اجراي اصلي و كليدي مديريت دانش

دانلود پایان نامه

) ايجاد دانش

ايجاد دانش به توانايي سازمان‌ها در ايجاد ايده‌ها و راه‌حل‌هاي نوين و مفيد اشاره دارد. سازمان‌ها با توسعه و تجديد ساختار دانش قبلي و كنوني با روشهاي مختلف به خلق واقعيتها و مفاهيم جديد مي‌پردازند. ايجاد دانش فرآيند مهمي است كه در آن انگيزه، تلقين، تجربه و شانس، نقش مهمي ايفا مي‌كنند. معيار سنجش دانش نو، نقش مؤثر آن در حل مسائل جاري و نوآوري در بازار است. با اين حال، توصيه نمي‌شود كه سازمان‌ها بكوشند تحت هر شرايطي، دانش جديد ايجاد نمايند. روشهاي مختلفي وجود دارد كه با آنها مي‌توان تجربيات را دوباره آزمود.

براي مثال هر سازمان مي‌تواند با استفاده از استراتژي تقليد، تكرار و جايگزيني بخشي از دانش موجود را دوباره احياء نمايد. در برخي موارد يك سازمان مي‌تواند با تكيه بر توانايي‌هاي خود و كاهش كاستي‌ها قابليت خود را بهبود بخشد. يك سازمان مي‌تواند با تقويت قابليتهاي بخش تحقيق و توسعه، بررسي محيط خارجي و بكارگيري فنآوري خرج از سازمان پايه دانش مستحكم‌تري ايجاد نمايد (همانجا).

برخي سازمانها ممكن است بكوشند تا اطلاعات موجود را به شكلي نو تعبير و سازماندهي نمايند. براي مثال، يك شركت حسابرسي ممكن است بكوشد از استانداردهاي حسابداري موجود با روشهاي مختلف و با استفاده از روندهاي متنوعي چون هزينه‌هاي تخفيف و استهلاك بهره ببرد. به عبارت ديگر، امكان دارد برخي شركتها فرآيند «تحقيق و آموزش» را از طريق يك سري تجربيات انتخاب كنند. براي مثال، شركتهايي چون، Motorola،  Corning،CE’s CT، Monsanto’s NutraSweet در بسياري از موارد از اين فرآيند استفاده نموده‌اند (دي‌بايت، 1387).

 

2-1-8) اجراي اصلي و كليدي مديريت دانش

براي اجراي مديريت دانش در هر سازمان بايد به عواملي از جمله ساختار سازمان، تکنولوژيهاي موجود در سازمان و فرهنگ سازماني توجه نمود. در حين برنامه‌ريزي براي رسيدن به اهداف سازماني بايد به مديريت دانش در سازمان مورد نظر توجه شود؛ اين بدين معناست که در تدوين برنامه‌هاي استراتژيک هر سازمان بايد به سرمايه‌هاي دانش موجود در سازمان نيز پرداخت. بدين منظور تيمهاي دانش در سازمان به وجود مي‌آيند که نقش بسزايي در عملي کردن مديريت دانش در سازمان ايفا مي‌کنند. در واقع تيمهاي دانش در هر سازماني چرخة دانش را در آن سازمان به حرکت در مي‌آورند و به توليد، سازماندهي، ذخيره و اشتراک دانش در سطح سازمان کمک مي‌کنند. هر سازماني مي‌تواند سياستهاي خاصي در قبال کارکناني که در اشتراک دانش شرکت مي‌کنند، داشته باشد. از جملة اين سياستها اراية پاداش به کارکنان بر اساس ميزان به اشتراک‌گذاري دانش‌شان در سازمان است. اين امر مي‌تواند باعث افزايش انگيزة کارکنان در تسهيم دانش خود شود. لازم به يادآوري است که ارزشيابي دانش نيز بايد جزء برنامه‌هاي سازمان گنجانده شود تا ميزان اثربخش بودن دانش مشخص شود. مسلماً گنجاندن مديريت دانش در برنامه‌هاي استراتژيک سازمان به تنهايي در عملي کردن و اجراي مديريت دانش کافي نيست. در دنياي امروز ما ناگزير به استفاده از تکنولوژيهاي اطلاعاتي براي اجراي موفق مديريت دانش در سازمان خود هستيم (كريمي، 38، 1385).

