشینه‌ ناخوشایندی‌ از آن‌ دارند وبه‌ تعارض به‌ عنوان‌ یک‌ پدیده‌ منفی‌ نگاه‌ می‌کنند. با توجه به اثر مخرب تعارض و نيز منافع حاصل از آن، همينطور با عنايت به ويژگي­هاي ماهيتي تعارض و لحاظ اصل اجتناب­ناپذيري وجود تعارض در کارهاي گروهي، مديريت تعارض و هدايت آن به سمت تحقق دستاوردهاي فردي و جمعي بسيار اهميت داشته و نقشي حياتي در بهره­وري کار گروهي ايفاء مي­نمايد. تعارض‌ تقریبا همیشه‌ با احساس‌ عصبانیت‌،درماندگی‌، رنج‌، اضطراب‌ یا ترس‌ همراه‌ است‌. درحالی‌ که‌ تعارض‌ و برداشت‌ ما از آن‌ به‌ سوی‌تصویر منفی‌ گرایش‌ دارد، اما تعارض‌ لزوما امری‌منفی‌ نیست‌ و این‌ توانایی‌، برای‌ مدیریت‌ تعارض‌است‌ که‌ بر پیامدهای‌ آن‌ اثر می‌گذارد. درعین حال،بدانید یکی از نیروهایی که هویت گروه را استحکام می­بخشد و انسجام آن را ارتقا می­دهد، تعارض با گروه­های دیگراست. لذا آگاهی‌ از دانش‌ و مهارت­های‌ مدیریت‌تعارض‌ به‌ منظور استفاده‌ از آن‌ امری‌ ضروری‌ به‌نظر می‌رسد. چنانکه‌ حتی‌ برخی‌ معتقدند که‌ دانش‌ اینکه‌ چگونه‌ تعارضات‌ خود را مدیریت‌کنید به‌ اندازه‌ اینکه‌ بدانید چگونه‌ بخوانید،بنویسید و صحبت‌ کنید مهم‌ است‌. تعارض باید به گونه­ای مدیریت شود تا مزایای تحریک یا برانگیختن بهینه ونقطه نظرات جدید را تولید و انسجام درون گروهی را تقویت کرده و همزمان اثرات منفی رفتار ناهمکاری گونه یا خصومت ساز بین واحدها و افرادرا به حداقل برساند (هچ، 1388).

 

جدول 2-2 راه­های کاهش تعارض در سازمان­ها، منبع: (هچ، 1388)

اقدام توصیه شده استراتژی ضمنی
جدایی فیزیکی اجتناب
افزایش منابع اجتناب
فرونشاندن احساسات و افکار اجتناب
تدوین اهداف متعالی وفراگیر همکاری
تاکید بر شباهت­ها آرام سازی
مذاکره مصالحه
توسل به مقام بالاتر ارجاع سلسله مراتبی
گردش شغلی تغییر ساختاری
مجاورت فیزیکی مواجهه (رودررویی)

[1]– Differentiation

[2]– Integration