به کمک سيستمهاي اطلاعاتي مي‌توان دانش موجود در ذهن تک تک پرسنل را ذخيره و نگهداري نمود و در مواقع نياز در اختيار ديگر کارکنان سازمان قرار داد. مي‌توان از بسترهاي مبتني بر IT مانند اينترانت، اکسترانت، پورتالها، گروه‌افزارها، اينترنت و … در اشتراک دانش و استفاده از آن کمک گرفت. امروزه اينترانت به عنوان يکي از ابزارهاي مديريت دانش در سازمانها در سطح وسيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اينترانت يک شبکة کامپيوتري خصوصي در درون سازمان مي‌باشد که نقش مهمي در اشتراک دانش در سازمان ايفا مي‌کند. اکسترانت يک شبکة دسترسي کنترل شده مي‌باشد که افراد در خارج از سازمان نيز مي‌توانند در آن دخيل باشند، بر خلاف اينترانت که افراد ويژه‌اي در داخل سازمان امکان استفاده از آن را دارند. البته امنيت شبکه در خصوص اکسترانت بسيار حائز اهميت است (استفاده از اکسترانت در پي گسترش مفهوم مديريت دانش، که علاوه بر دانش کارکنان سازمان بايد از دانش خارج از سازمان نيز بهره جست، رواج يافت). پورتالها نيز سايتهاي مرجعي هستند که امکان دسترسي به منابع اطلاعاتي مورد نياز کارکنان سازمان را فراهم مي‌کنند. گروه‌افزارها نرم‌افزارهايي هستند که اين امکان را فراهم مي‌کنند که کارکنان و سازمانهايي که در نقاط جغرافيايي مختلف و دور از هم به کار مشغولند، با هم ارتباط برقرار کرده و از دانش يکديگر استفاده نمايند. از جملة اين نرم‌افزارها مي‌توان از IBM Lotus،  Microsoft Outlook و… نام برد. همچنين ايجاد نقشه‌هاي دانش نيز در استفادة بهينه از دانش تک تک پرسنل موثر مي‌باشد. منظور ايجاد بانکهاي اطلاعاتي اين است که مشخص مي‌کند کداميک از کارکنان، در چه موضوعي و در چه بخشي از سازمان دانش خاصي را داراست تا در صورت نياز بتوان به آن دسترسي يافت. در واقع به کمک نقشه‌هاي دانش جايابي دانش آسان مي‌گردد. علاوه بر توجه به مديريت دانش در ساختار سازمان و استفاده از تکنولوژيهاي موجود در سازمان، براي عملي کردن مديريت دانش به عامل بسيار مهم ديگري نيز نياز است، که به نظر مي‌رسد بدون توجه به اين عامل ـ عليرغم توجه به دو عامل قبلي ـ موفقيت در اجراي مديريت دانش منتفي باشد؛ اين عامل مهم فرهنگ سازماني نام دارد. براي موفقيت در اجراي مديريت دانش يکي از مهمترين قدمها اين است که فرهنگ و نگرش مجموعه و تک تک پرسنل نسبت به اشتراک دانش تغيير يابد. هنوز در بسياري از سازمانها بعضي از کارکنان بر اين عقيده هستند که دانش منحصر به فرد آنها در افزايش سطح عملکرد شخصي آنها مؤثر بوده و با اشتراک دانش، موقعيت خود را در سازمان به خطر مي‌اندازند. در سازمانها بايد برنامه‌هايي براي معرفي کساني که به اشتراک دانش خود در سطح سازمان مي‌پردازند، وجود داشته باشد و آنها به عنوان افرادي که مهارتهاي خاصي را دارا مي‌باشند، شناخته شوند. اين به نوبه خود موجب تشويق بيشتر کارکنان به مشارکت در اجراي مديريت دانش در سطح سازمان مي‌شود. در واقع بايد در ميان کارکنان سازمان تفکر تبادل دانش قدرت است جايگزين دانش قدرت است، شود (قرباني، 71، 1386).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.